……………..
یادداشتی بر مجموعهشعر “یادگاری با پلنگ مرده” سروده محمدرضارستمپور
● حسین تولائی
یکی از کارکردهای شعر این است که انسان را از روزمرگیها جدا کند و واقعیتهای پنهان زندگی را به او نشان دهد. شعر جهانی ساختهشده در ذهن شاعر نیست بلکه روایتی اندیشمندانه، عاطفی و خیالانگیز از جهان واقعیت است. بنابراین کشف شاعرانه از مهمترین خمیرمایههای شکلگیری یک شعر ناب است و نگاه شاعرانه ابزار این کشف شگفت بهشمار میرود. کشف شاعرانه در شعر کاری با مخاطب میکند که او بعد از خواندن یک شعر خوب، جرقهای ناگهانی و ناخودآگاه در ذهنش میزند و در یک “آن” میگوید: آفرین!
شاعر پس از کشف، آنچنان باید بکوشد و آن کشف را با واژگان بیاراید تا به زیباترین شکل ممکن برای ارائه آماده شود. و این البته کار دشواریست اگرچه تجربهای منحصربهفرد، شگفتانگیز و لذتبخش است. این تجربه لذتبخش ابتدا برای شاعر و بعد از انتشار شعر، به مخاطب منتقل میشود. ازاینرو شاعری که برای ارائه زیباییشناسانهی کشفهای شاعرانهاش بسیار تلاش میکند
و هرگز مخاطب را دستکم نمیگیرد و ذائقه و سلیقه او را خراب نمیکند، درواقع به مخاطب احترام گذاشته است.
مجموعه شعر (یادگاری با پلنگ مرده) با ۵۱ شعر کوتاه سپید و ۴ رباعی، از اینگونه کشفهای شاعرانه زیبا بهرهها برده است و آشکار است که جوشش این زیبایی بدون کوشش شاعرش میسر نبود. محمدرضا رستمپور که پیش از این کتاب، چند مجموعه شعر برای بزرگسالان از او خواندهایم، در این کتاب شعرهایی سروده که هم بزرگسالان و هم نوجوانان علاقهمند به شعر (بهویژه نوجوانانی که خودشان هم تجربه سرودن دارند) از خواندن آنها لذت خواهند برد. این شاعر ایلامی با نگاهی شاعرانه به تماشای محیط زیست، زندگی و جامعه رفته است و بدون شک طبیعت بکر زادگاه او در حضور برجسته عناصر طبیعت مثل کوهستان، جنگل بلوط، دشت، رودخانه، سنجاب، پلنگ، خرگوش، قوچ، کبک، عقاب، پروانه، گنجشک، زنبور و …… بیتاثیر نبوده است. رستمپور توضیح کوتاهی در زیر عنوان کتابش نوشته که از همان روی جلد مخاطب را به خوانش نگاه انتقادیاش دعوت میکند:
(مرثیههایی برای محیط بیزیست)
و نشان میدهد که کشف شاعرانه نهتنها در تصویرسازیها و اندیشه شعرهایش اتفاق افتاده بلکه در زبان هم با بازیهای زبانی و اینجا با آشنایزدایی از عبارت محیط زیست و ساختن عبارت محیط بیزیست، دست به کشف میزند.
شعرهای یادگاری با پلنگ مرده، در قالب سپید و کوتاه سروده شدهاند (بهجز ۴ رباعی انتهای کتاب) و مهمترین ویژگیهای این قالب شعری را رعایت کردهاند: کشف، غافلگیری در پایانبندی و ایجاز. ایجازی که کلام را به فشردهترین شکل ممکن درآورده و انگار شاعر آگاهانه قصد داشته ادامه شعر را در ذهن مخاطب بنویسد. همچنین آرایههای ادبی از جمله تضاد، تناسب، تکرار و …. در کنار واجآرایی به شکلگیری موسیقی شعر سپید و سلامت و خلاقیت زبان کمک کردهاند.
عاطفه شعرها گاه چنان اندوه در خود دارند که مخاطب را از شدت اندوه به مکث وامیدارند و به اندیشیدن:
تا
آخرین تبر
سایهاش را
دریغ نکرد
(شعر ۲۸)
رویایش را
هر روز
بهروز میکند
عقاب قفسپوش
(شعر ۲۵)
دستهای دیگر از شعرهای این مجموعه با طرح انتقاد، مخاطب را به چالش و اندیشه میکشند:
غرش ارهبرقی
نفرین پرستو
به ادیسون
(شعر ۳۵)
چه نسل زندهای داشتند
در دست هر آهو
اگر تفنگی بود
(شعر ۳۳)
و شعرهایی هم هستند که در تصویرسازی، کشف شاعرانه را به تماشای مخاطب میگذارند:
رگبار میشود باران
بر
ردّپای قوچهای آزاد
(شعر ۲۲)
سه قطعهسنگ شکسته
یادگار سه قلهی شهید
در مسیر بزرگراه
(شعر ۱۴)
دستهای دیگر از شعرهای این مجموعه با بیانی گزنده و انتقادی، بیتوجهی جامعه انسانی و سویهی بیرحم و ناگزیر مدرنیته را در برابر معصومیت و بیپناهی محیط زیست قرار میدهد و با ارائه تصویر و نگاه شاعرانه، قضاوت و اندیشیدن در این باره را بر عهده مخاطب میگذارند:
در خیابان
به هیچ گنجشکی شلیک نمیشود
رودربایستی پرثمریست
نام شهروندی
(شعر۹)
خرگوشهای معصوم
خرگوشهای بیآزار
شهر را قُرُق کردهاند
بروم
از قصههای مادرم
روباهی بیاورم
که همهی مشکلات را
بر گردن بگیرد
(شعر ۴۶)
شاعر در سوژهیابی شعرهایش بسیار نکتهسنج و ظریف رفتار کرده است به طوریکه این نکتهسنجی در بعضی از شعرها طنزی تلخ و اجتماعی را پدید آورده که باز هم زمینهای برای اندیشیدن مخاطب فراهم می کند.
دو طرف
از میدان مذاکره خشنود برگشتند
شهر
ساختمانهایش را به جنگل فرستاد
و جنگل
قانونش را در شهر منتشر کرد
(شعر ۵۱)
قصابیها
قفسفروشیها
ماهیفروشیها
کرکرهها را پایین کشیدهاند
از روزهای تعطیل لذت میبرم
(شعر ۴۹)
با اینهمه خواندن مجموعه شعر (یادگاری با پلنگ مرده) را پیشنهاد میکنم بهویژه در این روز و روزگار کرونا و خانهنشینی و قرنطینه که زیست و زندگی همه انسانها در جهان به چالش کشیده شده است خواندن مرثیههایی برای محیط بیزیست هم مناسبت دارد و هم خالی از لطف نیست.