…………….……
مهراننیوز- خداداد ابراهیمی
از دور دستها پیدایش شد، بشکوه و نستوه، یک زن، یک مرد و دو کودک.آرام و شکیبا،دوشادوش او در حرکت بودند و زمین با تعظیم ، خاکسارشان بود.
تردید اما وجود مسیحیان نجران را تسخیر کرده بود. محمد(ص) باید خود را اثبات می کرد. و تنها محک او و مسیحیان، “مباهله” بود. او برای رویاروی با مسیحیان، باتمام وجودش آمده بود، علی(ع) که جانش بود، فاطمه(س) پارهی تنش و حسنین، همهی شرافت زمین…
تمام لشکر پیامبر همین چهار فرشته بود که به میدان مباهله آورده بود.
اُسقف “نجران” به یقین گفته بود :
“من قیافه های پاک وشریفی می بینم که اگر از خدا بخواهند که کوه را از جای خود بکَند، کوه کنده می شود، با آنان مباهله نکنید که هلاک می شوید و تا روز قیامت یک نصرانی در روی زمین پیدا نمی شود.”
مسیحیان نجران، به خود لرزیدند و در اندیشهای ژرف فرو رفتند؛
این خانواده مرکز ثقل زمیناند، حبیب خدایند،اگر اینان نفرینمان کنند، خاک وخاکستر می شویم.نباید با آنان مباهله کنیم! نه! هرگز!
کمی بعد، خورشید، گرم و صمیمی بر زمین می تابید و باد، برگ درختان را به وجد وشادی دعوت می کرد تا آسمان عطر گل محمدی را در آغوش بگیرد.
وپیامبر، خود گفته بود: به خدا قسم اگر مباهله می کردند، به صورت میمون و خوک مسخ می شدند و در میان آتش می سوختند و سالی نمی گذشت مگر اینکه تمام نصاری هلاک می شدند.
کمی بعد اهل بیتش، سرافراز و باوقار، به پیامبر خدا، لبخند زدند. و پیامبر(ص) آیه ۶۱ آل عمران را در ذهنش بازخوانی می کرد:
فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ(۶۱)
«هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم».