……………………..
✍دکتر سارا فلاحی
احیای برجام و ورود مجدد آمریکا به آن و لغو کامل تحریم های ایران اساس مذاکرات وین است.مذاکرات غیر مستقیم ایران و آمریکا با واسطهگری کشورهای ۱+۴ به کندی در حال انجام است.آن چه از فضای این مذاکرات به گوش میرسد این است که واسطهها در کش و قوس واسطهگری خود تلاش میکنند بیشتر مبتنی بر منافع خود واسطه گری کنند تا منافع طرفهای اصلی منازعه و مذاکره! و این اولین چالش این مذاکرات است چون معلوم نیست واقعیت پیام های رد و بدل شده میان آمریکا و ایران چیست و چقدر اطلاعات رد و بدل شده واقعی و چقدر مبتنی بر تاویل و تفسیر واسطه هاست.
نکته مهم دیگر این است که ایران روی لغو یکباره همه تحریمها اعم از هستهای،حقوق بشری، موشکی، بانکی، نفتی و …و سپس راستی آزمایی لغو تحریمها متمرکز است و طبق راهبرد ترسیم شده توسط مقام معظم رهبری به غیر از آن راضی نمی شود و نباید از این استراتژی عدول کند چون قبلا یکبار از سوراخ مذاکرات برجامی گزیده شده است به همین خاطر صرفا با قبول این شرایط توسط آمریکایی هاست که ایران به تعهدات برجامی خود بر می گردد. هر چند آن چه واسطه ها از طرف آمریکایی به هیات ایرانی رسانده اند این است که آمریکایی ها پذیرفته اند تمام تحریمهای موضوعی از قبیل تحریم های نفتی، بانکی، بیمه ای، پتروشیمی، کشتیرانی و …را لغو کنند اما چالش اصلی در این بخش، اصرار آمریکایی ها بر عدم لغو تحریمهای موشکی،حقوق بشری و یا به اصطلاح آن ها تروریستی افراد و نهادهای مختلف است؛ اصراری که تداوم آن میتواند به ترک میز مذاکره توسط ایرانیها منجر شود و تیم مذاکره کننده ایرانی نیز توجیه شده است نباید بدون رفع همه تحریمها تن به توافق دهد.
چالش مهم دیگر در مذاکرات، مبحث راستی آزمایی و شیوه آن و مدت زمان طولانی عملیاتی شدن آن است که هر دو طرف در مورد آن تا کنون نتوانستهاند به نتیجه واحدی برسند. نکته قابل توجه در این مذاکرات این است که ایران از یک طرف نباید وارد مذاکرات فرسایشی شود و اسیر وقتکشی آمریکاییها شود و از سوی دیگر نباید شتابان و بیمهابا به سمتی برود که بدون تضمین منافع ملت، مذاکرات را به اتمام برساند.
چالش دیگر تفاوت در لیست تحریمهایی است که دو طرف ارائه میدهند. آمریکاییها بیش از ۱۸۰۰ نوع تحریم بر ایران تحمیل کردهاند و نباید لیست تحریمهای آمریکا با ایران متفاوت باشد و آنها اقلام کمتری را در دستور لغو قرار دهند.این چالش از آن جهت مهم است که بدعهدی و عبور آمریکاییها از قوانین بین المللی مسبوق به سابقه است و احتمالا به همین خاطر نخواهند همه تحریم ها را لغو کنند.
در کنار چالشهای مذکور توجه به چند نکته ضروری است: اولا اعتماد به امضا و تعهدات شخصیتهای آمریکایی که در برجام منجر به تراژدی عدم لغو تحریمها،خروج آمریکا از برجام و تحریم های پسابرجامی شد نباید در وین تکرار شود.ثانیا مذاکره زیر سایه تهدید،ترور و خرابکاری که با یک تقسیم کار بین آمریکا و رژیم صهیونیستی در حال انجام است نیز نباید در نقش شمشیر داموکلس برای ایران، ظاهر شود. شهادت سردار سلیمانی و شهید فخری زاده و خرابکاری در نطنز ۱ و ۲ نمونههای تقسیم کار میان آمریکا و اسرائیل برای تضعیف ایران و تن دادن آن به برجامهای موشکی و حقوق بشری است؛ تقسیم کاری که خرابکاری در نطنز ۲ به قصد خالی کردن دست ایران در مذاکرات و حمله به مظاهر قدرت ایران صورت گرفت اما با رفتن ایران به سمت غنیسازی ۶۰ درصد، حامل نتایج برعکس و قدرتنمایی ایران شد تا جایی که به شدت دست ایران را در مذاکرات بالا برد و تیم بایدن به شدت دچار استیصال شد.
واکنش آمریکا و هم پیمانان غربیاش به غنی سازی ۶۰ درصد حامل این پیام مهم بود که عقب نشینی نکردن در برابر نظام سلطه و اتخاذ استراتژی مقاومت فعال، بهترین برگ برنده ایران در مذاکرات است و آمریکاییها نباید از رفتار ایرانیها به این نتیجه برسند که ایرانیها تحت هر شرایطی اهل مذاکره هستند و خسارتهایی که با خروج از برجام و اعمال تحریمهای پسابرجامی بر ایران تحمیل کردهاند فاقد اهمیت است و آنها بدون هزینه میتوانند دوباره به برجام بازگردند و هر موقع هم مایل بودند میتوانند از تعهدات بینالمللی خارج شوند!