…………………..
● حسین گنجی
رسانه ابزاری برای انتقال پیام است و این گزاره کلی بارها گفته شده است. پیام همچون خاطرهای که از نامه داریم، همواره آگاهیبخش، برطرفکنندۀ آلام و نجاتدهندۀ انسان از فضای محدود در دسترسش بوده است.
در نگاه به رسانه و نقش و کارکرد آن آنچه کمتر بدان توجه شده محتوای پیام و از آن مهمتر فرایند دخلوتصرفی است که رسانه در پیام صورت میدهد.
هرچه از گذشته به حال میآییم، از یک طرف نقش رسانه در جامعه پررنگتر و از سوی دیگر قدرت تخریبگری آن بهواسطه فرصت دخلوتصرفی که برای آن ایجاد شده افزایش یافته است.
اگر روزگاری چاپارها و جارجیان بدون دخلوتصرف پیامرسان جوامع و حکام بودند، امروز دیگر رسانه یک پیامرسان صرف نیست و ابزارهای نو فضای قابلاشتغال و البته امکانات تصرفی بیشتری را به وجود آوردهاند.
آنچه در این مسیر رفتهرفته قوت و قدرت خودش را از دست داده، گزارش بیپیرایه و بیان حقیقت است.
این فراگیری و بیمرزی باعث شده است که مرجعیت از دست برود و حقیقت قربانی سرعت شود و جذب فالوئر و مخاطب بر هرچیزی اولویت یابد.
مخاطب در این شرایط است که دچار استرس، عدم اعتماد، فقدان آرامش و فقدان همراهی میشود و یک روز به بورس، یک روز به فروشگاهها، یک روز به بازار ارز و یک روز به درون خود و سکوت پناه میبرد و نجات را در مسیرهای بنبست میجوید.
در کشورهایی که رسانه هنوز از نقش و کارکرد اصیل خود دور نشده است، مرجعیت خود را از دست نداده و محل بازی قرار نگرفته، رخداد به بحران تبدیل نمیشود، بلکه محل نزدیکی و بهرهبرداری مدیریت کشور به نفع همگرایی عمومی میشود.
تصویر جمعی ایرانیان در طی سالهای متمادی خلاف این روند را رفته است و با اضافه شدن هر پیامرسان نو و رخ دادن هر اتفاق شادیبخش یا دهشتناک، این فاصله بیشتر نیز شده است.
این نه عیب این پیامرسانها که عیب بهرهبرداران آن است. وقتی از ابزار درست استفاده نشود، با آمدن هر مجرا و ابزار پیامرسان به دایرۀ رسانۀ کشور، این دیوارِ از ابتدا کج، تا ثریا کج و غلط و غیرایمن بالا میرود.
اگر بپرسید چه باید کرد، باید گفت فقط یک کار. خبرنگار باید آزاد باشد در پرسیدن و رسانه باید آزاد باشد در منتشر کردن.
یگانه راه پر کردن شکاف دولت-ملت و مرهم گذاشتن بر تمامی زخمهای سرباز مانده همین است و هیچ نیست.
اگر همین یک در به پاشنۀ درست خود برگردد، خیلی از درهای نیمهباز و شکسته و بهصداافتاده نیز به پاشنۀ از دست رفته بازمیگردند و موجب نزدیکی میشوند.
منبع: گزیدهای از مقالهای به نام «در بر همان پاشنه شکسته همیشگی است»، منتشر شده در شماره ۱۱۸ و ۱۱۹ #ماهنامه_مدیریت_ارتباطات، اسفند ۱۳۹۸ و فروردین ۱۳۹۹