یادداشتی بر رمان سبز و سرخ و سپید

شکر

……………………

مهدی آرمانی

رمان سبز و سرخ و سپید به قلم حسین شکربیگی، با موضوع دفاع مقدس و حوادثی است حول این محور که از زبان یک نوجوان روایت می شود.
انتشارات “سوره های عشق”، رمان سبز و سرخ و سپید را به شمارگان هزار نسخه در سال ۱۳۹٦ در ۱٤۳ صفحه انتشار داده است.
حسین شکربیگی از شاعران و داستان نویسان ایلامی است که آثار متعددی همچون:
“نیمی از صورتت راعاشقم”، “بودای کرد”، “والزیتون”، “ابر بزرگ”، “مصر و شکر”، “چامانس” و “روایت من” است که داستان های روایت من و رمان” سبز و سرخ و سپید” همراه با عناوین کشوری ونامزد دریافت کتاب سال بوده‌اند.

گروه سنی نوجوانان به عنوان گروهی از افراد جامعه که همواره از دغدغه های متولیان اجتماعی و فرهنگی جامعه بوده‌اند و غالبا به عنوان افرادی که آماده ورود به دنیای بزرگسالی هستند نیازهای متعدد عاطفی و روانی دارند و در این میان توجه به ذائقه این گروه سنی، و نوشتن برای نوجوانان اهمیتی دوچندان دارد.
نوجوانی از مهمترین دوران‌های طلایی برای پرورش خلاقیت و از مهمتر تخیلات است با بهره گیری از تخیل که ضرورت اساسی خلاقیت است دنیایی بزرگ و پهناور در مقابل چشمان نوجوان گشوده می شود که می تواند آزادنه خیال پردازی کند.
از زاویه‌ای دیگر می توان رمان” سبز و سرخ و سپید” را در دسته رمان های واقعی و تاریخی قرار داد چرا که داستان جنگ تحمیلی و دفاع مقدس داستانی واقعی است در برهه ای از زمان، که همواره روایت می شود.

داستان از زبان اول شخص روایت می شود و همراه با توصیف و فضا سازی است:
“کلاهم را کمی پایین تر کشیدم تا نیم سایه‌ای بیفتد روی ابرویم. باد آشغال ها را توی کوچه به این طرف و آن طرف می برد؛ بوته خاری را سرگردان کرده بود. سگی از کوچه گذشت، از آن سگ های ریزه میزه ای که بیش تر جنبه ی تزیینی دارند اما این سگ آن قدر لاغر و مردنی و کثیف بود که جنبه تزیینی هم نداشت. صدای افتادن چیزی باعث شد که کمی دستپاچه شوم…”

نویسنده در آغاز داستان، نوجوانی را به تصویر می کشد که در بحبوبه جنگ و آوارگی، عاشق فیلم های وسترن است و در هر فرصتی دزدانه به خانه” احمد” می رود و سریال مورد علاقه اش را نگاه می کند و گویی فراموش می کند که جنگ است و هر آن احتمال بیم جان می رود و خدا خدا می کند که شهر خالی از سکنه باشد و احمد و خانواده‌اش هم در پناگاه باشند تا او بتواند سریال مورد پسندش را دنبال کند!
نوجوانی که رمان “سبز و سرخ و سپید ” را روایت می کند بی نام و نشان است و در هیچ کجای دیالوگ ها اشاره‌ای به نام او نشده و شاید نویسنده به طور ضمنی خواسته باشد که مخاطب و خواننده اثر، بیشتر بتواند با این راوی هم‌ذات پنداری کند و خودش را لحظه‌ای جای او بگذارد.
داستان با کشاکش دنیای درونی و بیرونی یک نوجوان آغاز می شود و این دگر دیسی از دنیای خیالی و واقعی تا صفحه ۳۰ کتاب به کرات اتفاق می افتد و نوجوان راوی داستان، در مرز دنیای خیالی و دنیای واقعی خود گام بر می دارد.
وجود اسامی چون، ترزا، مادلین، ونسینت، ناتالی، اسمیت،سایه بلند، سَن دیه گو و ..گواه این مدعا است و اشاراتی بر فرازی از “غرب وحشی” و دیالوگ هایی که رد و بدل می گردد نشان از آگاهانه نوشتن نویسنده است:
“می دونی من کی ام؟ ویلی، ویلی سالیوان. من همونم که خیلیا رو نفله کرده. کار اشتباهی کردی اومدی به این شهر. تو را قبلا تو آرکانزاس دیدم.
یالا هفت تیر لعنتی تو بکش!”

همانند سازی و هم‌ذات پنداری از مکانیزم های دفاعی است که به‌صورت ناخودآگاه اتفاق می افتد و در دوره نوجوانی این خیالبافی و همانند سازی می تواند به عنوان یک مکانیزم که می تواند اتفاق افتد و از شدت اضطراب بکاهد مورد استفاده نویسنده قرار گرفته است.

ادامه داستان با پیشی گرفتن دنیای واقعی بر دنیای خیالی است و حوادث و اتفاقاتی رقم می خورد که ملموس و محسوس است و به نوعی یادآور نوستالوژیک و خاطرات تلخ و شیرین گذشته است، خاطرات پناه گرفتن مردم مرز نشین در کانال ها و سنگر ها و خاطرات آوراگی ها و پناه گرفتن در دامنه کوهستان و بمباران های سهمناک.
رمان “سبز و سرخ و سفید” از زبان نوجوانی شجاع و جسور روایت می گردد که تلخی های جنگ نتوانسته نگاهش را به زندگی، تیره و تار کند
و مردمانی را به تصویر می کشد که فراوانی کشتگان جنگ-شهیدان- را مایه مباهات می دانند!

نویسنده به دنیای عاطفی نوجوانان التفات داشته و در جایی که صحبت از اعزام به جبهه هاست دیالوگ های شیرین بر زبان دو نوجوان جاری‌ست :

“موسی می گفت: فکر کن ما هم بتونیم بریم عالی میشه!
بعد ریز می شد توی صورت بعضی ها که سنشان به ما نزدیک تر بود. کسی را نشان می داد و می گفت :حتم دارم شناسنامه‌شو دستکاری کرده، ببین!
گفتم “آره خب، چهره‌ات هم باید بخوره!

-منظور؟
– هیچی، منظورم اینه که قیافه‌ات باید مردونه باشه.
-منظورت اینه که مث خودت زشت باشه؟”

از دیگر شخصیت‌های رمان “سبز و سرخ و سفید” می‌توان به:
موسی، عموی منصور، بیگ فلاح، سید و خلیل اشاره کرد که هر کدام در دنیای ذهنی و درونی و دنیای بیرونی راوی داستان از ابعاد مختلف مورد واکاوی قرار گرفته اند.
موسی، دوست صمیمی نوجوان راوی، عموی منصور، نابینایی که می دید و تنهایی اش ادامه داشت!
بیگ فلاح، آرایشگری که مرموز بود و باگروهگ های منافقین همکاری داشت.
سید، مربی پرورشی که الگوی معنوی و ارزشی بچه ها بود!
و خلیل، که قهرمانی واقعی بود و بچه ها با او همانند سازی می کردند!

رمان” سبز و سرخ و سفید” رمانی است آبستن حوادثی که در جغرافیای ایلام اتفاق می افتد و استفاده از وژاگانی چون؛
سَراو، خیابان طالقانی، سعدی، پاسداران،چالسرا و…این رنگ و بوی بومی و اصالت را تقویت می کند و ازیک منظر نویسنده در خلق دنیای درونی یک نوجوان به خوبی عمل کرده و همانند پنداری، همانندسازی، خیالبافی را به خوبی به تصویر کشیده است.
نوجوان راوی در رمان “سبز و سرخ و سپید” تحت تاثیر همانند سازی و هم‌ذات پنداری که با “وینستن” در سریال وسترن مورد علاقه‌اش، ترس از انجام رفتارها و
خشونت هایی آنچنانی قرار می گیرد و گاهی بی اختیار و نهانی دچار ترس می شود و از شوخی هایی از از این دست آزرده خاطر می شود:
“عاشق اجنبی!
خیلی وابسته شدی؟!”

رمان” سبز و سرخ و سپید” از زبان نوجوانی روایت می شود که ماجرا جو و ریسک پذیر است و از لحاظ روان شناسی ریسک پذیری و خودمرکز بینی از ویژگی های این دوره سنی است و از این لحاظ قابل تامل است و به نمونه های فراوانی از این دست می توان اشاره کرد:

“خلیل:
-ببین بچه زیاد به پر و پای من نپیچ. دنبال من هم راه نیفت این ور اون ور. این داستانی که ما دنبالش هستیم فیلم نیست، متوجه شدی؟”

در رمان” سبز و سرخ و سپید”، راوی نوجوان، نوجوانان دیگر را هم در این صحنه به تصویر می کشد و به ابعاد دیگر زندگی، اشاراتی می کند
ابعادی چون، تحصیل درآن دوران پر مشقت و خاطرات تلخ و شیرینی که از این رهگذر حاصل می شد، خوشی ها و ناخوشی ها و سرگرمی هایی که یاد آور ی شان همراه با نوستالوژیک است. و شاید اگر نویسنده کتاب راوی نوجوان را تا آخر داستان بیشتر در دنیای نوجوانی به تصویر می کشید سیر داستان طبیعی تر بود.
آنجایی که نوجوان راوی به اتفاق “موسی” به دنبال کشف اعداد و شماره ها و حروف و بر ملا کردن نقشه های منافقین هستند و آنجا که دوشادوش “سید” و “خلیل” گام بر می‌دارند!

مطالب مرتبط

1 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *