……………………
● مرتضی حاتمی- نویسنده و روزنامه نگار ادبی
قرنها در آغاز و فرجام خود، همواره آبستن تحول و حوادث بودهاند تا بخشهایی از دنیای انسان معاصر را به چالش بکشند و اندیشههایش را تغییر دهند. از طرفی، ادبیات در مقابل این چالشها قرارگرفته و بیکار ننشسته و به تولد و نوزایی پرداخته، زیرا ادبیات، زاییدهی حال و گاه آیندهی انسانهاست و در برابر حوادث، مسئولیت و وظیفهای تاریخی دارد.هر چند کارکرد ادبیات، پیش بینی نیست و نویسنده هم پیشگو نیست.
داستان به عنوان یک قالب عامهپسند و مخاطب محور، بازتاب و بازنمای تجربیات زیستی انسان به شکل هنرنمایی و رقص واژه گان بوده و زندگی انسان امروز، مستقیم و غیرمستقیم در آینه ی ادبیات منعکس شده است.
بروز و شیوع بیماریهای همهگیر و مرموز، یکی از اتفاقهای مهم در ادبیات ملل به شمار می رود که کم و بیش در هر زمان، ردی از آن در آثار کلاسیک و معاصر در شعر و داستان به جا مانده و قابل رصد است.
ادبیات به انسانِ گرفتار، کشف و مطالعه و شباهت های خود با قهرمانان و شخصیت های داستان های هم موقعیت را میسر می کند تا امکان رویارویی و همذات پنداریاش افزایش یابد و به ضرورت و نیاز او را از منظر روحی و روانی تقویت کند.
«حادثه» در ادبیات، حادثه در ساحت دنیای انسان معاصر است که در دردی جانکاه و سخت، زایش و آفرینش ادبیات خلاقه را به وجود می آورد و مناسباتش را در هم می ریزد تا ققنوسوار از خاکستر این درد، ققنوسی باشکوه و تازه برخیزد.
اما… انسانِ امروز تنهاست و در هوایی به شدت فردی، نفس می کشد او در میان انسان هاست، اما به شدت تنها زندگی می کند و می اندیشد و اغلب رنج می برد، زیرا بخش های گسترده از زندگی اش در مسیر مدرن بودن و مدرنیته قرارگرفته و او خواسته یا ناخواسته در این مسیر پر ابهام، گام بر میدارد و از سویی دیگر، ادبیات هم، هم پای او مدرن شده، اما هنوز به تنهایی نرسیده است.
در این میان، ویروس «کرونا» در گستره ی جهانی به سراغ انسان آمده تا بار دیگر چالشی جدی و دردناک برایش یادآوری و به سرعت جایش را در زوایای پنهان و آشکارش پرکند. کرونا، این ویروس هوشمند محورهایی دارد که دنیای انسان معاصر را نشانه گرفته است. خانه نشینی، ترس، انزوا، خشونت های خانوادگی، دلهره، تنهایی، اندوه و واژگانی دیگر و این جاست که ادبیات و قدرت جادویی اش به سراغ کرونا می آید و در چالشی بهت آور و «دور از هم اما تنیده » پنجه اندر پنجه اش می افکند و نویسنده به سراغ اغراق بی پایه و عمیق نمی رود و تلاش می کند در این نبرد سخت تنهایی انسان را فراموش نکند.
این ویروس، با رفتارهای هوشمند و غیرقابل پیش بینی اش، ادبیات و فرهنگ و ادب و هنر و رسانه را به تلاش و تکاپو وادار کرده است. هر چند ادبیات به خوبی نتوانسته حوادث و چالش ها را پیش بینی کند، اما گاه داستان های «علمی-تخیلی» به دنیای انسان سرک می کشد و قلمش را قلقلک می دهد.
ادبیات در چنین شرایطی؛«اپیدمی» می شود و در تناقضی آشکار، انسان معاصر که در تنهایی و ترس و دلتنگی و اندوه به سر می برد را در فرایندی دردناک و زمانبر و در رویشی ققنوس وار از خاکستر انسان تنها و منزوی، آثاری دیگر می آفریند.
همواره آفرینش برتر در ساحت ادبیات، در تنهایی و انزوا و درد اتفاق افتاده تا در آنی زیبا و تاثیرگذار به پناهگاهی قابل اعتماد و امن تبدیل شود. انسان امروز، به دنبال دریافت لحظه هایی کوتاه و اندک از بستر ادبیات است تا زودتر به دنیای تنهایی اش برگردد تا به آرامشی نسبی برسد و ادبیات برای او می تواند لحظه هایی کوتاه و آنی را به ارمغان بیاورد و در تنهایی اش به ادبیات داستانی پناه ببرد و لذت ببرد.
(ادبیات کرونایی) که بخشی از ادبیات اپیدمی است به زودی جایش را در ذهن و اندیشه ی و دنیای پر از سکوت انسان معاصر ماندگار می کند و با او همراه و هم داستان می شود. در این مسیر مبهم و رازآلود، نویسندگان و شاعران ایرانی (معاصر و قدیم) بیکار ننشسته و آثاری را در شیوع بیماری های مرموز پدید آورده اند که در بررسی و رصدی دقیق از ادبیات کلاسیک، در حوزه ی نثر و نظم شاهد آثاری در این خصوص خواهیم بود.
نویسندگان خارجی در طول تاریخ از وقوع ادبیات اپیدمی به عنوان به فرصت طلایی به خوبی استفاده و با نگارش و انتشار آثار، نام خود را جاودانه کرده اند.
آثاری که هنوز از خواندنی ترین کتاب های جهانند:«عشقِ سالهای وبا» اثرِ: «گابریل گارسیا مارکز»، «طاعون» اثر: «آلبرکامو» ، «کوری» اثر: «ژوزه ساراماگو»، «طاعون سرخ»نوشته: «جک لندن» ، «چشمان تاریکی» اثر: «دین کونتز» ، «ایستگاه یازدهم» اثر: «امیلی سنت جان ماندل:» ،«m» اثر : «پِنگ شِپارد» ، «جنگ جهانی Z» اثر:«ماکس بروکس»، «منطقه یک» نوشته:«کلسون وایتهد» ، «عبور» اثر: «جاستین کرونین»، «پسری در ساکیتوس» نوشته: «بروس مک الیستر» ،«نقاب مرگ سرخ»، نوشته: «ادگار آلن پو» ، «دکامرون» اثر: «جووانی بوکاچیو» و…
این روزها نویسندگان جوان ایرانی آثاری تازه با محور کرونا در قالب داستانک و رمان و… نوشته و منتشر کرده اند و در روزهای آینده هم منتشرخواهند کرد که نویدی دلنشین و امیدبخش است.
***
ویروس جهانگیر کرونا به زبان مشترک میان انسان ها تبدیل شده و شاید مهمترین دستاورد این ویروس تکرار «درد مشترک» باشد. همان دردی که برای انسان معاصر آشناست و هرگز کهنه نمی شود.
کرونا فرصت همدردی را هم به وجود آورده تا ناتوانی و شاید هم توان محدود انسان را در برابرش به تمسخر بگیرد، اما آنچه که در انتهای این واقعه ی رازناک می توان دید، طلوع تازه ای در سرزمین ادبیات معاصر و زندگی انسان معاصر خواهد بود.