………………………………..
● مهراننیوز- خداداد ابراهیمی
امروزه در برخی از ممالک غربی، «منفیگرایی» و «جنجالآفرینی» ازسوی رسانهها و بنگاههای خبری به نحوی از ارزشهای خبری محسوب میشود. آنان با طرح موضوع؛ «مخاطب را باید مجذوب کرد و او را خرسند نمود.» رسانهها را به «سوژهسازی»، «حادثهپروری» و «عوامگرایی» سوق میدهند، و با به زیر پاگذاشتن اخلاق حرفهای،درخدمت سازمانهای سیاسی و اقتصادی قرار می گیرند. آنان درصدد کسب شهرت، جذب مخاطب و نفوذ هستند. هرچنددر این رهگذار حریم خصوصی افراد نادیده و یا آبروی کسی به بازیچه گرفته شود، و یا عفت قلم پاس داشته نشود.
در دههی اخیر در کشور ما، به لحاظ گسترش سپهر رسانهای، فربهشدن شاکله مطبوعات و ظهور بیرویه و بدون معیار پایگاههای خبری، با عملکردی غیر حرفهای، فحاشی، دروغپردازی، هتک حرمت، حمله به مسئولان، توهین به پیشکسوتان و خدشهدار نمودن شان و منزلت شخصیتهای حقیقی و حقوقی به بهانه به اصطلاح ایفای رسالت رسانهای و اطلاعرسانی باب شده است. روند این بیماری رسانهای روزبهروز در حال افزایش بوده و ساحت مقدس حوزه مطبوعاتی و اطلاعرسانی را خدشهدار کرده است. برخی از این زنگیان مست تیغ دو دَم خود را ناشیانه و به هرسمتی می چرخانند و در واقع خودزنی و دگرزنی را به فرجام میرسانند. آنان به زمین وزمان ناسزا میگویند، تهمت میزنند، خبرسازی میکنند، تحلیل بیمایه سرهم میکنند، خود نتیجهگیری میکنند و بالأخره به قضاوتی غیر منصفانه و یکطرفه دست میزنند.
این گروه که اغلب فاقد دانش رسانهای و روزنامه نگاری هستند، عربده کشی با شمشیر قلم و شارلاتانبازی در عرصه روزنامه نگاری را فتح بابی برای نیل به مطامع و ویژهخواری خود تلقی میکنند. به طور کلی همه این قضایا را تحت عنوان شجاعت خبرنگاری، دفاع از حقوق مردم، ادعای روشنفکری، کسب وجهه قهرمانی و غیره تعبیر و تفسیر میکنند. در واقع باید گفت که همه این واژهنگاریهای بیعیار، کُلنگکاری و بیهودهکاری و نوعی هرزنویسی بیش نیست. آنان با واژههای سبک و سخیف و عبارتهای بیوزن و بیمحتوا، در واقع با سنگ چینی، دیوار تفرقه و بیاعتمادی بین مردم و مسئولان بنا میکنند.
هرچند که اینان در نهایت با چاپ و انتشار تکذیبیه که خود نوعی غلطنامه تلقی میشود، از زیر بار جرائم قانونی و قضایی این اقدام ناجوانمردانه خود رهایی مییابند، اما بیگمان در برابر تاریخ و نسل فردا شرمسار و سرافکنده خواهند ماند.
ازآنجا که تسامح و تساهل در اجرای قوانین مطبوعاتی و رسانهای، موجب هرزنگاری زنگیان مست شده است، صاحب نظران، اساتید حوزه رسانه و مطبوعات انتظار دارند که باراهکارهای قانونی و هوشیاری جامعه، بساط راهزنان فرهنگی برچیده شده و رایزنان فرهنگی متعهد در فضای رسانه ای کشور تکریم و تجلیل شوند.
از سوی دیگر، عدم نظارت مستمر و جدی دولت، کارکردهای منفی برخی احزاب سیاسی در عرصه مطبوعات، مالکیت غیرحرفهای رسانهای، فعالیت قلمهای مسموم و در نهایت خلاهای قانونی در حوزه رسانه، منجر به ظهور این اتفاق نامبارک شده است. این درحالی است که افکارعمومی خواهان ترویج ارزشهای انسانی و فضائل اخلاقی ازمجرای رسانه هستند. این رسالت اساسی، همان هدف والایی است که همه انبیا و اوصیا آن را دنبال میکردهاند و در تحقق آن تلاش وصف ناپذیری از خود نشان میدادهاند. رسول گرامی اسلام (ص) فرمودند:
«إنّما بُعِثتُ لاُتَمِّم مَکارِمَ الأخلاقِ؛ همانا مبعوث شدم تا اخلاق انسانی را کامل کنم»
اینک وقت آن فرارسیده است که مسئولان ذیربط و جامعه رسانهای کشور با ترسیم منشور اخلاق حرفهای و اقتدار در اجرای قوانین رسانهای، همه رسانهها و مدیران خود راموظف کنند اصول و اخلاق حرفهای را به زیر مجموعههای خود آموزش داده و مستقل و بیطرف، هم اعتماد مخاطبان و هم عیار و اعتبار حرفهای خود را حفظ کنند.