بعضی آدمها فقط زندگی نمیکنند، بی آن که نامشان بر سردر ادارهای نقش بسته باشد یا صدایشان از تریبونی شنیده شود، آرام و بیهیاهو از کنار روزگار میگذرند و بی آن که در پی دیده شدن باشند، تاریخ میسازند.
به گزارش خبرنگار ایرنا، «علی عکاس» از همان جنس آدمهاست، مردی که دههها پیش با دوربین ژاپنی «مامیا» (Mamiya) و قلبی سرشار از عشق وارد خیابان و کوچههای ایلام شد تا آنچه را زمان با خود میبرد برای همیشه نگهبان شود.احمد کرمی استاندار به دیدار او رفت و به این هنرمند پیشکسوت ادای دین کرد، این حرکت احترام به مردی بود که حافظه تصویری ایلام را ساخت و نگذاشت شهر از خاطره مردمان تهی بماند.علی عکاس هنرمندی است که دههها پیش از فراگیر شدن عکاسی و پیش از گوشیهای همراه و جهان پرهیاهوی تصویر، لحظههای ناب مردم ایلام را جاودانه کرد.«علی حاجیحسینلو» سال ۱۳۴۴ از ارومیه به ایلام آمد و اگرچه غریب بود، اما خیلی زود با مردم شهر چنان درآمیخت و صمیمی شد که گویی ریشه در خاک همین دیار دارد.او همراه برادرش زندهیاد «یوسف» عکاسی «گلبرگ» را در خیابان فردوسی راهاندازی کرد و بعدها پناهگاه خاطرههای مردم شد.آن روزها عکس گرفتن آسان نبود، هر فریم ارزش داشت، هر شاتر بخشی از زندگی را ثبت میکرد و هر عکس سندی برای ماندن بود.علی عکاس صاحب یک دوربین نبود، او صاحب نگاه بود… نگاهی که شادی کودک روستایی، اشک مادر داغدار، لبخند داماد جوان، اضطراب سرباز اعزامی به خدمت و غرور پدران زحمتکش را میفهمید و پیش از ثبت تصویر، روح لحظهها را شکار میکرد.نسل قدیم ایلام هنوز او را به یاد دارند، مردی آرام و متین با دوربینی آویخته بر گردن که در آیینها، خیابانها، مدرسهها و شاد و شیون مردم حاضر بود.
او بیصدا میآمد و خاطره میساخت، اگر امروز آلبومهای قدیمی خانوادههای ایلامی ورق بخورد بیتردید رد انگشتان «علی عکاس» بر گوشه گوشه آنها هویداست.او عکس نگرفت و زمان را متوقف کرد؛ خیلی از خانوادههای ایلامی هنوز عکسهای قدیمیشان را با مهرِ پشت عکسهای علی عکاس میشناسند، عکسهایی که حالا بعضی از آدمهای داخلشان دیگر در قید حیات نیستنددر این روزگار پر حاشیه که بسیاری از چهرههای اثرگذار در هیاهوی سیاست و روزمرگی فراموش میشوند، حرکت استاندار ایلام به دور از مجیزگویی معنایی ژرف داشت و این که نباید خادمان مردم در سکوت و پیری فراموش شوند.این حرکت احترام به شرافت کار، اصالت هنر و حرمت انسانهای بیادعایی است که سالها در کنار و برای مردم زیستند.
بیتردید تجلیل از علی عکاس قدردانی از نسلی نجیب است که در میان مردم بودند و این همان نسلی است بی آن که مطالبهای داشته باشد، ستونهای حافظه فرهنگی این سرزمین را ساخته است.
چه باشکوه است شهری که هنوز مردان خاطرهسازش را از یاد نبرده است… مردانی که شاید آرام و بیصدا پیر شده باشند و یا در میان ما نباشند، اما قابهایی که ساختند هنوز نفس میکشند و از گذشته روایت میکنند.استاندار چهارشنبه شب به احترام مردی برخاست که سالها نبض زندگی شهر و مردمان را در قابهای عکساش جاودانه کرده بود.دیدار سرزده او همراهانش با «علی عکاس» و خانوادهاش در واقع ادای احترام به حافظه زنده شهری بود که سالها در قاب نگاه دوربین این مرد نفس کشیده است.
او به آن خانه صمیمی رفت تا ایلام با احترام لحظهای در برابر تاریخ خود و در برابر مردی بایستد که بیهیاهو لبخندها، اشکها، امیدها و رنجهای مردم این دیار را از فراموشی رهانید.
استاندار با این کار ارزشمند به احترام مردی برخاست که سالها نبض زندگی شهر را در قابهایش جاودانه کرده بود.
علی عکاس اگرچه حالا آرام و بیصدا پیر شده، اما عکسهایش هنوز نفس میکشند در قابهای کوچک روی دیوار، در آلبومهای قدیمی و در خاطره مردمی که سالها پیش برای چند ثانیه روبهروی دوربین او ایستادند.