………………………
● دکترسلام امینی/نماینده ادوارمجلس
به گواه اسناد تاریخی و بین المللی آمریکاییها در سال ۱۷۷۴ مجالس جدیدی مشابه مجلس نمایندگان و سنای امروزی را طراحی و پایه ریزی کردند و ۲ سال بعد یعنی در سال ۱۷۷۶ شورش ها به انقلاب تبدیل شد و استقلال آمریکا به رهبری “جرج واشنگتن” به پیروزی رسید و متناسب با مکانیسم انتخاباتی آن زمان، در سال ۱۷۷۹جرج واشنگتن به عنوان اولین رئیس جمهور ایالات متحده سوگند یاد کرد.
از آن زمان تاکنون ایالات متحده ۵۸ بار انتخابات ریاست جمهوری را تجربه کرده و ۴۵ نفر سوگند ریاست جمهوری را قرائت کرده اند، تفاوت عدد ۴۵ با ۵۸ مربوط به ریاست جمهوریهای تکراری است.
تا قبل از سال ۱۹۴۵ کاندیدای ریاست جمهوری محدودیت دورهای نداشت و هر فرد می توانست به صورت نامحدود در صورت رای آوری رئیس جمهور ایالات متحده باشد به عنوان نمونه فرانکلین روزولت از حزب دمکرات توانست ۴ دوره متوالی حد فاصل سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ بعنوان ریاست جمهوری انتخاب شود اما عملا بمدت ۱۲ سال رئیس جمهور آمریکا بود چرا که در ماه اول آغار دوره چهارم ریاست جمهوری به مرگ طبیعی درگذشت.
در سال ۱۹۴۵ و به موجب اصلاحیه بیست و دوم قانون اساسی حداکثر مدت زمان ریاست جمهوری ایالات متحده برای یک نفر به دو دوره ۴ ساله متوالی یا متناوب محدودشد.
این روزها آمریکا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری است تا پنجاه ونهمین رئیس جمهور خود را روانه کاخ سفید نماید.پس از برگزاری میتینگ های اولیه ایالتی،دو گزینه نهایی فینال به همراه همراهانشان در مقابل همدیگر صف آرایی کرده و در محافل مختلف برنامه های خود را اعلام و به دفاع از گذشته و حال خود می پردازند و به کرات همدیگر را نقد و مورد اتهام قرار می دهند.
به هرحال مردم آمریکا بایستی در سوم نوامیر از میان دو گزینه فعلی آقای ترامپ رئیس جمهور فعلی از حزب جمهوریخواه و یا بایدن معاون رئیس جمهور سابق از حزب دمکرات را انتخاب کنند.
اما انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده از بعضی جهات با سایر انتخابات دنیا متفاوت است، در آمریکا موضوعی به نام آراب “الکترال” وجود دارد که کننده نهایی انتخابات است و در هیچ کجای دنیای جدید چنین مکانیسمی مرسوم نیست.مردم آمریکا روز سوم نوامبر مستقیما به رئیس جمهور آینده رای می دهند اما تعیین کننده نهایی انتخابات، آرا الکترال هستند.و هر فردی بتواند حداقل نصف بعلاوه یک آرای الکترال (۲۷۰رای) را تصاحب کند به عنوان رئیس جمهور شناخته خواهدشد.
درانتخابات پیشرو، ۴۳۵نماینده مجلس نمایندگان و ۱۰۰نماینده مجلس سنا ، و در مجموع ۵۳۵ رای الکترال، که در مقام اجرا سخن از ۵۳۸ رای الکترال است،۳ الکترال اضافی مربوط به منطقه نامشخص کلمبیا است که فقط در زمان انتخابات ریاست جمهوری حق دادن رای الکترال را دارند.
شاید بعضی ها تصور کنند که آرای الکترال، همان آرای نمایندگان مجلسین نمایندگان و سنا هستند.اما خیر ، واقعیت چیز دیگری است.الکترال کالج در واقع اشخاص حقیقی ازمیان نخبگان شناخته شده هستند که به صورت تصادفی
و طی فرآیندهای متفاوتی در ایالت های مختلف به وسیله رهبران احزاب یا نمایندگان سنای هر ایالت انتخاب می شوند و به موجب قانون پس از اعلام نتایج اولیه انتخابات یعنی عبور آرای نامزد از مرز نصف بهعلاوه یک در هر ایالت، کل آرا الکترال آن ایالت بایستی به صندوق نامزد پیروز انداخته شود.
الکتورها حق ندارند به خلاف قاعده رای بدهند و در صورتیکه چنین اتفاقی بیفتد به عنوان مجرم قابل پیگرد هستند.
البته هر ایالت قانون خاص خودش را دارد در همه ایالت روال به یک گونه نیست،در ۲۱ ایالت ، الکترال ها حق دارند آرای خود را تقسیم کنند،ولی به خاطر تبعیت از عرف مرسوم،آرای خود را به سبد کاندید پیروز در هر ایالت می ریزند.
امروزه به اذعان بسیاری از نخبگان آمریکا رای دادن به وسیله مردم و تصمیم گیری نهایی به وسیله الکترال ها را شیوه درستی نمی دانند و درواقع آنرا نقض آشکار دمکراسی می دانند، چرا که در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چهار بار آرای مردمی نامزد ها بیش از آرای الکترال بوده است اما بدلیل داشتن شمار آرای الکترال بیشتر فرد یا افراد دیگری به عنوان رئیس جمهور انتخاب شده اند که از میزان آرای مستقیم مردمی برخوردار نبوده اند.
مهمترین آنها به دوره قبل یعنی انتخابات ۲۰۱۶ برمی گردد که خانم کلینتون با داشتن ۳میلیون رای بیشتر و تنها بخاطر آرای الکترالی کمتر ، نتوانست به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود و آقای ترامپ با ۳ میلیون رای کمتر و با پشتوانه ۳۰۴ رای الکترال توانست زمام امور چهار ساله اخیر ایالات متحده را رقم بزند.
از محاسن آرای الکترالی این است که قبل ازاینکه تمامی آرا صندوق ها شمرده شوند ،میتوانند نتایج زود هنگام انتخابات را اعلام کنند.
اما مهمترین نقص این مکانیسم نقض آشکار دمکراسی و آرای مردم است.
۱۱ ایالت، ایالات متحده دارای بیشترین جمعیت و به تبع بیشترین آرا الکترالی را هستند،بدین معنا اگر نامزدی با اقبال حداکثری آرا و الکترال های آنها مواجه شود، تقریبا می توان گفت به آرا مردمی و الکترال های ۳۹ ایالت دیگر نیازی ندارد.مشکل دیگر،مشکل افراد و اقلیت هایی که ساکن در ایالت هایی هستند که به صورت سنتی بیشترین هواداری را از یکی از احزاب بزرگ جمهوریخواه یا دمکرات دارند و آرای الکترال معمولا تحت تاثیر رای اکثریت رای دهندگان هر ایالت است، و چون در گزینش نهایی آرا الکترال تعیین کننده هستند، لذا رای این افراد و اقلیت ها در سطح ایالتی بی اثر و در سطح ملی و در سرجمع کل خنثی وهیچ تاثیری بر میزان موفقیت نامزد مورد علاقه شان را ندارد.
اما درخصوص اثرگذاری انتخابات آمریکا بر سایر مناطق و کشورها چنین میتوان گفت که دنیای پیچیده امروز به گونه ای است که خیلی چیزها به همدیگر مرتبط است،سبک زندگی در عصر حاضر همه را نیازمند همدیگر کرده است اگر ثبات و امنیت در منطقهای از جهان فراهم شود بر آرامش سایر مناطق اثر می گذارد و همینطور هم اگر آشوب در منطقه ای بر پا شود اثرات سو اقتصادی و سیاسی ممکن است دامنگیر مناطق دیگر هم بشود.
ایالات متحده یک کشور بزرگ،فوق صنعتی و دارای سیستمی با دمکراسی پیشرفته است،بدون شک نگاه زمامداران و شیوه ی عمل و تعامل آنان می تواند اثرات مثبت و منفی بر سایر کشورها داشته باشد.مثلا با روی کار آمدن ترامپ در چهار سال پیش ، شاهد تشدید تنش و بحران در منطقه خاورمیانه بودیم،
به بهانه مبارزه با تروریسم، تروریسم در منطقه تقویت شد، و راست قامت ترین شخصیت ضد تروریست منطقه سردار محبوب دل ها قاسم سلیمانی را به شهادت رساندند و به کرده خود افتخار کردند و همینطور دفاع بی پروا از کودک کشان صهیونیست تداوم بخشیدند ،مرتجعین منطقه بیش از پیش خود باخته غرب و آمریکا شدند و ترامپ از فرصت پیش آمده ، ضمن تحقیر آنان نهایت بهره برداری را کرد، درِ زرادخانه ها را بر روی آنان گشود و درآمدی سرشار عاید آمریکاییان کرد و دامنه بی تباتی در منطقه را گسترش داد.
البته در دوره ریس جمهور قبلی وضعیت بهتر از این نبود و به اذعان خانم کلینتون ، آنها بودند که داعش را در منطقه بهوجود آوردند و به جان و مال و ناموس مردم عراق وشام انداختند.
علی ایحال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران سیاست های خصمانه آمریکا در قبال ایران شکل گرفت و سال به سال تشدید شد تا اینکه در دوره ریاست جمهوری ترامپ به اوج خود رسید و تاکنون از هیچ اقدام ظالمانهای علیه ایران دریغ نکرده است.
تحریمهای آمریکا در واقع فشار شدیدی بر ملت مقاوم ایران است ، چرا که بر اثر همین تحریم ها، نرخ دلار به مرز ۳۲هزار تومان نزدیک شد و معیشت مردم تحت افزایش نرخ ارز با تورم لجام گسیخته و غیر قابل کنترل دست وپنجه نرم کرد،هرچند که مدیریت فرسوده و فشل و رانتخوار و رانت ده ، بخش قابل توجهی از مدیران داخلی، غیر قابل انکار و مزید بر مصائب بوده و هست.
اگر ترامپ برنده انتخابات شود، ممکن است وضعیت به همین شکل ادامه پیدا کند یا حتی تشدید شود.و چنانچه بایدن هم برنده شود خیلی نبایستی انتظار تغییر در وضعیت را داشت، چرا که استراتژی آمریکا تعریف شده است. و ما در نقطه مقابل آنان هستیم چرا که در حال حاضر با پارادوکس استراتژی و ایدیولوژی مواجهیم.
اما شیوه عمل افراد در بهکارگیری استراتژی می تواند متفاوت باشد.
به شهادت تجربه ۵۰ ساله اخیر، دیالوگ دمکرات ها با چانه زنی و مذاکره شروع و در پاره ای موارد به ادبیات خشن حتی جنگ گرائیده است و برعکس سیاست جمهوری خواهان با ادبیات خشن و تهدید وتحقیر و حتی جنگ شروع شده و در خیلی موارد به مذاکره و رایزنی با طرف های مقابل آنان مختومه شده است.
البته در این بین شخصیت پ ترامپ منحصر به فرد است، و به اذعان نزدیکترین افراد به او وی فردی مغرور، برتری طلب، بی تعادل،فراموشکار و تاحدی دروغگوست.شاید بهخاطر همین صفات شخصیتی و موارد مشابه دیگری بود که در جریان سفر شینزو آبه نخست وزیر وقت ژاپن به ایران، مقام معظم رهبری نامه ترامپ را تحویل نگرفت و فرمودند ایشان در آن حد نیست که نامه شان را تحویل بگیرم و پاسخ دهم و برای اولین بار ترامپ مزه شیرین تحقیری که بهحق شایسته اش بود از دست و بیان مقام معظم رهبری دریافت کرد و چشید.
با این اوضاع و احوال نفع و منفعتی از جانب هرکسی که رئیس جمهور ایالات متحده بشود، عاید ایران نمی گردد.
بااین وصف باید نشست و دید که کمتر از ده روز دیگر مردم آمریکا چه تصمیمی خواهند گرفت و در نهایت، پایان این ماراتن نفسگیر به کجا ختم خواهد شد.