کیفیت آموزش در مدارس پیش از جنگ هم با چالشهای جدی مواجه بود. اکنون و در جریان آموزش مجازی، این کیفیت بیش از پیش به محل پرسش کارشناسان بدل شده. در چنین شرایطی، بحث امتحانات نهایی دوره متوسطه نیز هنوز در ابهام به سر میبرد و سازوکار مشخصی برای آن در نظر گرفته نشده است.
هفته گذشته اعلام شد امتحانات دوره ابتدایی به صورت حضوری برگزار خواهد که کمی بعد، از لغو این تصمیم خبر دادند. حالا مشخص نیست امتحانات دقیقا به چه صورت برگزار شود –نهایی باقی میماند یا سازوکار دیگری مثل داخلیسازی امتحانات پیش گرفته شود- حتی مشخص نیست سال آینده مدارس حضوری شود یا به همین منوال مجازی ادامه پیدا کند. ابراهیم سحرخیز، کارشناس آموزش معتقد است امسال باید مجددا برگزار شود اما در وزارتخانه خبری از چنین تصمیمی به گوش نمیرسد.
ابراهیم سحرخیز معاون اسبق آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش و کارشناس آموزشی در اینباره به فرارو گفت: «احتمالا وزارت آموزشوپرورش برای چنین تصمیماتی ملاحظاتی را در نظر دارد که بنده از آنها بیاطلاع هستم. اما اگر سال تحصیلی تمدید میشد و این دوره بهعنوان سنوات تحصیلی قابل قبول دانشآموزان محاسبه نمیشد، بهتر بود. مسئله این است حتی پیش از جنگ و حتی پیش از کرونا هم وضعیت آموزشوپرورش ما نه تنها مطلوب نبود، بلکه در مواردی نگرانکننده نیز توصیف میشد.»
او افزود: «بهعنوان نمونه، در دوره ابتدایی با پدیده فقر یادگیری مواجه بودیم؛ بهگونهای که بین ۴۰ تا ۴۴ درصد دانشآموزان در مهارتهای پایهای همچون خواندن و نوشتن به سطح مورد انتظار نمیرسیدند. نتایج آزمونهای بینالمللی و داخلی برای دروسی مانند علوم و ریاضیات نیز نشان میدهد دانشآموزان بهطور میانگین در وضعیت مطلوبی قرار ندارند. بنابراین ما اساسا با بحران کیفیت در یادگیری مواجه هستیم.»
سحرخیز بیان کرد: «این بحران نیز ریشه در عوامل متعددی دارد؛ از جمله وضعیت معلمان، فضای آموزشی، پایین بودن سرانه آموزشی، مشکلات معیشتی معلمان که بر انگیزه آنها تاثیر میگذارد و همچنین شرایط اقتصادی و اجتماعی دانشآموزان. این مسائل پیش از جنگ و کرونا هم وجود داشت. علاوه بر این، آموزش مجازی بههیچوجه نمیتواند جایگزین آموزش حضوری شود و تنها باید نقش مکمل را ایفا کند.»
معاون سابق وزارت آموزش و پرورش اظهار کرد: «در نظامهای آموزشی نوین، معلم بهعنوان «راهبر آموزشی» شناخته میشود؛ فردی که به دانشآموز در انتخاب، تحلیل و تجربه اطلاعات کمک میکند. این نقش در تعامل مستقیم کلاس شکل میگیرد و آنچه ما از آن بهعنوان «فرایند یادگیری» یاد میکنیم، در همین بستر اتفاق میافتد. در شرایط فعلی، این فرایند بهطور ناقص انجام شده است.»
او با اشاره به محسنات آموزش مجازی اذعان کرد: «آموزش مجازی در کنار آموزش حضوری میتواند کاستیهایی مانند نبود امکانات آزمایشگاهی یا منابع متنوع را جبران کند اما نمیتواند جایگزین معلم و فضای واقعی کلاس شود. از سوی دیگر، نابرابری آموزشی در دسترسی به اینترنت و فضای مجازی را هم نباید نادیده گرفت. دسترسی به اینترنت، کیفیت آن و توانمندی استفاده از محتوای الکترونیکی در نقاط مختلف کشور یکسان نیست. هرچه از کلانشهرها فاصله میگیریم، این نابرابری افزایش مییابد؛ موضوعی که نتایج امتحانات نهایی و کنکور نیز آن را تایید میکند.»
وی ادامه داد: «همچنین تفاوتهای اقتصادی میان خانوادهها نیز تاثیر مستقیمی بر کیفیت یادگیری دارد. دانشآموزان خانوادههای کمبرخوردار با افت تحصیلی بیشتری مواجه هستند. در چنین شرایطی، شبکههای آموزشی مانند «شاد» با وجود تلاشهای صورتگرفته، هنوز به سطح مطلوب نرسیدهاند و همه دانشآموزان امکان بهرهمندی یکسان از آن را ندارند.»
سحرخیز تصریح کرد: «از سوی دیگر، ارزیابیهای انجامشده در این فضا نیز دقت لازم را ندارند. در بسیاری موارد، تکالیف توسط والدین انجام داده میشود یا دانشآموز انگیزه و توان لازم برای پاسخگویی ندارد. اگر قرار باشد بهدلیل شرایط جنگ یا کرونا، نمرات با ارفاق لحاظ شوند، کاهش بیشتر کیفیت آموزش در پیش خواهد بود.»
او بیان کرد: «خبرهایی از وزارت آموزش و پرورش شنیده میشود که از برگزاری امتحانات نهایی بهصورت داخلی حکایت دارند. باید گفت چنین تصمیمی بیسابقه است و آخرین مورد آن به سالهای ابتدایی پس از انقلاب بازمیگردد. حتی در آن زمان نیز با وجود شرایط خاص بعد انقلاب و تغییر مدیریت مدارس و کتابها، امتحانات به صورت استانی برگزار شد. بنابراین، کنار گذاشتن نظام امتحانات نهایی سراسری پس از سالها، اقدام قابل تاملی است.»
این کارشناس آموزشی معتقد است: «امتحان نهایی پایه دوازدهم در واقع یک آزمون جامع محسوب میشود که مبنای اعطای مدرک دیپلم و همچنین تاثیرگذار در پذیرش دانشگاهها است. حذف یا تغییر ماهیت آن بدون جایگزین مناسب، میتواند تبعات جدی داشته باشد.»
وی گفت: «در دوره ابتدایی نیز مشکلات قابل توجهی وجود دارد. گزارشهای رسمی نشان میدهد درصد بالایی از دانشآموزان در مهارتهای پایه دچار ضعف هستند. یکی از دلایل این مسئله، اجرای ناقص نظام ارزشیابی توصیفی است. اگرچه این نظام با هدف کاهش نمرهمحوری طراحی شده اما در عمل نه معلمان و نه خانوادهها آمادگی و باور لازم برای اجرای صحیح آن را نداشته و هنوز هم ندارند.»
سحرخیز افزود: «از سوی دیگر، محتوای کتابهای درسی و تقویم آموزشی نیز با واقعیتهای موجود همخوانی ندارد. حجم مطالب بهگونهای طراحی شده که حتی در شرایط عادی نیز بهسختی قابل اتمام است، چه برسد به شرایطی که با تعطیلیهای متعدد مواجه هستیم.»
معاون سابق این وزارتخانه اذعان کرد: «تداوم این وضعیت، نهایتا به افت کیفیت آموزشی منجر خواهد شد که آثار آن در آینده نمایان میشود. به همین دلیل، پیشنهاد من این است در صورت بازگشایی مدارس، آزمونهای ورودی در تمامی پایهها برگزار شود تا سطح واقعی هر دانشآموزان مشخص و آموزش بر اساس آن تنظیم شود. همچنین لازم است از این فرصت برای ارائه مشاوره به خانوادهها، ارتقای توانمندی معلمان و بازنگری در آموزشهای ضمن خدمت استفاده شود. متاسفانه این آموزشها هم در سالهای اخیر بهصورت مجازی و با کیفیت پایین برگزار شدهاند.»
سحرخیز بیان کرد: «در برخی موارد به نظر میرسد آموزشوپرورش صرفا با شعار مواجه است. گفته میشود منابع مالی محدود است ولی میبینیم خود دولت از برخی سازوکارها با تعارض منافع بهرهمند میشود.»
او ادامه داد: «مسعود پزشکیان و محمدرضا عارف به همراه تعدادی از نمایندگان مجلس، در این ایام بر موضوع معیشت مردم تاکید دارند و آن را خط قرمز خود میدانند، در حالی که به نظر میرسد نخستین گامهای ایجاد تبعیض را خودشان آغاز کردهاند. ما قصد حسادت یا مخالفت نداریم؛ بدیهی است که اعضای هیئت علمی دانشگاهها باید از حقوق مناسب برخوردار باشند و حتی دریافتیهای بالا نیز در شرایط تورمی امروز قابل توجیه است.»
وی با اشاره به مبحث عدالت آموزشی تصریح کرد: «یکی از دلایل بیانگیزگی در نظام آموزشی، مسائل معیشتی و تبعیض در پرداختها است. کاهش سهم آموزشوپرورش از بودجه عمومی و تفاوتهای قابل توجه در دریافتیها، تأثیر مستقیمی بر کیفیت آموزش دارد.»
این کارشناس پرسشی مطرح کرد: «پرسش اینجاست که در حالی که شعار عدالت، بهویژه عدالت آموزشی، بهصورت مکرر مطرح میشود، چرا معلمانی وجود دارند که دریافتی آنها حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون تومان است؟ چگونه ممکن است بدون تامین منابع از سوی سازمان برنامه و بودجه، حدود ۷۰ هزار میلیارد تومان برای افزایش حقوق اعضای هیئت علمی در نظر گرفته شود؟ در مقابل، معلمان همچنان در پایینترین سطوح جدول پرداخت باقی ماندهاند. این نگاه تبعیضآمیز، در کنار کاهش سهم آموزشوپرورش از بودجه عمومی، واقعا قابل تأمل است. بر اساس بررسیها، سهم آموزشوپرورش از بودجه ۱۴۰۵ به کمتر از ۹ درصد رسیده، در حالی که در سالهای دفاع مقدس، این سهم بین ۱۷ تا ۱۸ درصد بوده است.»
او ادامه داد: «بدیهی است که در شرایط جنگی، دولت با محدودیت منابع مواجه است و اولویتبندی ضرورت دارد اما این اولویتبندی باید عادلانه انجام شود. برخی گروهها افزایشهای قابل توجهی دریافت میکنند، اما سایر کارکنان دولت، از جمله معلمان، با محدودیت مواجه هستند.»
سحرخیز افزود: «چه دلیلی دارد که اسفند سال گذشته حقوق اعضای هیئت علمی افزایش ۱۰۰ درصدی پیدا کند و برای معلمان همان ۲۰ درصد را لحاظ کنند؟ مردم تبعیضها را درک میکنند و انتظار دارند به قول شهید لاریجانی «حداقل عقلی برای مردم قائل باشیم» بد نیست. جامعه معلمان، جامعهای تحصیلکرده است که بخش قابل توجهی از آن دارای مدارک کارشناسی و حتی دکتری هستند. اتخاذ تصمیمات تبعیضآمیز، به کاهش انگیزه در میان معلمان منجر میشود.»
این کارشناس آموزشی اظهار کرد: «حتی اگر آموزش بهصورت حضوری نیز از سر گرفته شود، با چالشهایی جدی مواجه خواهیم بود؛ از جمله کلاسهای پرجمعیت ۴۰ تا ۵۰ نفره که برخلاف اهداف برنامههای توسعهای است. همچنین گسترش مدارس هیئتامنایی و واگذاری تصمیمگیریهای مالی به این هیئتها که در عمل میتواند به دریافت وجه از خانوادهها و حرکت تدریجی به سمت پولی شدن آموزش منجر شود.»
وی گفت: «از این روند با عنوان «مشارکت» یاد میشود، در حالی که در عمل، میتواند به تضعیف آموزش دولتی بینجامد. در نهایت نیز ترکیب این هیئتها بهگونهای است که معمولا افراد متخصص آموزشی در آن حضور ندارند، چرا که خانوادههای برخوردار فرزندان خود را به مدارس غیردولتی منتقل میکنند. این نوع سیاستگذاریها شکافهای موجود را عمیقتر از گذشته خواهند کرد.»