♦ نعمتاله آرماننیا
پایبندی به اصول روابط عمومی، رمز موفقیت مدیران ارشد سازمانهاست، اما مدیرانی بوده و هستند که این مهم را نادیده گرفته و در این مقوله موفق به کسب نمره قبولی نشدهاند.
این مدیران از سؤال خبرنگاران و نمایندگان افکار عمومی بر آشفته میشوند و آنان را نامحرمانی تصور میکنند که به حریم درگاهشان وارد شدهاند.امروزه مردم به راحتی صداقت، ایمان و عمل مدیران را می سنجند و سره را از ناسره تشخیص می دهند. بنابراین مدیران برای موفقیت در کار خود مجبورند به فلسفه و نگرش روابط عمومی ایمان داشته باشند و اگر غیر از این باشد، کشتی ارتباطات آنان، به ساحل امن نخواهد رسید.
با حسرت می گوییم که روابط عمومی های ما در حال حاضر از وضعیت مناسب برخوردار نیستند؛ آنها شبیه بیمارانی هستند که پزشکان از آنها قطع امید کردهاند.زمانی بحث بر سر این بود که جایگاه روابط عمومی در تشکیلات اداری به سطح معاونت ارتقا پیدا کند؛ نه تنها این امر محقق نشد، بلکه در سالهای اخیر روابط عمومی به یکی از معاونتهای زیرمجموعه دفاتر استانداریها تنزل پیدا کرد. از این مسئله کسی که بیش از همه ضرردید، خود دولت بود.
موضوع دیگر، انتصاب مدیران روابط عمومی به ویژه در سطح استانداری ها است. این انتصابها اغلب سیاسی بودهاند و نه حرفه ای! این در حالیست که ماهیت واقعی روابط عمومی را صبغهی فرهنگی و رسانهای تشکیل می دهد.
مدیران روابط عمومی معمولا پس از مدتی اتراق، عطای روابط عمومی را به لقای پستهای سیاسی می بخشند، در حالی که اگر انتصاب مدیران روابط عمومی بر مبنای معیارهای حرفهای باشد، بی گمان ثبات مدیریتی و موفقیت سازمانی درپی خواهد داشت.
از سوی دیگر در سالهای نه چندان دور، برگزاری نشست های هم اندیشی و آسیب شناسی، دوره های آموزشی و نمایشگاه های متعدد، به روابط عمومی و اطلاع رسانی ادارات و دستگاه های اجرایی، رونق بخشیده بود، اما در حال حاضر اجرای این عناوین، محدود و کمرنگ شده است.
با نگاهی به نامه امام علی(ع) به مالک اشتر، به منشور متعالی و اصیل روابط عمومی، به زیبایی پی می بریم آنجا که فرموده:
«مبادا خود را برای مدت طولانی از ملت و مردم بپوشانی، زیرا اختفای زمامداران از مردم، موجب نوعی فشار و کم اطلاعی از امور حیاتی و اجتماعی آنان می شود. دوری مسئولان از ملت و مردم، باعث جدا شدن مسئولان از مسائل جاری و پوشیده مملکتی در درون جامعه است و در نتیجه مسئله بزرگ نزد آنان کوچک، و کوچک، بزرگ جلوه می کند و حق با باطل آمیخته می شود.»
در فراز دیگر از این نامه آمده است؛ «پارهای از وقت خود را به نیازمندان اختصاص بده؛ که با شخص تو به طور مستقیم ارتباط برقرار کنند و جهت آنان ملاقات ترتیب ده و برای خدایی که تو را آفریده، با این نشست، فروتنی و تواضع کن و در این ملاقات از ممانعتِ نگهبانان و پاسداران جلوگیری کن؛ تا گوینده و سخنران آنان بدون لکنت زبان و هراس و نگرانی، با تو سخت گوید و مطلب خود را با تو در میان بگذارد.»
از دیگر الگوها و عبرتهای پیام ارتباطی امام اول شیعیان، می توان مواردی همچون: تفکر قبل از سخن گفتن، برداشتن موانع ارتباط، حتی الامکان استفاده از پیامهای مکتوب، تقویت روحیه انتقاد و انتقاد پذیری در محیط اداری، سکوت نکردن از بیان حق و سخن نگفتن از روی جهل، فریب نخوردن از تعریف و تمجیدها، و استفاده از وسایل ارتباط مطمئن و روان را نام برد.
جان سخن اینکه یک مدیر روابط عمومی باید امید را سرلوحه کار خود قرار داده و آن را به مخاطبان تزریق کند. امیدواریم روزی شاهد رونق و اعتلای هنر هشتم و نیز ثبات جایگاه واقعی روابط عمومی ها در سازمانها باشیم؛ چرا که روابط عمومی کلید مردم سالاری، مرکز ثقل همدلی و وفاق بین مدیران، کارکنان و مردم، و مسئول صیانت از رفتارهای اخلاقی در سازمانها و ادارات تلقی می شود.