خوشه‌های انفعال و امید

بیژنی2

پایگاه خبری مهران نیوز- دکتر محمدجواد بیژنی

در مورد ماهیت رسانه‌ها دو سوال اساسی وجود دارد. اول آن‌که رسانه‌ها چه وظایف و کارکردهایی دارند؟ دوم آنکه در واقعیت این کارکردهای رسانه‌ای چقدر عملی می‌شود؟

رسانه‌ها به کمک نهاد خانواده، مدرسه، ایل و طایفه، مساجد، محیط آکادمیک و حوزه برای امر جامعه‌پذیری و آموزش  افراد آمده است. یک نهادی جداگانه که قابلیت آن را دارد که بشر را به‌سمت خداگونگی و یا شیطان‌گونگی بکشاند. رسانه‌ها که به ‌راحتی ابزاری برای آموزش هستند و می‌توانند آگاهی را در سطح جامعه گسترش‌ دهند، در خدمت رفاه و آسایش باشند، مدیریت بحران نمایند، قدرت دسترسی و سطح تفکر معرفتی بشتر را به اوج خود برسانند، آسیب‌های اجتماعی را در سطح جامعه به خردترین حالت ممکن پایین بیاورند. بحران‌های پنهان که در سطح جامعه در حال رخ داد است را به لایه های آشکار بکشانند و در آنجا برای آن دردها راه‌هایی را پیدا کنند. سطح توسعه یافتگی معرفتی، عقلی، شعوری و فرهنگی مردمان یک سرزمین را بالا بیاورند،تخاصم‌ها و ارتباطات بین‌فرهنگی را در سطح جامعه افزایش دهند و به طور کلی دنیا را محیطی امن و آسایش بخش به سمت تعالی روح بشری در تمام ابعاد بکشانند. حال سوال اینجاست که این همه حرف خوب و زیبایی که توسط متخصصین ، آیا در عمل توانسته است که به قابلیت‌های خود برسد یا نه، تنها ابزاری بوده است برای منفعت طلبان و کسانی که از آب گل آلود ماهی می‌گیرند. به جرات می‌توان گفت واقعیت جامعه با تمام رویاها و آرمان‌هایی که می‌توانست محقق شود تفاوت اساسی دارد. از وقتی که رسانه‌ها کودکانی نوپا بودند، درگیر تبلیغات جنگ جهانی اول و بعدها ابزار تبلیغات فاشیسم و نازی‌ها بودند بعد از جنگ جهانی دوم رسانه‌ها به ابزار دو قطب در دنیا تبدیل شدند ، از یک سو سرمایه داری با سرعتی عجیب می‌تاخت و از سوی دیگر ایدئولوژی مارکسیستی در حال جولان بود. ابزار این دو باز هم رسانه‌ها بودند. بنابراین ما رسانه مستقل که قادرباشد به آن آرمان‌ها که در مورد بشریت برسد، را در واقعیت مشاهده نمی‌کردیم. در گفتمان توسعه یافته شدن و جهان سومی بودن، باقی کشورها نیز بازیچه این رسانه‌ها بودند. توسعه «لرنری» یک‌سوی قضیه بود که جهان سوم را بازیچه خود می‌کرد و از سوی دیگر نفس‌های آخر دیپلماسی شرقی و تمام رسانه هایش نیز شنیده می‌شد.

با انقلاب دیجیتالی در سال ۱۹۹۴ (م ) نوع دیگری از بازی رسانه‌ای به‌وجود آمد. رسانه‌ها به جای استقلال به ابزار دست سه قطب «سرمایه داری»،«ایدئولوژی‌ها» و «مردم» تبدیل شدند. شاید در نگاه اول اینکه ابزار دست مردم بودن یک حرکت بسیار موفقیت‌آمیز و دموکراسی‌گونه است ولی در باطن همان‌قدر که اسلام هراسی و قالب تفکری برای فوبیای اسلام و فوبیای ایران داشتن در رسانه های غربی مضحکانه است. و نوعی سواستفاده از رسانه  تلقی می‌شود. این که رسانه‌های  دست مردم به شیوه‌ای برای دیده شدن، دست به هر کاری می‌زنند نیز خود سوی دیگر این کژکارکرد رسانه‌ای است. همان قدر که نشان دادن زیبایی و اندام سال از نظر هالیوود و تقلید کورکورانه مردم از آن به نفع سرمایه‌داری یک کژکارکرد و سواستفاده از رسانه است. از سوی دیگر لخت شدن و یا دعوای الکی راه انداختن برای دیده شدن در رسانه‌ها توسط مردم نیز سوی دیگر سواستفاده‌ی رسانه‌ای است.

بیچاره رسانه، چه رویاها و آرمان‌ها که در سر نمی‌پروراند ولی در واقعیت درگیر چه نوکیسه‌های معرفتی شده است. قرار بود «علم به جهل» و «علم به علم» را نشان دهد ولی در واقعیت «جهل به علم» و «جهل به جهل» را در بین بشریت رواج داده است. از این دو بدتر سیاست‌گزاری ترس‌گونه و منحرف‌گونه رسانه‌ای است که در پیش گرفته می‌شود. یعنی با این دلایل آورده شده به این نتیجه رسید که باید رسانه‌ها را محدود کرد تا این نوکیسه‌های معرفتی در آن جولان ندهند! این کار از دو سواستفاده قبلی بسیار حالت فجیع‌تری دارد . زیرا وقتی پتانسیلی عظیم که به قولی نقطه اتکای بشری در قرن حاضر است. قادر است به راحتی افراد بشر را به جایگاهی بسیار توسعه یافته‌تر وعمیق تر به لحاظ معرفتی برساند. با مانع قرار دادن و یا مبارزه کردن با آن ، از یک طرف سواستفاده‌های قبلی را بیشتر کرده و هم به اهداف خود رسانه‌ها و کارکردهای آرمانی که در اوایل یادداشت بحث شد، نخواهند رسید! فلذا با تمام دسترسی‌هایی که رسانه‌ها دارند و تمام کژکارکردهایی که در عمل قادر به داشتن آن است. بهترین راه مقاومت در مرحله اول آزادی دادن و پذیرش رسانه‌ها است و از سوی دیگر سیاست‌گزاری رسانه‌ای و کارزار رسانه‌ای برای رسیدن به اهداف آرمانی رسانه‌ها همچون آگاهی، اطلاع، خبر‌رسانی، سرگرمی، دانش ، توانش و همچنین توسعه یافتگی مردم یک دولت ملت است.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *