صامت‌های پرصدا

-5915652697133008121_120

……………………………

✍ دکتر حبیب بخشوده

بی‌گمان توجه به نگه داشت و مرمت آثار ملی علاوه برنشان دادن احترام و دلسوزی مسولان به پاسداشت آثار تاریخی می تواند مبین فرهیختگی و فرزانگی آنها هم باشد.

بهره ها وفواید مادی ومعنوی این آثار فراوان است. همچنین جنبه های هنری و ادبی این تابلوهای بی بدیل با اندکی مداقه ی نظر قابل دیدن.

چه زیبا قلم ها آهنین، سطح زمخت سنگ ها را تراشیده اند وچه تلاشمند هنرمندان فرمان حاکمان را با نوک تیز قلم، حکاکی کرده اند

وهنر خویش را نمایان ساخته اند و چه آسان و بی خیال  ما از کنار این همه شکوه رد می شویم وگاه از سر غفلت و بی توجهی،دلسوزی دیگران را وقعی نمی نهیم.

آثار تاریخی همواره اسباب انگیزش ادبی و هنری ونکته آموزی و پند پذیری برای شاعران، نویسندگان و سایر هنرمندان درادوار تاریخی ادبیات و هنر درایران وجهان بوده است.

دیالوگ‌های خیالی با این آثارو شرح قصه‌های پند آموز همه وهمه از دل دردناک این سنگ نوشته‌ها و دیوارهای مخروب بناها بیرون آمده‌اند.

اگر ایوان مداینی وجود نداشت چه چیزی می‌توانست خاقانی، شاعر بزرگ قصاید ماندگار را تکان دهد تا قصیده‌ی ایوان مدائن را بسراید.

«هان ای دل عبرت بین از دیده عبر کن هان!

ایوان مدائن زا آیینه ی عبرت دان»

ویا اگر رخام(سنگ مرمر) مساجد شام نبود چه کسی می توانست ناصر خسرو،حجت خراسان،را درتوصیف آن در سفرنامه اش برانگیزاند؟

اگر تخت‌خان نبود چگونه شاعری دوران دیده مانند شادروان عباسی آرام می‌توانست مثنویی تخت خان را به آن لطافت و عبرت آموزی  بسراید که :

«ده وران تا ئاخر نیه مینێ  وه که س»

بی شک اگر وضع نگه داری این آثار به همین شکل پیش برود.علاوه بر عوامل طبیعی،عوامل انسانی می توانند صورت این نوشته ها را برای همیشه تخریب یا مخدوش نمایند.

پیشتر در آغازینه دهه‌ی هفتاد روزی هنگام پیاده روی با دوست شاعرم،عبدالحمید یعقوبیان متوجه سنگ نوسته‌ی قوچعلی که در جریان احداث راه غلت خورده بود،شدم وخطرتخریب ونابودی آن رادر یکی از مطبوعات محلی به اندازه حنجره ام فریاد زدم، کم‌کم مسولین آن روزگار،قامت استوار این سنگ نوشته را از زیر خاک درآوردند و در گوشه‌ای از ورودی شهر قرارش دادند.

امروز بعد از حدود سی‌سال همان سخن را متذکر می‌شوم که باید همت مسئولان محترم مصروف تلاشی بایسته، در راه حفظ مواریث تاریخی  گردد. چرا که تخریب این آثار توسط عوامل انسانی و طبیعی همچنان محتمل است و قصور از حفظ آنها خبطی بزرگ. .

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *