…………………………………..
مهدی آرمانی/ کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
“عصبانی شدن آسان است!
همه می توانیم عصبانی شویم؛ اما عصبانی شدن در زمان مناسب و در مکان مناسب و در مقابل شخص صحیح و اینکه عصبانی شدن خود را چگونه خالی کنیم کار هر کسی نیست!
(کتاب نیکوماختین؛ارسطو)
حکیم بزرگ ایرانی-ابن سینا- هزار سال پیش رابطه ی بدن و روان را به سکه همانند ساخت و تصور انسان بدون توجه به ابعاد روانی ناممکن است؛ قرن بیست ویکم با وجود همه پیشرفت هایی که در زمینه صنعت و تکنولوژی داشته همراه با فراوانی ناملایمات روانی و رفتاری و رشد روز افزون اختلات روانی بوده است و وجود فشار های اجتماعی و اقتصادی و بحران های مختلف در کاهش آستانه تحمل تاثیرگذار بوده است و این روزها،شاهد خشم های کنترل نشده و رفتارهای تکانشی و تکانشگری هستیم.
انسان مثلثی است از افکار و هیجانات و رفتار، و این سه ضلع وجودی ارتباط تنگاتنگ باهم دارند و بدون شناخت و آگاهی از افکار و طرح واره های شناختی و خودآگاهی هیجانی و تنظیم دایره رفتاری،کنار آمدن با مسائلی که در زندگی مکرر اتفاق می افتد می تواند همراه با آسیب و فشارهای روانی خارج از آستانه تحمل باشد.
فشارهای روانی که هر کدام با درجه ای وشدتی همراه است و گاه می تواند فردی را از پا در آورد:
مشاجرات خانوادگی،دغدغه های فرزند پروری،بحران های اقتصادی و مسائل متعدد دیگر که باید به عنوان جزئی از زندگی پذیرفت!
روان شناسان اعتقاد دارند که خانواده کوچکترین سیستم و مهمترین سیستم در تامین نیازهای روانی و عاطفی افراد است و جایی است که افراد خانواده باید در کنار هم احساس آرامش داشته باشند.
وهمچنین لازمه زندگی،یادگیری زندگی ویادگیری مهارت های متعدد زندگی است وریشه ی بسیاری از ناملایمات را باید در دوران رشد،آنجایی که مهارت ها باید آموخته شود جست.
مهارت هایی چون مهارت مدیریت هیجانات،بیان احساسات و بازگشایی عواطف،مهارت حل مسأله و مهارت های متعدد دیگری که در زندگی لازم و ضروری است و از عواملی که در خانواده می تواند زمینه ساز پیوند عاطفی و همدلی در افراد خانواده باشد مهارت همدلی و انعکاس احساسات درون خانواده است.
رفتارهای پرخاشگرانه و در مقیاسی شدیدتر، تکانشگری و خشم های ناگهانی تاحدودی می تواند ناشی از نبود بستری برای یادگیری کنترل و مدیریت خشم ویادگیری های محیطی و درصدی هم عوامل ژنتیکی باشد.
هیجانات جزئی اساسی از دنیای روانی ما هستند که بصورت واکنش های رفتاری بروز پیدا می کنند و رفتارهای پر مخاطره،نشانی از هیجانات سرکوب شده و عدم تعادل هیجانی است.
هیجان خشم هم از هیجان های مهم زندگی است که کارکرد حیاتی در زندگی دارد و شناسایی زمینه های خشم و آموزش مهارت های مدیریت خشم و آموزش مهارت های کلامی و تعاملی،نقشی انکار ناپذیر در آن دارد.
در پس رفتارها،مجموعه ای از عوامل زیستی و محیطی و فرهنگی قرار دارد.
بسترسازی جهت آموزش مهارت های زندگی در دوران کودکی و نوجوانی می تواند به عنوان عاملی مهم در پیشگیری از آسیب ها موثر باشد.