………………….
● مهراننیوز- افشین ابراهیمی
نوشتند؛ مرد میدان، مرد حماسه، مرد روزهای سخت. نوشتند؛ سردار سربدار معرکههای نفسگیر، نوشتند …
اما او فراتر از این واژهها و تعابیر بود.
بی ریاترین سرباز اسلام آنگونه که سنگ مزارش گواهی میدهد. سرباز نستوه و رزمآور که خشمآهنگ حماسیاش، دشمنان را به زانو در میآورد. دلاوریاش را تاب نیاوردند و ناجوانمردانه، سروِ قامتش را آماج سلاحهای لیزری قرار دادند آنسان که وصف حال پیکر صدپارهاش، درقامت واژهها نمی گنجد؛ از پیکر رشیدش، دو دست بُریده باقی مانده بود،ساق پا نداشت، چند تکه گوشت و استخوان شکسته، تمثیلی راستین از شهادت مظلومانهی او بود. «ارباً اربا» که میگویند، پیکر پاکش بود آنگونه که خود او با شهادتطلبی خطاب به دشمنان اسلام، باصلابت گفته بود:
« ما ملت شهادتیم، ما ملت امام حسینیم. بپرس! ما حوادث سختی را پشت سر گذاشتیم. بیا! ما منتظریم. مرد این میدان ما هستیم!»
آنجا اما در آن میدان خون وشرف برای سردار شهید ما، شاهدی معنوی بود ؛ انگشترش!
والبته آنجا خدا شاهد بود که از لابهلای آتش وخاکستر،خطی ازخون از میانهی انگشتانش جاری میشد و به خاتم انگشترش ختم میشد. او تاریخ را به شهادت میگرفت؛ یعنی اینکه این مرد، پایانی ندارد …