جنگِ “نجات‌بخش”؛ از تصور تا واقعیت

959333_orig

✍️عمران خودآموز

اعلام خبرهایی در مورد یادداشت تفاهم مشترک بین ایران و آمریکا مبنی بر “پایان جنگ”و احتمال توافق نهایی بر سر مسائل اختلافی، این سوال و پرسش اساسی را در مقابل بخشی از نخبگان ناراضی جامعه‌ی ایران قرار می‌دهد که: آیا “جنگِ نجات‌بخش” فقط یک رویا بود یا در دنیای واقعی هم اتفاق افتاد؟!
مخاطبِ اصلی این سوال نه بخشی از اپوزیسیون جنگ‌طلب و رسانه‌های همسو-که هدف و تکلیف‌شان روشن است- و نه حتی کسانی که از سر عصیان و استیصال، تمنای جنگ را بر تاب صبوری و تحمل وضعیت بغرنح زندگی ترجیح دادند، بلکه بخشی از نخبگان جامعه است که آگاهانه و به زعم خود با دقت و ااستدلال، جنگ را قابل دفاع، فرصتی برای تغییر، راهی برای برون‌رفت از وضعیت موجود، نوری در دل تاریکی و در یک کلام “نجات‌بخش” و “رهایی‌بخش” می‌دانستند و با هر انفجاری در گوشه و کنار این سرزمین،”بوی بهبود ز اوضاع جهان” استشمام می‌کردند.
اگر اغواگری و رویافروشی اپوزیسیون جنگ‌طلب را امری طبیعی و مختص ذات آن جریان فرض کنیم و امید بستن بخشی از هم‌وطنان به جنگ را ناشی از عصیان و استیصال آنان، قابل درک بدانیم، بی‌گمان پذیرش این گزاره از سوی بخشی از نخبگان و اهل فکر جامعه مبنی بر اینکه جنگ و تجاوز نظامی دشمن متخاصم بیگانه می‌تواند موجب تغییرات مثبت اساسی در سیاست کشور و بهبود زندگی مردم شود، نه تنها زنگ خطر است، بلکه نیازمند واکاوی و تامل عمیق‌تری است.
نتایج جنگ اخیر تا به امروز نشان می‌دهد که تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران نه تنها هیچ خیر و منفعتی برای مردم ایران نداشته، بلکه مسائل و مصائب پیشین جامعه را بسی پیچیده‌تر و وخیم‌تر کرده است.
بی‌گمان، نخبگانی که با ساده‌انگاری، انتظار معجزه از جنگ داشتند و آن را میان‌بری برای رسیدن به باغ سبز آرزوها می‌پنداشتند، نسبت به ساختار و بافتار نظام سیاسی و جامعه‌ی ایرانی، دچار خطای تحلیلی و ادراکی شدند. البته این خطای تحلیلی تنها به این مورد محدود نمی‌شد، بلکه در مورد توانایی‌ها و نقاط ضعف و قوت دشمن و نیروهای دفاعی ایران نیز برآوردی غیرواقعی داشتند؛ چرا که از یک‌سو طراحی و برنامه‌ی راهبردی دشمن را بدون نقص می‌دیدند و از سوی دیگر توان دفاعی و هماوردی نیروهای نظامی و نیز ظرفیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سرزمینی ایران را دست‌کم می‌گرفتند. به همین دلیل، شکست سناریوهای آشکار و پنهان دشمن متخاصم در دستیابی به اهداف اعلام شده و حمله به اهداف غیرنظامی به ویژه کشتار کودکان دانش‌آموز مینابی افسانه‌ی بی‌خطایی دشمن، شعار “کمک” بشردوستانه و رویای “جنگ نجات‌بخش” را باطل کرد.
بنابراین، اگر بخواهیم برای جنگ ویرانگر اخیر با تمام فجایعی که به بار آورده است، یک نقطه‌ی مثبت پیدا کنیم، آن نقطه، فرصتی است که برای بازاندیشی و خودآگاهی ملی ایرانیان نسبت به پیامدهای فاجعه‌بار جنگ فراهم کرده است. این اتفاق ضرورت خلق امکان‌های ملی و درون‌زا برای تغییر سرنوشت خود از مسیر اصلاحات خشونت‌پرهیز را بیش از پیش نمایان می‌کند.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *