………………………..
● عبدالحسين رحمتی
خرمشهر نامی است ماندگار، حماسهای است پر از عشق و ايمان و از خودگذشتگی، خرمشهر متبرك است به نام شهيدانی كه مردان خوب روزگار بودند و نامشان هنوز در كوچه باغ های اين شهر جاری است.
وقتي نسيم پر از عصمت شلمچه بر تو وزيدن می گيرد، وقتي ايستادهای سبز و سربلند، روبه روی «اروند» بايد شهری آسمانی باشی، خرمشهر! چقدر مظلوميت در نگاه تو نهفته است، چقدر عشق و مهربانی در نخلستانهای تو جاری است.
نخلهایی كه روزی راز و نياز عارفانه بچه هاي آسمان را مي شنيدند و امروز به احترام آن روزها غريب نوازي مي كنند.
هر كه آتش و عطش را تجربه نكرده باشد خاك متبرك شهيدان تو را نمیشناسد. خرمشهر شناسنامه بچههای بي ادعایی است كه يك روز از سيم هاي خاردار گذشتند. خرمشهر شناسنامه يك حماسه است. شهر سردار خوبي ها، «شهيد محمد جهان آرا» سلام بر سوم خرداد، سلام بر بچه هاي بي قرار شهادت. همان صبح روياني كه عاشقانه رفتند و در باران آتش چهره شستند. يادش به خير آن روزها، شميم شهادت هميشه در حال وزيدن بود. آنجا دل بسيار بود، دل غريب، دل شكسته، دل گمنام و مردان خوب روزگار گمنامي.
پاي نخلهای سوخته چقدر فاصله كم بود و همين فاصله ها را نيايش هاي عارفانه پر مي كرد.
…و من عمري است مي گويم كه اي كاش
مرا مثل شهيدان باوري بود
كسي كه با پرستوها سفر كرد
بدان اي دوست از ما بهتري بود
تمام عشق را تشييع كردند
و تابوت دل من آخري بود
هنوز خرمشهر پر از عطر نفسهای شهيدان است، هنوز كوچههای خاطره انگيزش پر از شكوفههای سلام و صلوات است. اينجا به آسمان نزديكتر است. در كوچههای اين شهر هنوز میتوان بچههایی را يافت كه هزار خاطره از روزهاي آتش و خون در سينه دارند. حكايت اين شهر را، حكايت عشق و جانبازي را از آنان بايد شنيد. بچههای جنگ غريبه نيستند، آنان تاريخي از حماسهاند، نگذاريم خاطرههایشان فراموش شوند.