به بهانه‌ی ۱۲ مرداد سالروز شهادت سردار شهید علی حسین ابراهیمی

نجوایی با فاتح کله‌قندی

شهید

 

…………………………….
مرداد داغ که از  راه می‌رسد، داغ دلم تازه‌تر می‌شود. داغ دشت لاله‌ها، داغ دشت مهران، داغ حماسه سرخ ” کله‌قندی” داغ برادر رشیدم؛ علی حسین او که در دوردست‌ها، در دامنه‌ی کله‌قندی، سرو قامتش مظلومانه بر خاک خمید.او نستوه و حماسی، مرگ را به اسارت گرفت؛
مرگ اگر مردست گو نزد من آی
تا درآغوشش بگیرم تنگ،تنگ
من ز او جانی ستانم جاودان
او زمن، دلقی سِتاند، رنگ،رنگ

برادر! مرداد که از راه می‌رسد یکبار دیگر حماسه‌ی والفجر۳ تو و همرزمانت درخاطره‌ها زنده می شود. آنجا که پرچم مقدس وطن بر دوش زخمی رزمندگان در اهتزاز بود تا به ستیغ کوه برسند و یاس و شکست را به دشمن انعکاس دهند.
برادر! تو سردار سربدار روزگار مایی، سخاوتمندانه افتخار و عزت و سرافرازی به ما بخشیدی تا سربلند روزگاران باشیم. جان جهانم بود‌ی، هجرانت را بارها گریسته‌ام به درد! لبخندهایت را تجسم کرده‌ام به شوق! قاب عکست را شُسته‌ام با اشک. مرداد که از راه می‌رسد مثل سال‌های جنگ مثل سال ۶۲ بیقرارت می شوم و خاطرات سلحشوری‌‌ات را مرور می‌کنم؛
گمنام و آرام، در هیاهوی عملیات جنگی، در رگبار مرگبار خمسه خمسه های دشمن، در قنوت قناسه ها ، در ستیغ قلاویزان، در مین زارهای مهران، در چکاد چنگوله، درشبیخون شاخ شمیران و در خونبارش کله قندی،حماسه‌ی خونینت را بازخوانی می کنم و بارها با خود نجوا می‌کنم:
کی می‌آیی رفیق؟!
سال‌هاست که منتظریم.
برادرها منتظرند، خواهرها چشم براهند،
مادر در این انتظار نیامدن، پَر کشید و آسمانی شد و پدر طاقتش تمام شد و ما را تنها گذاشت.کی میرسی از راه برادر؟! سال‌هاست تلخکام هجرانت هستیم. یک شب بیا و رویاهایمان را شیرین کن. دستگیر ما باش! تنها به امید شفاعت تو دلخوشیم به دلتنگی‌های‌مان پایانی ببخش!

*محمدباقرابراهیمی- برادرشهید

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *