…………………
✍ بهروز سپیدنامه
امروزه در جهان و ایران، شاخه ای از جامعه شناسی شکل گرفته با عنوان جامعه شناسی مردم مدار (۱) که رسالت خود را تغییر جهت جامعه شناسی از دانشگاه و دولت به سمت مردم به عنوان مخاطبین اصلی خود می داند (محمودی و احمدی، ۱۳۹۶). بنا به گفتۀ مایکل بوراووی(۲) که به نحوی سردمدار این رشته در جهان می باشد، دغدغۀ جامعه شناسی مردم مدار، گروه های مردمی و روش آمیختن با آنان است. به بیان دیگر، این رویکرد در پی برقراری ارتباط دوبارۀ جامعه شناسی با مردم است تا جایی که جامعه شناسی را از حصار تنگ دانشگاه به درون جامعه و شاید توده های مردمی ببرد. یعنی جامعه شناسی با گشاده رویی هر چه تمام بتواند با توده های مردم به سخن و دیالوگ متقابل بنشیند (همان).
در کنار این نوع از جامعه شناسی که متکلم اصلی آن جامعه شناسان و مخاطبان آن توده های مردم اند، امروزه شاهد پیدایش نوعی از ادبیات جامعه شناختی هستیم که توسط توده ها تولید می شود. این تولید توده ای به بازنمایی تئوری هایی منجر می گردد که توسط جامعه شناسان ارائه شده است. خاستگاه این نوع گفتمان که از آن می توان به «جامعه شناسی بدون جامعه شناس» (۳) یاد کرد غالباً فضای مجازی و تولیدات رسانه ای است. چنین بیانی غالباً در لفافه ای از «طنز سیاه» به مخاطب ارائه می شود. ظاهر این اظهارات ، روایتی طنزآلود از نابسامانی های موجود است اما در بُن مایۀ آن می توان چهارچوب نظری مدونی را مشاهده نمود. چهارچوبی که در فضای رسمی و دانشگاهی جامعه شناسی شناخته شده است و ژرف ساخت کلام جامعه شناسی غیر رسمی پنهان است.
مثلاً در کلیپ طنز اینستاگرامی که لینک آن در پی نویس این یادداشت ذکر شده ، گوینده ( با زبان کردی ایلامی) اظهار داشته:
«توی ایران اگه کسی دو خال روی دست یا گردنش تتو کنه و از صبح تا شب توی مسجد نماز بخونه، روزه بگیره و عبادت کنه، کسی اونو قبول نداره ( جامعه با تردید به عنوان یک بزهکار به او نگاه می کنه). ولی اگه کسی کت و شلوار بپوشه و دکمه یقه پیراهنشو را ببنده و تمام ایران را بدزده و بیت المال را غارت کنه، هیچکس به او شک نمی کنه (به او گمان بد نمی برن)»
ارجاعات جامعه شناختی:
۱٫ تبیین انحراف از منظر تفسیرگرایان
مفهوم «کجروی» بر اساس پارادایم برساخت گرایی اجتماعی(۴) در جامعه ساخته و پرداخته و به وسیلۀ جامعه و در جامعه تعریف می شود. یکی از نظریات این پارادایم، «نظریه انگ زنی (۵) است. از منظر این نظریه، کج رفتار کسی است که این انگ (انگ کج رفتاری) به طور موفقیت آمیزی در مورد او به کار رفته است و کج رفتاری عملی است که دیگران آن را چنین تعریف کرده اند (صدیق سروستانی، ۱۳۹۰: ۵۷). نظریه انگ زنی، کسانی را قادر به انگ زنی می داند که نماینده قانون، نظم و اخلاق رایج اند و به هر کس که از قانون و اخلاق مزبور تخلف کند، انگ کج رفتاری می زند. پلیس، قضات، زندان بانان ، روان پزشکان، مسئولان بیمارستان های روانی و سایر عوامل کنترل اجتماعی از چنین قدرتی بهره مندند. نمونه های انگ خوردگان هم معمولاً فقرا، مجرمان، بزهکاران جوان، معتادان به مواد مخدر، بیماران روانی و امثال آن هستند (همان: ۵۸).
اندیشمندان نظریۀ پدیدارشناسی (۶) نیز معتقدند همۀ افراد چه کج رفتار انگ خورده و چه همنوای انگ زده، در برساخت تعریف یا تعبیر خود از کج رفتاری کاملاً ذهنی عمل می کنند هر چند که ممکن ادعای عینی بودن داشته باشند (همان: ۶۱-۶۰).
۲٫ جرایم «یقه سفیدان» :
کج رفتاری اقتصادی را می توان به دو دسته بزرگ: کج رفتاری های یقه سفیدان و کج رفتاری های دون پایگان تقسیم کرد. کج رفتاری های یقه سفیدان شامل جرایمی است که اشخاص مورد احترام و برخوردار از جایگاه اجتماعی در حوزه مربوط به اشتغال خود انجام می دهند (ساترلند، ۱۹۸۳ به نقل از صدیق سروستانی، ۸۲). یقه سفیدها «در بخش های مرفه تر جامعه بوده، و در سطح جامعه صاحب احترام و منزلت اند. افرادی که به جای زندگی در حاشیه جامعه، با انطباق و سازگاری کامل با محیط خود عمل می کنند، از مقام و عنوان برخوردارند، معمولاً از آموزش های لازم بی بهره نیستند و سطح زندگی نسبتاً مرفهی دارند، و بر همین اساس توان آن را دارند که به شیوههای گوناگون و به ویژه با استفاده از قدرت مادی، بر اعمال بزهکارانۀ خود سرپوش بگذارند (سلیمی و داوری، ۱۳۸۵: ۲۱۶)
مجرمین یقه سفید کسانی هستند که با سوء استفاده از موقعیت و نفوذ اداری خود مرتکب جرایم سودآور غیرخشن می شوند. مهم ترین مصادیق جرایم ارتکابی مجرمین یقه سفید عبارتند از: کلاهبرداری، فساد مالی (شامل ارتشا)، جرایم کاری و استخدامی، جرایم مربوط به نقض حقوق مصرف کنندگان، جرایم مربوط به مواد غذایی و دارویی، جرایم زیست محیطی، جرایم رایانه ای و جرایم گمرکی. برخی از جرایم یقه سفیدان، بزه دیده مستقیم دارند و برخی بزه دیده مستقیم ندارند (سلیمی، ۱۳۸۷).
درگیری نظام کنترل اجتماعی با جرایم یقه سفیدان کمتر است، زیرا یقه سفیدان غالباً مرتکب جرایمی می شوند که به مهارت، پیچیدگی و از همه مهم تر منابع قدرت، نفوذ و احترام برای گریز از بازرسی و محاکمه نیاز دارند. همیشه احتمال دستگیری، محاکمه و محکوم شدن غیر یقه سفیدان بیشتر است و علت اصلی آن هم این است که به منابع لازم دسترسی کمتری دارند. اما یقه سفیدان به دلایل زیر همیشه موفق ترند: ۱٫ اجرای عقلانی کج رفتاری برای کسب سود بیشتر، ۲٫ استفاده از منزلت خود برای اعمال نفوذ به منظور به حداقل رساندن احتمال آشکار شدن تخلف، ۳٫ استفاده از همکاری ناآگاهانه قربانیان خود و ۴٫ بی تفاوتی نسبی جامعه نسبت به این گونه کج رفتاری ها (صدیق سروستانی، ۱۳۹۰: ۸۳).
۳٫ نظریه نمایشی گافمن و تبیین کنش های ریاکارانه:
اروین گافمن (۷) در نظریۀ نمایشی (۸)، کنش انسان ها را در زندگی روزمره با صحنۀ تئاتر مقایسه کرده است. همان گونه که در تئاتر، عناصر روی صحنه، عناصر پشت صحنه و سایر عوامل وجود دارند در جهان اجتماعی نیز این وضیت مشاهده می شود. «پشت صحنه را می توان شخصیت واقعی بازیگر دانست، در حالی که جلوی صحنه فردی است که بازیگر می خواهد تماشاچیان ببینند» (دیلینی، ۱۳۸۷: ۲۸۳). به عبارتی دیگر، ممکن است بین خودی که بازیگر روی صحنه به نمایش گذاشته با خودی که در پشت صحنه است تفاوت و مباینت وجود داشته باشد. «گافمن چنین می پنداشت که افراد هنگام کنش متقابل می کوشند چهره ای از «خود» را به نمایش بگذارند که برای دیگران قابل قبول باشد (ریتزر، گودمن، ۱۳۹۰: ۳۲۷)». در همۀ موارد بازیگر با اجرای نقش اش در جلوی صحنه می کوشد اجرای خوبی از خود را نشان دهد. در پشت صحنه ممکن است رفتاری کاملاً متفاوت از فرد سربزند» (دیلینی، ۱۳۸۷: ۲۸۳).
در دیدگاه گافمن اجزای نمایش متناسب با فهم انتظارات و معیارهای جامعه ای که در آن نمایش داده می شود جامعه پذیر می شود، شکل می یابد و جرح و تعدیل می گردد. از جنبه مهم دیگر، این فرآیند جامعه پذیری آرمانی شده ایده آل سازی می شود. فرد در حضور دیگران تمایل دارد در رفتارهایش، ارزش های رسمی مجاز جامعه را رعایت نموده و نمودی متناسب و سازگار با معیارهای آرمانی از خود نشان دهد. از این رو اعمال مخالف این معیارها را پنهان می دارد و به پنهان کاری و متعاقب آن به ظاهر سازی (۹) و ریاکاری دست می زند. از این رو تأثیر و برداشتی از خود بروز می دهد که با خود واقعی اش متفاوت ناسازگار متضاد است. به همین دلیل ریاکاران متناسب با اجتماع جامعه یا شرایطی که به آن تظاهر می کنند به مذهب، قانون، تجدد، علم و امثالهم تظاهر می کند. ریا کار بازیگر جنبه یا جنبه هایی از خود را نمایش می دهد که مورد پذیرش دیگران و جامعه مورد نظر باشد. بدین ترتیب تأثیرات و برداشت هایی که دیگران از او دارند را مدیریت می نماید معرفی نادرست و گمراه کننده ای (۱۰) که او از خود ارائه می کند تفاوت بین ظاهر دروغین و فریب آمیز با واقعیت را دربر دارد. نمایش دروغین و ساختگی (۱۱) یعنی پاسخ تعمدی و ساختگی وی به موقعیت ها در میان مردم و در جنبه الگوی رفتار مبتنی بر ترفند (۱۲) و حیله (۱۳) را شکل می دهد. او با تمسک به الگوی رفتار مبتنی بر ترفند و حیله گری به رفتارها و کنش های ریاکارانه می پردازد تا با نقش بازی کردن به اهداف نمایشی خود دست یابد (گافمن، ۱۹۵۹، به نقل از معیدفر و صفری، ۱۳۹۷).
زمانی که از ریاکاری صحبت می شود منظور این است که برخی از انسان ها در کنش های روزمره شان به صورت یر واقی رفتار می کنند و چهره ای از خود نشان می دهند که یر واقی است و به دلیل اینکه نقابی بر صورت نهاده اند که دقیقاً بازتاب دهندۀ رفتارهای اصیل و اندیشه های واقی آنان نیست و متضمن دورویی و حامل فریب است (فیض اللهی و کمربیگی، ۱۴۰۰).