آسیب‌شناسی دینی در فضای المپیک؛

خدای ایرانی

3850182

………………..

● بهروز سپیدنامه

سر الکس فرگوسون می گوید: در اولین مسابقه که مربی گری می‌کردم از خدا خواستم که برنده شویم اما نبردیم. فهمیدم که تیم مقابل هم خدا دارد. پس از آن به بعد تلاش کردم…

این کلام فرگوسون نشان می‌دهد که عرصۀ ورزش، آوردگاه برنامه ریزی، تمرین ، تلاش، تکنیک و تاکتیک است. اما مبانی معرفتی به ما آموخته که در کنار تمام این موارد باید توکل و توسل نیز نمود.

مولوی در حکایتی نقل می کند که شترحضرت رسول اکرم (ص) گم می شود. وقتی آن را یافتند، پیامبر از شتربان پرسید: مگر پای او را نبسته بودی؟ شتربان گفت: خیر؛ به خدا توکل کردم. پیمبر گفت: نخست زانوی شتر را ببند و آن‌گاه توکل کن. یعنی عقل و توکل را با هم داشته باش:

گفت پیغمبر به آواز بلند

با توکل زانوی اشتر ببند

نقل است که «اَلعبدُ یُدَبِّرَ وَ اللهُ یُقَدِّرَ» یعنی بنده تدبیر می‌کند، امّا خدا تقدیر می‌کند. تدبیر بدون تقدیر، راه به جایی نخواهد برد و تقدیر، زمانی همسوی تدبیر می‌شود که با توکل همراه باشد. یعنی آدمی برای رسیدن به هدف باید با درایت، برنامه ریزی و تلاش نماید و در ادامه، نتیجه آن را به خداوند واگذار کند و این، معنای توکل است.

«توکل بی تدبّر» حکایت برخی از مسئولین ورزش ایران و روایت صبغه ی مناسکی صدا و سیما در پوشش خبری مسابقات المپیک است که با خوانشی سطحی از توکل و توسل باعث ضربه خوردن باورهای دینی جمعی از مخاطبین می شوند.

در صحنه ی مسابقات وزنه برداری المپیک، ورزشکار با استعداد و مدال آوری مثل «علی هاشمی» قربانی بی تدبیری مربیان در انتخاب وزنه مناسب می‌گردد. در چنین شرایطی، توسل و توکل او راه به جایی نمی برد، زیرا لازمه ی توکل، تدبّر است.

 همنشینی کنش مذهبی ورزشکاری چون هاشمی در کنار عدم موفقیت او در رسیدن به هدف، برای بینندگانی که تجربه ی دینی عمیقی ندارند، در جامعه ای که دین با تمام شئونات زندگی افراد پیوند خورده چه پیامدی در پی خواهد داشت؟

در جامعه‌ای که صدا و سیمایش سه‌گانه‌ی دین (اعتقادات، اخلاقیات، مناسک) را به بُعد مناسکی آن تقلیل داده است، ناکارامدی مناسک – به زعم بینندگانی که به آن‌ها اشاره شد- چه تاثیری در التزام دینی و مذهبی آنان خواهد گذاشت؟ مسئولیت این فرسایش سرمایه‌ی دینی به عهده‌ی چه کسانی است؟

در آغاز کشتی فینال «حسن یزدانی» و حریف آمریکایی‌اش ، صدا و سیما در گوشه‌ای از تصویر پخش زنده مسابقه، نمایی از پدر و مادر حسن یزدانی را نشان داد که قرآن و تسبیح به دست، در حال ذکر و دعا و توسل و توکل بودند. صدا و سیما، با برساخت «خدای ایرانی» به جای «خدای دادگستر» گام بلندی در جهت تخریب باورهای دینی مخاطبین کم و سن و سال جامعه برداشته است.

 قشری که به آن‌ها قبولانده است که چون مسلمان و ایرانی‌ایم، پس خدا در همه‌ی احوال با ماست. در حالی که به قول رضا مارمولک: «خدا که فقط متعلق به آدم‌های خوب نیست، خدا، خدای آدم‌های خلاف‌کار هم هست و فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی‌گذارد فی‌الواقع خداوند End لطافت، End بخشش، End بی خیال‌شدن ، End چشم‌پوشی و End رفاقت است. رفیق خوب و با مرام همه چیزش را پای رفاقت می‌گذارد»

اما گویا رفاقت برخی مسئولین ورزش کشور و صدا و سیما با خداوند متعال جاده یک طرفه است. آنان بدون این که دفترچه حساب بانکی داشته باشند به خدا و ائمه و اولیا متوسل می‌شوند که برنده‌ی جایزه قرعه کشی (اتومبیل) گردند.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *