نادرترین صدا را بشنویم؛

گفتگو با «وین دیزل» ایلام

نادر

 

…………………………..

گُهرسودی‌های ایلام‌ از معدود هنرمندان زمانه‌اند که از بلندای زاگرس، قد کشیده و بالیده‌اند. سال‌ها پیش درگفت‌وگویی با استادعباس گُهرسودی، باعنوان «هزارپیشه، ترانه و تبسم ولبخند»
به پای حرف‌های شیرین ودلنشین وی نشستم‌ و روح بلند و طبع طناز و زوایای مستور هنریش را به مردم یادآورشدم.
امروز اما پس از مدت‌ها کِش وقوس و مباحثه بالاخره با یک گُهرسودی دیگر به گفت‌وگویی ساده وصمیمی می‌نشینم.
«نادر» را می‌گویم، یک گُهرسودی تمام عیار ازخانواده هنری گهرسودی‌های ایلام که هنر را در همه ابعادش سوده وپیموده است. شوخ طبع و طناز و مهرورز و آرام و پدرام و البته ملیح وگویا وشیرین بیان.

او که حالا دیگر به زعم نگارنده می‌توان وی را پژواک نادرِ زاگرس نامید.
نادر را هرکجا می‌توانی بیابی درصفحه‌های مجازی درجشنواره‌ها وهمایش‌ها در رادیو، در ارکسترموسیقی، در تئاتر، در سینما و در اتاق سرشار از آواها وصداها و مقوله‌ای به نام هنر دوبله…
اجرای تحسین برانگیزش درنمایشگاه بین‌المللی کتاب جمهوری اسلامی درشهرآفتاب تهران و خلاقیت در اجرای پشت پرده موفقش دراختتامییه جشنواره فرامرزی ایران وعراق، تنها بخشی از توانمندی‌های یک مجری سرشار از ذوق و خوش‌صدا را انعکاس داد.
نگارنده معتقد است که کلاه مُدَوَر وصدای طنین‌اندازش شاید برند این هنرمند دربین مردم شده باشد و شاید خود او نسبت به این کاراکتر، بی التفات بوده است. به پاس مداومت‌های هنری وسخت‌کوشی‌های کم‌نظیرش با وی به گپ وگفتی خودمانی می‌پردازیم:

نادرگهرسودی بی ریا و صمیمانه خودش را مُجمل مرور می‌کند؛

نادر گهرسودی،متولد بهمن‌ماه پنجاه وچهار،دوران کودکی وابتدایی، با آغاز جنگ تحمیلی و پناه گرفتن درآغوش کوهستان و محرومیت،همراه بود.
در آن دوران نفس‌گیر، تنها ،پناه بردن به هنر و سایه جنگل بلوط وهم‌آوایی با طبیعت،می‌توانست، آرامش روح و جانم باشد، میراث من از پدر هنرخط بود و در دوران تحصیل این ارثیه را ارتقا بخشیدم، وبا کسب مدارک خوشنویسی و گرایش به خط ثلث از خانواده پیشی گرفتم. قهرمان زندگیم و آغاز ارتباط با دنیای هنر به تأسی از برادر بزرگ‌تر یعنی حاج علی گهرسودی بوده ولی سایه پدر قطعا رهنما وگره‌گشا بوده و هست …

ازاشتیاقش به موسیقی می‌پرسم؛ او ازاین پرسش به وجد می‌آید و ازسَر شوق می‌گوید:
موسیقی بخشی ازوجودم بود از ازل، از وقتی که عشق راشناختم ، هنر را استشمام کردم و آن لحظات ناب خلوت با حضرت دوست که شاعر می فرماید:
هرکس به زبانی صفت حمد تو گوید
نایی به نوای نَی و مُطرب به ترانه

و… ساز عود و تار انتخاب‌هایم بودند؛ پس از مدت‌ها تلمذ و ممارست وسخت‌کوشی، در کنار نوازندگان و
منتقدان، دوران حرفه‌ای موسیقی را با استاد «علیکرمی» آغاز و به اجراها و کنسرت‌های منطقه‌ای و کشوری پرداختم همزمان با سیمای مرکز ایلام، که نوپا بود از طریق پدر، همکاری داشتم و بعد از مدتی به رادیو ترافیک تهران و رادیو جوان دعوت شدم.

 ظاهراً چند سالی در خارج ازکشور به سربردی چرا رفتی چرا آمدی؟
برای ادامه مسیر هنری خود و به زعم خویش یافتن درون و عشق گمشده، به دعوت برادرم مهدی به المان سفر کردم. درالمان با اساتید مختلفی،همچون مجید درخشانی، نوازندگی تار، حسین منصوری، ادبیات کلاسیک و ترجمه، داریوش شیروانی، دوبله انیمیشن و گویندگی و از علی عطاری در حوزه ترجمه، تجربه‌ها آموختم
اما همواره بی‌قرار وطن بودم. ازمام میهن دور بودن سخت‌ترین روزهای زندگیم بود. پس از پنج سال دوری از وطن، یک شبه به خاک وطن بازگشتم و از این بازگشت، همواره به عنوان برگ برنده یاد می‌کنم.

ازعلاقه وی به فعالیت های هنری‌اش در ایلام می پرسم؛

وطن همه وجود من است وزادگاهم ایلام عشق همیشگی‌ام بوده. هرجا بوده‌ام دلم سخت برایش تپیده است. لذا بخش قابل توجهی از کارکردهای هنری‌ام را درایلام به سامان رسانده‌ام
در همان ابتدا با سیمای مرکز ایلام به عنوان تهیه کننده و ایده پرداز، فعالیتم را ازسر گرفتم. بعد از پنج‌ماه فعالیت، عنوان نخست، بهترین انتخاب موسیقی برای فیلم «سُخمه» کاری از روح‌اله اکبری از جشنواره سیمای مراکز کشور دریافت کردم.

 درباره اولین تیتراژ تلویزیونی سیمای ایلام کنجکاو می‌شوم خود نادر می‌گوید:

اولین تیتراژ تلویزیونی ایلام با شعری کُردی از فرهادشاهمرادیان و ذوق سرشار مازیار فرخ سرشتی بنیان نهادم. با این دوستان هنرمند ناب، خاطرات شیرینی را ثبت و ضبط کردیم.

می گویم تجربه‌ها و موفقیت‌ها را درایلام اندوختی یا تهران؟
می‌گوید: رابطه‌ی من با مرکز ایلام معمولاً همیشگی است. گویندگی را مدیون اساتید پرآوازه‌ای هستم. تجربه و توفیقی اگر بوده به همت مهدی نورمحمدی (سایه بلوط) فتح‌اله امیری (در جستجوی پلنگ ایرانی)، (حیات در رگ‌های سرد) و محمدرضا عزت‌نیا نویسنده، نوازنده و محقق ادبی کسب کرده‌ام و باتمام وجود از نگاه مودت آمیزشان حق‌شناسی می‌کنم.

ازگهرسودی می‌خواهم که ازهمکاریش با کمال زحمتتش بگوید؛

اوایل سال ۹۱ از سوی دوست قدیمی‌ام، کمال زحمتکش برای ایفای پنج نقش در یک فیلم دعوت شدم.

و سوژه این فیلم؟!
در باب زندگی امامزاده علی صالح مشهور به “خاص علی” است. این فیلم، اثر متفاوت و قابل تاملی است در حوزه فیلمهای تجربی

نادر با یک اثر بدیع، مُهر خاتمتی به عدم همکاری موسیقی با شهر خود می‌زند؛ او می‌گوید:
آخرین کارم در مرکز ایلام خوانش شعری بومی و پراحساس از دکتر ایرج خالصی بود به نام «تا وه کی؟» و ملودی خود او با تنظیم آهنگی از امیر بشیری آهنگساز جوان وخوش آتیه‌ی ایلامی.

از ازدحام فعالیت‌های هنری نادر در پایتخت جویا می شوم؟! نادر با صدای منحصربه‌فردش می‌گوید:
درتهران شلوغ و در کنار بزرگان فرهنگ وهنر، عرض اندام کردن واقعا خیلی سخته اما بالاخره من هم دل به دریای هنر زدم؛ موسیقی را محکم چسپیدم، دانش اندوزی هنری را به عنوان هنرجوی دانشکده سازمان صدا وسیما ادامه دادم تا اینکه مدیران سختگیر شبکه دو سینما به ناچار مرا به عنوان گوینده و دوبلور پذیرفتند.
امیدوارم که حضور بنده در برنامه‌های صدا وسیما و در مجامع فرهنگی وهنری ازجمله:
آخر هفته های روابط عمومی سیما، آنونس‌های شبکه نمایش، یک‌ و سه، برنامه سینمایی«هفت» جیرانی، از آسمان، (ویژه شهدا وجانبازان جنگ تحمیلی)،مجری‌گری مناسبت‌های هنری در سطح کشور،مستندهای حیات وحش،‌علمی،تاریخی و سیاسی،شبکه‌های مختلف سیما،برنامه‌های رادیو‌فرهنگ،اقتصادایران‌ و در این دو سال اخیر دوبله‌ی آثار ماندگاری همچون پیانیست، علاالدین و غول چراغ، شیرشاه، رفقای بد، عشق معمولی، روز سرباز یا سیکارو…..و بالغ بر ۱۰۰ انیمیشن خارجی، مورد رضایت هموطنان بهتر از جان واقع شده باشد.

حرف آخر…
اگردراین گفتگو نتوانستیم این صداپیشه‌ی برجسته کشورمان را بایسته وشایسته معرفی کنیم ازشمادعوت می کنیم یکبار دیگر فیلم مشهور ” سریع وخشن” را ببینید.چرا که آخرین رد صدایی که می توان به وضوح از نادرگهرسودی شناخت، دوبله‌ی این فیلم سینمایی کم نظیر است ” که او به جای “وین دیزل” با نام اصلی مارک سینکلر وینسنت بازیگر، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده نامدار جهان سینما،حرف می‌زند.
گفت‌وگو: خداداد ابراهیمی

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *