………………………..
🔹یادداشت/ مهراننیوز- رضا اکرمی
اگر کمی به حافظه کوتاه مدت رجوع کنیم ذهنیت تقسیم استان ایلام به دوبخش شمال و جنوب و نهایتاً سرزنش حوزه شمال، بَدواً زمانی که شهرستان دهلران همه مدیرانش غیربومی بودند پدید آمد.
طبیعی است از همان زمان در سیستم های اداری که بحث مطالبهگری مطرح می شد اولین جا که هدف قرار می گرفت و انتظار حل مشکل داشتیم مدیران ادارات در سطح شهرستان بوده. این بدبینی نهایتاً از همان دوره به شکل عادت در همه زمانها باب شد. هرچند پس از بومی شدن همه مدیران، سطح انتظارات از مدیران شهری به مدیران کل در استان فراتر رفت اما این موضوع به شکل دیگر هربار بهانهای برای حواله کردن علت اصلی موانع توسعه در دهلران و توجیه کمکاری هایی است که از ابتدا به ساکن به خودمان مربوط است.
ما بیشتر از آنچه نیاز است بیاندیشیم وقت خود را صرف واکنش های عاطفی می کنیم و از کسانی که هرجور حسی را زنده می کنند استقبال میکنیم.
تولید بدبینی به جای تعامل با دیگران ازجمله شگردها برای خلوت شدن مراجعات به مسئولیت های خودمان است. یک زمانی برای ترساندن بچه ها، لولو می ساختیم و چون بزرگتر شدند آن ها را به وعده های شیرین در فردا آرام می کردیم! منتهی تا امروز نه کسی فهمید لولوها که هستند و جنسشان از چه بود و وعدهها چه رنگ و طعمی دارد.
تقسیم استان به شمال و جنوب که صرفاً از باب جغرافیای انتخاباتی است گاهی به یکجور بهرهبرداری تبدیل می شود. و ما فی الفور علاقمندیم ناکامی در توسعه شهری را به دیگر حوزه ها نسبت داده و شانه از بار مسئولیت خالی کنیم.
این مسئله درست شبیه تحریکات قومی است. همه مردم شهرستان حلقههای یک زنجیرهاند و اما عدهای بدشان نمی آید از برای منافع! تفاوت ها را برجسته کنند. ضمن اینکه سازندگان همین فکر، خود بیشترین ارتباط و داد و ستد را با همان دیگران دارند! بقیه هم می شویم شن کش خرمنی که هرباره جز کاه و کلوش ثمرهای در پی نداشته!
اختلاف سلیقه در تأمل و چرایی مشکلات در مناطق استان، طبیعی است و لازمهاش داشتن ظرفیت برای پذیرفتن اشتباه است. اما سرزنش مداوم دیگران به خاطر گناه نکرده اشتباه است هرچند ما در قبال این اشتباه یک استراتژی لجوجانه و سنتی داشته باشیم.
حوزه جنوب از جمله دهلران، آبدانان ،دره شهر و بدره، نزدیک به دو دهه از چهرههای ذی نفوذ ملی و کشوری بهره برده است. هیچ دورهای تا این چند سال اخیر، حوزه جنوب پر از سرمایه های بومی و ملی نبوده است.
ما نیاز است اول تکلیف خود را با خودمان حل کنیم. آیا طی این چند سال، چهرههای ملی نفوذ بیشتری در تصمیم گیری های استان داشته اند و یا چند نفر از حوزه شمال که ما هنوز نمی دانیم چه کسانی هستند، چه مسئولیتی دارند و هرباره صرفاً به اسم ایلامی! مورد تاخت و تاز قرار گرفته و مقصر عدم توسعه منطقه معرفی می شوند؟
اگر چهرههای مؤثر و کشوری نخواستهاند از بیست سال پیش تا الان یک تغییر متفاوت در منطقه با سایر شهرهای استان- که گمان می کنیم از ما بهترند- ایجاد کنند آیا بقیه حوزه ها مقصرند؟ اگر همان چهره های ملی عوض پرداختن به دلمشغولی های ویژه به مشکلات توسعه دهلران و حوزه جنوب توجه نکردند آیا این تقصیر بقیه حوزه های استان است؟
آیا اگر نمایندگان ادواری به جای توجه به کارهای بزرگ، به کارهای کوچک ورود کردند و اوقات خود را به واکردن گره شخصی خلایق خرج کردند مقصر اتلاف وقت و سرمایه، ایلامی ها هستند؟
آیا مثلا در عدم توسعه جاده ها و بحث نابرابری در واگذاری شغل و استخدامات و ندیدن جوان فقیر و بیکار دهلرانی و امکانات بیمارستانی در حوزه جنوب، ایلامی ها مقصرند؟
آیا مثلاً صدمات چشمه آبگرم دهلران در زمان نمایندگی ایکس و ایگرک وجود نداشت؟ آیا نمایندگان خواستند مشکل سطح شهر را از آسیب گوگرد چشمه ها حل کنند و ایلامیها ممانعت کردند یا اینکه خودمان چنان نمایندگان را به کارهای شخصی واداشتیم و غرق در سرخوشی شدیم که نمی دانستیم همشهری مان قدرت تعمیر کولرگازی مستعمل را ندارد؟
آیا زمانی که کاندیداهای حوزه برای طلب رأی سراغ از ما میگیرند اولین مطالبه همین مشکلات آبگرم و تجهیز و توسعه بیمارستان بوده؟ توسعه جادهها بوده؟ و یا صرفاً آنچه مبنا قرار میگیرد رسیدن به چند مسئولیت اداری و موقتی است؟
ما معمولاً علاقه داریم هرباره در دو چیز کارآمدی و توانمندی خود را نشان دهیم!
یکی در بحث تعصبات از یک شکل تکراری و ویژهاش و دیگری در اصرار بر تفکیک حوزههای استان ایلام و تقابل آنها با یکدیگر. غافل از اینکه تا ابد هیچ فایده و خروجی مثبتی از دل این بحثها بیرون نمیآید…