……………………….
● حمید حیدرپناه
سرانجام سریال پرحاشیه ایلدا با کارگردانی «راما قویدل» به پایان رسید، سریالی که پخش آن از شبکه یک مورد اعتراض ایلامیان و مسئولانش قرار گرفت با حاشیه های زیادی همراه بود، مجموعه ای که در ظاهر و به گفته «نوشین پیرحیاتی» نویسنده خرم آبادیاش روایتی از عشایر شهرهای مرزی مهران و دهلران بود، اما فیلم در لرستان ضبط شده بود با لباس و لهجه و فرهنگ آن منطقه!
البته این درست که استانهای ایلام و لرستان به دلیل هم مرز بودن، دارای اشتراکات فرهنگی هستند اما به لحاظ زبانی، پوشش و برخی رسومات دارای تفاوت هایی هم هستند و بدون شک اگر فیلم در فضای جغرافیایی ایلام ساخته می شد واقعی تر و اثرگذارتر بود و شاید دچار این تناقضات و حواشی نمی شد، ضمن اینکه عدم شناخت و پژوهش کافی از نقش عشایر و فضای جنگ در ایلام، قبل از نگارش فیلمنامه و تولید فیلم شاید اصلیترین مشکل این سریال بود.
بهرحال در زمان پخش سریال اعتراضات زیادی از سوی برخی مسئولان و متولیان فرهنگ و هنر، اهالی رسانه و… مطرح شد و حتی خواستار توقف پخش شدند اما در نهایت این سریال بدون هیچ تغییر و اصلاحی پخش و به اتمام رسید و به نظر می رسد همگی باید به خانه هایمان برگردیم و منتظر بمانیم تا فیلمی سریالی دیگر با موضوع ایلام ساخته شود و مجدد غافلگیر شویم و دست به اعتراض بزنیم!!!
خیلی راحت و صریح بگویم که ما سالها و دهه هاست که غافلگیر می شویم و مدیران و متولیان پشت میزهایشان لم داده اند و منتظرند اهالی فرهنگ و هنر آثار فاخری در راستای معرفی استان بسازند و لذت ببریم.
نمیدانم این چه توقعی است که ما منتظریم دیگران از بالا دست به کار شوند و در راستای معرفی ظرفیت های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و خصوصا دلاوری های مردمان ما در هشت سال دفاع مقدس بگویند.
وقت آن رسیده که از خودمان بپرسیم که ما چه کرده ایم؟
خاطرم هست زمانی که جهت انتشار ویژه نامه آزادسازی مهران با یکی از فرماندهان شاخص جنگ که مسئولیت مهمی هم در این حوزه داشت مصاحبه داشتم در پایان خیلی مطالبهگرانه پرسیدم چرا برای ایلام کاری نمی کنید؟
پاسخ داد: قبول دارم کم کاری شده اما واقعیت این است که در وهله اول ایلام را باید خود ایلامی ها معرفی کنند و مسئولان بیشتر تلاش کنند!!!
بنابراین با گذشت حدود سه دهه از جنگ باید پرسید کدام اثر شاخص مکتوب خلق شد یا اگر خلق شده تا چه حد مورد توجه متولیان بوده که بتواند تقویت شود؟
طی این سالها چقدر بودجه های فرهنگی را هدفمند و هوشمندانه خرج کردیم که روی معرفی استان در سطح ملی متمرکز شود؟
چرا در طی سالهای اوج تردد زائران از مرز مهران، بهره لازم را جهت کارهای فرهنگی خلاقانه در راستای معرفی ظرفیت های استان نبردیم؟
چرا همیشه نوبت حوزه فرهنگی میرسد بودجه نیست؟؟
چطور مدیران ارشد استان کرمانشاه پای کار می آیند و از ظرفیتهای سریال «نون خ» برای معرفی ظرفیت های فرهنگی و گردشگری استفاده می کنند اما مدیران ارشد ما با حوزه فرهنگ و هنر بیگانه اند؟؟
ما حتی توان حمایت از اولین فیلم سینمایی دفاع مقدسی که بچه های خودمان ساختند را هم نداشتیم، چه حمایتی از «مستطیل قرمز» کردیم؟
وقت آن رسیده که واقعگرا باشیم، استان ما ظرفیت های خوبی برای شناخته شدن دارد، هنرمندان، اهالی فرهنگ و رسانهای توانمندی دارد اما آنطور که باید حمایت نمیشوند و اگر گاها موفقیتی هم کسب میکنند حاصل تلاش فردیشان است.
باید بپذیریم هرچقدر ما در عرصه جنگ و هشت سال زرم، سرداران بینظیری داشته و داریم اما در عرصه جنگ نرم و حوزه فرهنگی سرداران شاخصی نداشتیم.
ایلدا فقط یک تلنگر بود، تلنگری برای ادامه راه اگر می خواهیم دوباره غافلگیر نشویم باید تلاش کنیم، از هنرمندان و اهالی فرهنگ حمایت کنیم، بودجه های اختصاصی کلان برای این حوزه اختصاص دهیم، هنرمندان ملی را به ایلام دعوت کنیم وضمن معرفی ظرفیتها، آنها را دعوت به همکاری کنیم.
تعاملات با مدیران ارشد صداوسیما و وزارت ارشاد را بالاتر برده و مطالبهگری کنیم.
وگرنه تا وقتی اقدام خاصی در این حوزه انجام نمی دهیم بازهم باید منتظر غافلگیری باشیم، درست مثل «بمانی»، «رنج و سرمستی» و «ایلدا»