در ازدحام نوشتههای صد من یک غاز برخی شبکههای اجتماعی زردنویس، گاهی امیدوار می شویم که هنوز اهل قلم در ژرفای مفاهیم انسانی و فرهنگی، در عرصه رسانه، غور میکنند و فهم و عقلانیت را پیشقراول همه روشنیها و بهروزیها بازتعریف میکنند.و همواره چراغی فراروی تاریکزار بشریت روشن نگه داشتهاند بی مزد و منت!
گاه گاهی هم می بینیم و می خوانیم که جماعتی نویسنده بَدَلی با قلمهای خسته وبسته، با صبغه نمامی و چاپلوسی، وقیحانه قلم فروشی میکنند تا رقمی بابت مزد کُلنگ کاری فرهنگی خود ارتزاق کنند و سفارشدهندگان سوژههای سیاسی را خشنود نگه دارند و انعامی مضاعف به کف آرند. در این رهگذار هر مقدار که واژهها و پاراگرافهایشان به رنگ وقاحت، توهین، دشنام، هتاکی و … نگاشته شوند، مبلغی و رقمی افزونتر کاسبی خواهند کرد.
در واقع این کاسبان قلم، نه تنها به دنبال بیداری و آگاهی جامعه نیستند بلکه خود نیز در خواب غفلت فرو رفتهاند. به قول نیمایوشیج :
در واقع این کاسبان قلم، نه تنها به دنبال بیداری و آگاهی جامعه نیستند بلکه خود نیز در خواب غفلت فرو رفتهاند. به قول نیمایوشیج :
“غمِ این خُفتهی چَند خواب در چشمِ تَرَم میشِکَنَد …”
اینان همان راهزنان فرهنگیاند که به خانواده شریف رسانه و رایزنان فرهنگی همچون مهمانانی ناخوانده ورود یافتهاند چراکه با فرصت طلبی از فقدان قانون نظارت بر هزاران شبکه ی اجتماعی، هر کسی از هر قشری، با نگاشتن چند پاراگراف فاقد مقدمه و مؤخره، خود را نویسنده و صاحبنظر حوزه فرهنگ و رسانه تلقی میکند و گناه این جریان ضدفرهنگی بر گردن کسانی است که بیقاعده ومعیار، بَه بَه و چَه چَه نثار این جماعت جمود اندیش،می کنند؛
“جز احسنت از ایشان نشد بهرهام …
و قس علیهذا …”
“جز احسنت از ایشان نشد بهرهام …
و قس علیهذا …”
باری در فضای مخدوش تلگرام، تولید محتواهای برخی افراد به اصطلاح اهل قلم، به گونهای جهت دار شکل می گیرد یعنی اینکه همواره نگران امن عیش حزب سیاسی متبوع خود هستند و در مقابل آسیبهای اجتماعی و فرهنگی، سر در گریبان فرو برده و با ژستهای نامتعارف ژورنالیستی، در راستای تأمین منافع کارفرمایان رسانهای خود از عنوان صاحب قلم، نویسنده مطبوعاتی، روزنامه نگار و … استفاده ابزاری میکنند و در بزنگاه مخاطره نقد دولت ها و دفاع از مطالبات مردم، در خانه موش اتراق میکنند ا
در واقع این جماعت مخاطب “ابوحنیفه اسکافی” هستند که؛
با دوات و قلم و شعر چه کار است تورا
خیز و بردار تش و دستره و بیل و پشنگ
در واقع این جماعت مخاطب “ابوحنیفه اسکافی” هستند که؛
با دوات و قلم و شعر چه کار است تورا
خیز و بردار تش و دستره و بیل و پشنگ
در خاتمه با نکوداشت اهل قلم راستین که هیچگاه در همه دولت ها و در هیچ آیین رسمی، فرش قرمز زیر پایشان پهن نشده است باید گفت که روز قلم فرصتی است تا یک بار دیگر بیندیشیم و بنویسیم که قلم، هم می تواند آتش جنگ ها را خاموش کند وهم با قداست و جایگاهی ربانی خود،می تواند امید و روشنی تقریرکند، آزادگی را معنی کند، شهید بسازد و مگر نه این است که؛
این قلمها هستند که شهدا را می سازند؟!»
این قلمها هستند که شهدا را می سازند؟!»
خداداد ابراهیمی