………………………
● محمد رستمی- فعال فرهنگی
وقتی کرونا آمد جماعت دانشگاهی، سه نظریه را وارد مباحث تحلیلی خود کردند؛ عدهای گفتند گذشتهی ماقبل کرونا استمرار پیدا میکند و اسمش را گذاشتند “گفتمان تداوم”
عده ای دیگر رادیکالتر به موضوع نگاه کردند و گفتند روزگار پسا کرونا شباهتی با روزگار ماقبل کرونا ندارد و اسمش را گذاشتند “گفتمان گُسست”
عده ای دیگر هم گفتند نه آن نه این، گفتمان “تطبیق و تغییرات نه چندان زیاد”
اما شناخت ابعاد گوناگون جامعه به این سادگیها هم نیست که جامعه دانشگاهی در آرمانشهر ذهنی خود دنبال آن ست. از میان این نظریه پردازان توسعه، دیدگاه زنده یاد دکتر “حسین عظیمی” را بیشتر می پسندم چرا که دو مانع بزرگ را بر سر توسعه را غلبهی عادت و دستور می داند.و اکنون هم “دستور” و هم “عادت” همه را فیتیلهپیچ کرده است .
وقتی به تشییع جنازههای شهرها و آبادیها وانبوه جمعیت حاضران نگاه می کنیم، گویی اینکه بلای عظیمی به نام کرونا، همه ابعاد زندگی ما را تحت الشعاع خود قرار نداده وحیات ما را به لبهی پرتگاه نبرده است.
باز هم ازدحام گیج کننده بازهم صفهای طولانی ماشینها ، دوباره اعلامیه های ترحیم و این قصهی پرغصهی بی تفاوتی وسهل انگاریها همچنان سلامت جامعه را تهدید می کند.این درحالیست که می توانیم برای آمرزش اموات دورا دور نماز و فاتحه بخوانیم. می توانیم باتماسهای تلفنی تسلیت بگوییم. به راحتی می توانیم در عصر کرونا، از حضور در مکانهای پرجمعیت مثل عروسیها، پارکها، بازارهای مسقف، نانواییهای پرازدحام و... خودداری کنیم.حضور در اماکن پرجمعیت چه ضرورتی دارد؟ بی اعتنایی به فاصلهگذاری اجتماعی چرا افزایش یافته است؟چرا عملا به اقتدار و جولان مرگبار کرونا کمک می کنیم؟ بالاخره کی می خواهیم مسئولیت اجتماعی خود را نسبت به شهروندان نشان دهیم؟
چرا پروتکلهای بهداشتی را به استهزاء گرفتهایم؟
ای کاش بر وزن و بحر عروضی تسلط داشتم تا هم وزن شعر صائب تبریزی فریاد می زدم: کرونا، “خندهاش میآید از غوغای ما”
لطفا اندکی تامل کنیم! کرونا حریصتر از اسفند و فروردین مرگ درو میکند. حتی از دست هُرم سوزناک تابستان هم کاری برنیامد. بیایید همگان نقش یک ضد ویروس را ایفا کنیم.” کُلنا راع، کُلنا مسئول…” باشیم.