………………….
● مهدی کاکاخانی
درکشورهایی که ساختار سیاسی آنها بر پایه انتخابات بوده، احزاب سیاسی به عنوان یکی از نهادهای جامعه مدنی، نقش تاثیرگذاری در جهتدهی و ساماندهی رفتارهای افراد جامعه برای تعیین نمایندگان در رقابتهای انتخاباتی ایفا می کنند. در کشور ما نیز چنین رویهای بر انتخاب رئیس جمهور حاکم بوده و در انتخابات نمایندگان مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر و روستا در استانهای بزرگ که ساختار قبیله و ایلگرایی نمود عینی ندارد، کاملا قابل درک است.
در استان ایلام نیز طی دورههای قبلی انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، شاهد تلفیقی از این دو بودیم. یعنی هم احزاب سیاسی و هم ساختارهای ایلیاتی در تعیین نمایندگان خصوصا مجلس شورای اسلامی نقش آفرینی می کردند به طوری که در هر دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی، یکی از منتخبین با رای جریانهای سیاسی و احزاب انتخاب می شد.
اما در ششمین دوره انتخابات شورای اسلامی شهر ایلام، شاهد رخداد جدیدی هستیم که خبر از تغییرات درون ایلی می دهد. برای اولین بار معرفی لیست واحد، تشکیل ستاد انتخاباتی مشترک برای کاندیداهای وابسته به یک ایل با شعار مشخص و لگوی “ایل” حاکی از شکلگیری ساختارها و سیستم های مدنی درون ایلی، بروزرسانی رفتارها و متناسبسازی جهتگیریهای ایلیاتی با شیوههای زندگی مدرن است.این شیوه رفتاری ابتدا از درون ایل ملکشاهی جوانه زد. در یک اقدام کاملا مدیریت شده، با حضور بزرگان و فعالان سیاسی و اجتماعی این ایل، از طریق تشکیل جلسات و برگزاری نشست های متعدد، در نهایت از بین تمام کاندیداهای منتسب به ایل ملکشاهی، تعداد چهار نفر به عنوان کاندیدای مورد حمایت ایل انتخاب و از طریق رسانه های عمومی معرفی شدند.
در ادامه دهبالاییها هم که برای دستیابی به پارلمان شهری ترسیم نقشه نمودند، در اقدامی هماهنگ از ستاد انتخاباتی مشترک ایل دهبالایی باحمایت از پنج کاندیدا با تفکرات سیاسی متفاوت رونمایی کردند. اما در ایل خزل اتفاق جالبتری افتاد؛ در این ایل از همان ابتدا تعداد کاندیداهایی که پای در عرصه رقابت گذاشتند کمتر از تعداد کرسیهای شورا بود. ستاد مشترک ایل خزل نیز همانند دهبالاییها با معرفی پنج کاندیدا اعلام موجودیت کرد.
ایل ارکوازی نیز به عنوان یکی دیگر از ایلات ساکن در مرکز استان هم برای رسیدن به لیست واحد فعال شدند. بزرگان این ایل ابتدا تعدادی از کاندیداها که شانس کمتری داشتند را تشویق به کناره گیری نمودند. سپس جلسات متعددی برای رسیدن به تعداد کاندیدای دلخواه تشکیل دادند. حتی به اسامی مورد نظر هم رسیدند اما به توجه به تعدد کاندیداها و دلایل دیگر، قادر نبودند فهرست نهایی را اعلام عمومی کنند. هرچند به صورت غیر رسمی اسامی پنج نفر در گروه ها و محافل این ایل رد و بدل شد و تقریبا می توان اذعان داشت که اجماع غیر رسمی بر روی این پنج نفر شکل گرفته و قطعا این افراد از حمایت کنشگران سیاسی و تاثیرگذاران ایل در فرایند انتخابات برخوردار خواهند شد.
اینکه چقدر این رفتار درست است و یا اینکه دیگر کاندیداهایی که در لیست قرار نگرفتهاند چقدر از این تصمیمات ایلی تمکین میکنند و یا تاثیرگذاریهای مثبت و یا منفی این رفتار چقدر است؟ در صلاحیت این یاداشت نمی دانیم اما کاملا مشهود است که رفتار سیاسی ایلات ایلام در حال تغییر و تحولات ساختاری است. نکته جالب تر این رفتار؛ هر چهار ایل یاد شده برای تعداد چهار یا پنج کرسی شورا هدف گذاری نموده اند. به نظر می رسد این کار هم با نیت بازگذاشتن بستر تعامل با کاندیداهای دیگر ایلات بوده که نکته بسیار ظریفی است.
کلام پایانی: اگر در ادامه رویدادهای سیاسی استان، همچنان شاهد انفعال احزاب باشیم و آنان همچنان به صورت مناسبتی تنها در زمان انتخابات به صورت نیم بند و تنها به امید تصاحب پست های مدیریتی نه برحسب برداشت دسترنج خویش بلکه بر سوار شدن بر امواج سراسری فعال بوده و تلاشی برای نفوذ در لایه های اصلی جامعه از خود نشان ندهند، شک نکنید طی انتخابات بعدی شاهد تقویت ساختارهای مدنی ایلات، شفاف شدن مرزهای سیاسی ایلات، شکل گیری ائتلاف های بین ایلی مخصوصا در انتخابات مجلس شورای اسلامی و در نهایت حذف واقعی احزاب توسط این نهادهای نوپا خواهیم بود.