……………………….
● غلامرضا طاهری/کارشناس ارشد مدیریت شهری
نظام حکمرانی شهری در ایران از ناکارآمدی سختی رنج می برد، در حالی که بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵هفتاد و چهار درصد جمعیت ایران شهرنشین هستند، ایران همچنان فاقد نظام حکمروایی شهری است ،در عمل شهرداری ها به صورت ادارات نیمه مستقل استانداری ها، تابع وزارت کشور هستند،این در حالیست که تقریبا در اکثر کشورهای جهان نظام حکمروایی شهری استقرار یافته و به صورت مستقل از نظام حکمروایی ملی ولی در ادامه و هماهنگ با آن ،امور محلی و شهری را سازمان و نظام می دهند، با تشکیل شوراهای اسلامی شهرها،انتظار می رفت که نظام حکمروایی شهری در ایران نیز پا بگیرد، لیکن، در عمل با مقید شدن اختیارات آنها شهرداری ها همچنان به صورت معلق و بلاتکلیف در حوزه نفوذ و مسئولیت وزارت کشور باقی مانده اند،از این رو، در وضعبت فعلی اداره امور شهرها نه به عنوان یک اداره ی تمام معیار،تابع وزارت کشور هستند و وزارت کشور حاضر به پذیرش مسئولیت در برابر آنها نیست ونه به صورت یک نظام حکمروایی مستقل شهری عمل می کنند ،از این رو ،شهرداری ها در نامطلوب ترین وضعیت و با حداقل کارآمدی قرار دارند و تلقی از رواج فساد در آنها در سه رده نخست کشود قرار دارد .
ایران یکی از شهری ترین ملت های جهان است و رشد شهرنشینی در آن با سرعت شتابانی رخ داده است و همچنان ادامه دارد،جمعبت شهری ایران در سرشماری سال ۱۳۳۵که ۹/۵میلیون نفر بوده به ۵۹میلیون نفر در سرشماری سال ۱۳۹۵رسیده و پیش بینی می شود که همچنان رشد داشته باشد، به نحوی که در سال ۱۴۳۵به ۸۲ درصد جمعیت ایران برسد ،۱۰ برابر شدن جمعیت شهری طی ۶۰ سال،از حیث تغییر سبک و الگوی زندگی یک تحول بزرگ و یک رشد بسیار سریع شهرنشینی محسوب می شود،پر واضع است که زیر ساخت های شهری نه از حیث کالبدی و تاسیسات و نه از حیث نظام مدیریت و عرضه خدمات و نه از حیث نحوه تامین مالی همراه با این رشد،سامان نیافته است،بر این موضوع ، تمرکز شدید و رشد سرسام آور جمعیت شهر ایلام را نیز باید افزود،از این رو مساله حکمروایی شهری موضوعی است که با زندگی روزمره مردم در ارتباط است و یک موضوع فانتزی نیست .
حکومت شهری و حکمروایی شهری به عنوان دو رویکرد متقابل هم از نظام تصمیم گیری و اداره امور شهری تلقی می شوند.حکومت شهری ،مجموعه سازمان هایی مسئول اداره شهر را در بر می گیرد و متکی بر نهادهای رسمی است .اما حکمروایی شهری،فرایندی است که بر اساس کنش متقابل میان سازمانها و نهادهای رسمی اداره شهر از یک سو و سازمانهای غیر دولتی و تشکل های جامعه مدنی از سوی دیگر شکل می گیرد.
مفهوم حکمروایی که در مقیاس های گوناگون محلی، شهری، ملی و حتی بین المللی به کار می رود بر همیاری دولت و جامعه مدنی مبتنی است،این مفهوم بر این اصل بنیادی استوار است که دولت ها به جای آن که به تنهایی مسئولیت کامل اداره جامعه را در تمام سطوح آن بر عهده گیرند و به تعبیر دیگر ،حکومت کنند.
ازسوی دیگر باید در کنار شهروندان بخش خصوصی و مردمی،به عنوان یکی از نهادها یا عوامل مسئول اداره جامعه محسوب شوند،با اینتعبیر دولت نقش تسهیل کننده و زمینه ساز توسعه جامعه را در سطوح ملی ،محلی و شهری ایفا می کند،با ورود شهروندان یا به مفهوم سازمان یافته تر آن ،جامعه مدنی به عرصه تصمیم گیری وسیاست گذاری ،فرایند اداره شهر از یک نظام اقتدارگرا و آمرانه به فرایندی مردم سالار و مشارکتی تبدیل خواهد شد، با توجه به این که شهرها عرصه اصلی زندگی امروزی به شمار می آیند و بخش عمده پویش های اجتماعی در شهرها روی می دهد ،مفهوم حکمروایی در مقیاس شهر ،اهمیتی ویژه می یابد .
لذا با عنایت به دیدگاههای ازپیش گفته بهترین نظام حکمروایی شهری “محله محور” تعبیر و ارزیابی می شود.