فرسایش اعتماد و فروپاشی سرمایه اجتماعی

کرونا و اثر بومرنگ

IMG-20210816-WA0003

‍ ……………..

● بهروز سپیدنامه

بومرانگ چوبی‌است هلالی شکل که معمولاً سرخ‌پوست‌ها از آن استفاده می‌کردند. اگر چوب بومرانگ را به‌سوى هدفى يا فردى پرتاب نمائيم، بر اثر ارتعاشى بودن بعد از رهایى به سوى خود ما باز مى‌گردد و به همان نسبت که ضربه بر ديگرى سنگين بوده ، بر ما نيز ضربه‌اى سخت وارد مى‌سازد. از همين ويژگى‌ها نيز در راه نشان دادن بازگشت اثر فرستنده بر خود او استفاده و از آن به عنوان «اثر بومرانگ» (Boomerang Effect) یاد کرده‌اند.

تعبیر «اثر بومرانگ» در مباحث رسانه و وسایل ارتباط جمعی و کارکرد آن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، بدین صورت که نتیجه عمل رسانه به خودش باز می‌گردد. اگر رسانه‌ای دروغ پردازی را در دستور کار خویش قرار دهد، در آینده با بی اعتمادی مخاطبان مواجه خواهد شد. مخاطبینی که محتوای آن رسانه را بی ارزش تلقی کرده و از آن روی بر می‌گردانند.

امروز دامنه‌ی تعبیر «اثر بومرانگ» به تمامی ساحات نظام اجتماعی کشیده شده است. مواجههی نادرست با بحران در ساحت نظر و عمل، نتیجه‌ای جز فرسایش اعتماد و فروپاشی سرمایه‌ی اجتماعی در پی نخواهد داشت.

بحران می‌تواند زمینه‌ی انسجام اجتماعی را فراهم سازد. دورکیم در تبیین اجتماعی جرم، اعتقاد دارد که بروز جرم در جامعه از یک سو سبب جریحه‌دار شدن وجدان جمعی و از سویی دیگر باعث انسجام و همنوایی مردم برای مقابله با آن می‌گردد. لذا بحران می‌تواند از تهدید به فرصت تبدیل شود.

در کشور ما بروز بحران در بیشتر اوقات با فرسایش اعتماد اجتماعی مردم مواجه بوده است. فرد، با ماشین شخصی خود، از شمال ایران راه می‌افتد تا کمک‌های جنسی خود را شخصاً به زلزله زدگان سرپل ذهاب اهداء نماید. وقتی پای درد دل مصیبت زدگان نیز می‌نشینی از انواع بی‌مهری‌ها و وعده‌های دروغ گلایه می کنند.

سخن از دروغ به میان آمد. امام عسکرى(ع) مى فرماید: «جُعِلَتِ الْخَبائِثُ کُلُّها فِى بَیْت وَ جُعِلَ مِفْتاحُهَا الْکَذِب»؛ تمام پلیدی‌ها در اتاقى قرار داده شده، و کلید آن دروغ است.

بر دیوار جنوبی کاخ آپادانا این دعا از داریوش کبیر حکاکی شده است: خدا این کشور را، از دشمن، از خشکسالی، از دروغ حفظ نماید. این سخنان بیانگر تأثیر نامناسب دروغ در ساحت فردی و حکمرانی است. زیرا همان گونه که گفته شد دروغ باعث فرسایش اعتماد و فروپاشی سرمایه اجتماعی می گردد.

از روزی که ویروس کرونا وارد این مرز و بوم شد تا لحظه‌ی اکنون، شاهد انتشار اخبار و اعمال ضد و نقیض از سوی گروهی از کارگزارانیم که بزرگترین ضربه را به اعتماد اجتماعی مردم وارد ساخته‌اند. کارگزارانی که به تعبیر شاعر: «هر لحظه به رنگی بت عیار درآمد». کسانی که عملکرد نامناسب‌شان به بازتولید بی اعتمادی منجر گشته است و بر مبنای اصل «سرایت اجتماعی» این بی‌اعتمادی انتشار یافته و سبب زوال مشروعیت نظام هنجارفرست گشته است. نکته جالب توجه آن است که سرعت سرایت بی‌اعتمادی در جامعه از سرعت انتشار ویروس کرونا بیشتر است.

نظیر چنین وضعیتی را  کوهن در فرایند انقلاب علمی توضیح داده است. از نظر کوهن، یک پارادایم تا زمانی که بتواند به سئوالات و بحران های جامعه‌ی خود پاسخ مستدل و منطقی بدهد، برقرار خواهد بود اما اگر در پاسخ‌گویی ناتوان گردد، کم کم مشروعیت خود را از دست داده و دچار بحران می‌گردد و در این حالت، انقلاب علمی اتفاق افتاده و پارادایم جدید جایگزین پاردایم پیشین می‌شود. پارادایمی که می‌تواند به سئوالات و بحران‌های زمانه‌اش پاسخ گوید.

شواهد موجود در مدیریت بحران کرونا نشان داده است که سیاست یک بام دو هوای پاسخ‌گویی به این بحران با مشکلات عدیده‌ای مواجه بوده است و رشد روزافزون مبتلایان و قربانیان کرونا گواهی بر این ادعاست. البته در این مجال نمی‌توان از سهل انگاری مردم در رعایت پروتکل‌های بهداشتی به سادگی عبور نمود اما بخشی از این سهل‌انگاری‌ها ناشی از بی اعتمادی مردم به نظام‌های هنجار فرست است. و ثمره‌ی این بدکارکردی و بی اعتمادی، به زانو درآوردن کادر سختکوش و مسئولیت‌پذیر بهداشت و درمان و تشکل‌ها و نهادهایی است که لحظات خود را به بی قراری گره زده‌اند تا شاهد داغ هم وطنان‌شان نگردند.

بخشی دیگر از این سهل‌انگاری‌ها به «منش اجتماعی» و «نظام ترجیحات» افراد برمی‌گردد که بحث از آن مجال دیگری را می‌طلبید.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *