…………………….
● نعمتاله آرماننیا
آن سالها که نشریات مکتوب، رونق پیشخوان دکههای مطبوعاتی بود. در یکی از صفحات روزنامهای، واژهی “نامزد انتخاباتی” به سهو “نامرد انتخاباتی” تایپ شده بود
آن نامزد در خاتمه پیروز انتخابات شناخته شد اما شعارهای پر طمطراق انتخاباتیاش فقط تا شب شمارش آرا، تاریخ مصرف داشت. وقتی بر کرسی ریاست نشست، کسی او را بازخواست نکرد. اوموکلان خود را به کلی فراموش کرده بود. حتی تلفنهایشان را هم پاسخ نمیداد. سرمَست قدرت، نه حقایق تلخ جامعه را می دید و نه مطالبات روزمرهی مردم را می شنید. او در ایام تبلیغات، احساسات را بسیج کرده بود؛ با بیماران و معلولان عکس می گرفت؛ دست کارگری را البته جلوی دوربین می بوسید.علیرغم کمکاری بعدها حتی حقوقش هم نجومی شد.
یک سال بعد آن روزنامه توضیحی چاپ کرد و نوشت:
پوزش و تکذیب از آنِ آن نامرد؛
تیتر پارسال ما ایرادی نداشت، او نامرد بود که پس از پیروزی، به مردم پشت کرد و از هزار وعده، یکی عمل نکرد.”
وحالا که خوب فکر می کنیم به این نتیجه می رسیم؛ به نامزدی رای دهیم که باشعارهای تُهی از عمل، شعور مردم را به سُخره نگیرد و صادقانه قول و قراری دهد که درنهایت بتواند عمل کند.
آقای “نامزد” این روزها حواست باشد که در تبلیغات انتخاباتی، سنگ بزرگ بَر نداری و شعار بی پشتوانهی عمل، تجویز نکنی تا بعدها رسانهها نامت را با اشتباه تایپی منتشر نکنند!