واکاوی گعده‌های سیاسی نخبگان در فضای مجازی؛

نقد یا نسیه…؟!

طرح

…………………………………

مهران‌نیوز- خداداد ابراهیمی
مدت‌هاست که برخی از نخبگان جامعه ما در گروه‌های تلگرامی و واتسپی، در گعده‌های سیاسی خود با طرح سوژه‌های تاریخ مصرف گذشته به نقدوبررسی حوادث تاریخی وسیاسی چند دهه‌‌ی پیش روی می‌آورند. موضوعاتی نخ نماشده که به کرات و مرات درباره آنها مباحثه و مجادله شده است. آنان با انشای متن‌هایی طولانی (شبیه قصه‌های هزار ویک شب)، تمام ناگفته‌های گذشته را روی دایره می‌ریزند که؛ منم؛ معلم آگاه تاریخ، منم استاد مُسلّم سیاست!
این دانش‌آموختگان، « نقد» سوژه‌های ملموس جامعه را رها کرده و به « نسیه»ی، نبش قبر سیاسی و تاریخی روی آورده‌اند.
سوال اینجاست که؛
آیا طرح مباحث سیاسی تکراری در عصر کسالت‌بار کرونازده و روزگار بیکاری و گرانی، برای مردم، سعادت و سلامت به ارمغان دارد؟!
این مطالب چه میزان در مهار آسیب‌های اجتماعی مؤثر بوده‌اند؟
چرا بسط نشاط اجتماعی و توسعه فرهنگی دراین نقدوبررسی‌ها جایی ندارد؟!
آیا فضای مجازی پاتوق بیکاران و نیمکت ذخیره یک تیم ورزشی‌ست که در آن وقت‌گذرانی شود؟!
این درحالی‌ست که می‌توان در فضای مجازی به نفع مردم، به آفرینش محتواهای نوین، ایده‌پردازی و تصمیم سازی گره‌گشا دست زد. به نحوی که به عنوان گروه‌های مورد وثوق مردم و مرجع فکری مسئولان مورد استناد قرار گیرد. ضمن اینکه باید اذعان کرد انتقاد از این رویکرد نخبگان، نافی اهتمام به توسعه سیاسی و روشنگری تاریخی در زمان و مکان خود نیست که لسان الغیب فرموده:
« با خرابات نشینان ز کرامات ملاف
هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد»

حق آن است که کمی واقع‌بینانه‌‌تر به فکر فلاکت‌ها و تنگناهای مردم باشیم.
اندکی خارج از دایره تنگ اصولگرایی و اصلاطلبی، منشا اثر باشیم. فراموش نکنیم که سن ازدواج جوانان بالا رفته،خودکشی به پایین‌ترین سن رسیده،بیکاری به فاجعه‌ای هولناک بدل شده، درکنار چاه‌های نفت وگاز، فقر شعله‌ور و دلار ۲۰ هزارتومانی گلوی مردم را سخت فشرده، ضعف مدیریت‌ها و رانت‌خواری و اختلاس مسئولان، تهوع آورشده و شنیدن خبر ساخت خانه‌های ۲۵ متری جامعه را به وحشت انداخته است و …
با این وصف آیا باز هم مکلفیم طی‌الارض کنیم و به دمشق سوریه برسر مزار دکتر علی شریعتی برویم و تفکرش را چهارشخمه کنیم که حق با او بوده یا نبوده؟! آیا بیرون کشیدن خاطرات و مخاطرات «مصدق» از ژرفای چاه‌های نفت، این روزها برای مردم اولویت دارد؟
آیا اولویت ما این است که اعضای فراکسیون امید را به مسلخ ببریم که چرا محمدرضا عارف، پس از ۷ سال مارپیچ سکوت، استعفا داده؟!
آیا وظیفه داریم به پاستور برویم و از پرونده احمدی نژاد باخودکارقرمز غلط املایی بگیریم؟!درحالی که دیگر زمان واکاوی این شخصیت‌ها و قصه‌های سیاسی آنان سپری شده و به فراموشخانه‌ی تاریخ سپرده شده است.
وقت آن است که در برابر تاریکخانه‌ی مصیبت‌های جامعه، چراغی روشن کنیم و اولویت‌های معیشتی، فرهنگی و اجتماعی مردم را با گفتمانی نوین به اقتراح بگذاریم و از سخنان تکراری که بوی کهنگی و ماندگی می دهد عدول کنیم آن سان که‌ «فرخی سیستانی» فرموده:
« فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر
سخن نو آر که نو را حلاوتیست دگر»

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *