………………………….
♦احمدحسنی
در مورد کری خوانی وزیر باید همه جوانب را در نظر گرفت و نظر داد .
سوالاتی که مطرح میشود
۱- چرا یکنفر در جایگاه وزیر کری میخواند؟
۲- پرسپولیس و استقلال دولتی هستند آیا افرادی از دولت حق ندارند این کار رابکنند؟ و چون دو وزیر ورزش و ارتباطات پرسپولیسی هستند پس وضعیت موجود استقلال و پرسپولیس معلول دخالت این دو وزیر هست
۳-وضعیت امروز استقلال و پرسپولیس معلول چیست؟
برای پاسخ به سوال اول باید بگویم علت اینکه این رفتارها نا متعارف نشان داده میشود، برای آنست که در طول این سالها مسئولین خود را جدا از مردم نشان داده اند، حتی غذا خوردن هایشان هم مدتی برای مردم عجیب بود. اگر یادتان باشد در بازیهای جام جهانی نحوه پوشش رئیس جمهور و تماشای بازیهای جام جهانی سوژه روز تمامی محافل بود و حتی در آن مقطع محبوبیت خاصی هم در بین مردم برایش ایجاد کرد . اما این امر در دنیا چیز بسیار عادی هست و حتی نخست وزیر پاکستان و رئیس جمهور لیبریا از دل ورزش به این سمت رسیده اند و ممکن است عکسها و فیلم های خاصی از دوران ورزش خود داشته باشند که در ایران حتی برای مشاور یک عضو شورای شهر هم دردسر ساز باشد . همه اینها زمینه ساز ایجاد یک تفکر شده است که هر نوع تغییر ولو کوچک را بسیار بزرگ جلوه میدهد . فعالیت با اسم شخصی و مشخص در فضای مجازی خارج از پست و مقام و جایگاه تلقی می شود و از این امر باید استقبال کرد و مسول هر لحظه در برابر انتقاد و پیشنهاد مخاطب قرار گرفته و فضای مونولوگ به دیالوگ تبدیل شده و جایگاه نقد را در کشور را اعتبار می بخشد.
برای پاسخ به سوال دوم در مورد دولتی بودن پرسپولیس و استقلال و احتمال لابی مسئولین برای یک تیم خاص باید گفت که هیات دولت وزرای قوی و مهم دیگری هم دارد و ممکن است بهخاطر مسائلی جرات اعلام طرفداری از تیم خاص را نداشته باشند . بهعنوان مثال اگر امروز اعلام شود چند وزیر اقتصادی و نفت طرفدار دو آتیشه استقلال بوده اند چه تصوری از کمک احتمالی به این تیم در محافل طرفداری ایجاد خواهد شد . در مورد خصوصی سازی در مورد این دو تیم هم باید گفت با توجه به شرایط و قوانین موجود در نبود حق پخش، انحصار در اقتصاد، نبود برندهای مهم خارجی در عرصه تبلیغات، نبود قانون مشخص کپی رایت و دخالت دولت در عرصه ورزش وآماده نبودن بستر مناسب و فرهنگ سازی در طرفداری ورزشی ،هر نوع خصوصی سازی را با شکست مواجه خواهد ساخت .
در مورد سوال سوم و علت تلقی هواداران استقلال از وضعیت پیش آمده طی این سالها ، باید مشکل را در جای دیگری جست جو کرد . بهنظرم مشکل چند سال اخیر استقلال فوت مرحومین حجازی و پورحیدری بوده که بعد از آن هیچ کس در قد قواره بزرگی این تیم نبوده و همیشه اختلافات شدید در بین بزرگان این تیم بوده است و پیشکسوتانی هم که می توانستند این وظیفه را برعهده بگیرند همیشه در رقابت بین همدیگر بوده اند.
قلعه نوعی، منصوریان ، فکری، مجیدی، مظلومی ، مرفاوی نامجومطلق، رحمتی و… نمونه این نام ها هستند اما در تیم رقیب و حتی سپاهان حداقل چند نفر نقش کاریزماتیک در این تیم ها دارند.