…………………..
● مهراننیوز- مهدی آرمانی
درون سیـنهام فــریاد دارم
به دستم تیشهی فرهاد دارم!
تبار سبز من ایـل “دیوالاس”
ارادتها به “شـادآباد” دارم!
گذرت که بیفتد به این محله از شهر خاموش پُرازدحام این روزها؛ دیدهای پیرمردانی که دورانی پرفراز ونشیب را سپری کرده و فارغ از هیاهوی زندگی، آمدهاند دیداری و خاطری تازه کنند. همین محله از شهر را میگویم، “شـادآباد!”
شادآباد و نوروزآباد قدیمیترین سکونتگاه شهر ایلام بودهاند. ساکنانی که تا همین چند دهه پیش خلاصه میشد در ایل “دهبالایی!”
***
در همه جای دنیا، مُبلمان پرجذبهی شهری و فضای سبز از عواملی است که به سلامت روان و شادابی شهروندان میافزاید و وجود پارکها و مکانهایی برای تفریح، گذشته از تأثیر آن به لحاظ روانی، از عوامل تقویتساز فرهنگی و اجتماعی تلقی میشود.
امروزه در کشورهای پیشرفته جهان، شهرداریها و نهادهای مرتبط با آنها، در جهت زیباسازی محلات به مدد فضای سبز، باهدف تأمین آرامش روانی جامعه، با روانشناسان تعامل و همفکری دارند که اختصاص مکانهایی ویژه برای نشاط بازنشستگان و سالخوردگان، ازخروجیهای این همفکری بایسته است.
… عصر کسالتبار تابستان است و هوا کمی بوی دلگیری میدهد و باز هم عابران خسته و ازدحام ماشینها! آنطرفتر کنار خیابان ایستادهاند، پیرمردانی که پیشتر سخن از آنها رفت و ایستادهاند شاید برای لحظهای….یا ساعتی… جایی نیست؛ کجا باید رفت، هُرم گرم تیرماه نیز بیشتر از هرچیزی ملالآورست.
از محلهی شادآباد که بگذری با قدمتی دیرینه، نه نشانی از پارک، نه نشانی از فضای سبز و نه پاتوقی برای لحظهای نشستن! شاید تنها اندوهی ببینی که بر قامت ایستادگان نقش بسته!
وشاید هم به فضای سبز عمارت قدیمی “کاخ فلاحتی” دلخوش و امیدوار باشی که شاید روزی آقای شهردار، حصار ناخوشایندش را بردارد و ایدهی “بوستان مردم”ی شدنش را در ذهن بپروراند شاید!