………………………………………..
● مهراننیوز- دکتر کیانوش رستمی
این ضربالمثل ایرانی که میگوید: «سالی که نکوست از بهارش پیداست.» به معنی واقعی کلمه برای معرفی سال ۹۸ که در واپسینِ روزهای آن در حال دست و پنجه نرم کردن با غولِ ناپیدایِ بیرحمِ «کرونا» هستیم، کافی و بسنده است.
رویداهای ناگوار و تلخی در این سال رخ داد. سیل بنیانکن فروردین که خسارات فراوانی به بار آورد و هنوز آثار زخم آن ترمیم نشدهاست. گرانیهای کمرشکن، به ویژه گرانی بنزین که تظاهرات مردم را در آبانماه در پی داشت، حملهی تلافي جویانهی ایران به پایگاه نظامی عینالاسد، سقوط هواپیمای اوکراینی و اکنون نیز هیولایِ آدمخوارِ بیرحمِ کرونا دلهره و نگرانی بزرگی همراه با ترسی اجباری را در جامعه ایجاد کردهاست.
به عبارتی دیگر، کمتر ملتی در طول تاریخ، بهسان ما ایرانیها دچار گردبادهای حوادث شدهاست؛ بارها مهاجمان و چپاولگران به سرزمین اهورایی ما هجوم آوردهاند اما همواره بر آنان پیروز شدهایم. ولی اینبار این دشمنی که ناجوانمردانه گسترهی کشور عزیزمان و همچنین بیشینهی گیتی را درنوردیدهاست، ناپیداست و البته بیرحم و آدمخوار. تا کنون برای این مهمانِ ناخوانده، دارو و یا درمانی یافت نشده است. تنها دشمن کرونا «ماندن در خانه» است و چارهای جز این نیست!
در خانه میمانیم؛ مهمانی نمیرویم؛ مهمان هم نمیپذیریم. اکنون خانه، بهترین جا و امنترین مکان برای زیستن است. هموطنان ارجمند فرصت برای شادی کردن و تفریح زیاد است و این روزهای سخت نیز بگذرد… به قول استاد محمدعلی موحد «امید را از دست ندهیم، فردای روشنتری در راه است.»
جنگ کرونا، جنگی دهشتناک است با دشنمی که ما او را نمیبینیم ولی او ما را میبیند. درود بر شرف پزشکان، پرستاران و پرسنل زحمتکش بیمارستانها که شجاعانه در خط مقدم جبههی سلامتاند، دست تکتک این جان برکفان وطن را میبوسیم و به داشتن چنین هموطنان عزیزی مینازیم. اما تفو باد بر اندک انسانهایی که همواره از آبهای گلآلود، ماهی نامردی و بیشرفی صید میکنند! محتکران و دلالان بیشرف وسایل ضدعفونی را میگویم، که خدای روسیاهشان کند!
نکتهای که باید در اینجا بگویم این است که اصولاً ما ایرانیها برای روزهای بحرانی و سخت خوب تربیت نشدهایم، به دیگر سخن، آموزش ندیدهایم، نه ما و نه مسئولان. مدیریت بحران ایران، فشلترین مدیریتهاست. گاهی دیده شدهاست به جای حل بحران بر بحران نیز میافزاید. چون آموزش ندیدهاست، چون اینکاره نیست! چون بیشینهی مدیران ما بر اساس رابطه، مقام و پست میستانند! نه ضابطه و سواد مدیریتی. بر مردم نیز گناهی نیست چون حاکمان، آنان را برای چنین روزهایی آموزش ندادهاند. آموزش حق هر شهروندی است. با آمدن یک سیل یا زلزله و اکنون کرونایِ ضحاکصفت پیمیبریم چقدر ما در برابر حوادث پیشبینی نشده، ضعیف هستیم! باز تکرار میکنم، گناه ما نیست چون برای مواقع سخت خوب تربیت نشدهایم. برای زنده ماندن در برابر طوفانِ رویدادها به آموزش و ابزار نو نیاز داریم. برای دستیابی به ابزارِ نو، دانشِ نو لازم است. برای گسترش دانشِ نو، راهی جز رواج آموزشوپرورش مهارتی و تربیت کودکان و جوانان کشور نیست. برای رسیدن به این هدف باید پیش از هر کار به امر تربیت پرداخت، زیرا تربیت چیزی جز «ایجاد تغییرات مطلوب در آدمیان» نیست.
زندهیاد دکترمحمود صناعی در مقالهی «تربیت و اجتماع» روی تربیت به ویژه تربیت کودکان و نوجوانان که آیندهسازان هر ملتی هستند، تاکید میکنند و میگویند:« برای ساختن اجتماعِ نو باید افراد نو ساخت.
افراد نو، خانههای نو، شهرهای نو و اندیشهی نو خواهند ساخت؛ و برای ساختن افراد نو جز تربیت وسیلهای نیست.»
هموطنان ارجمند و فرهیخته! اکنون که کرونا تنهاکارش جان ستاندن آدمهاست وظیفهی ما قرنطینهی خودساخته است. باید به حقوق شهروندی خود و دیگران احترام بگذارییم. بدین روی تا شکست این هیولای دهشتناک، شکیبایی کنیم. بیشک این روزهای سخت و تلخ نیز میگذرد. زمستان سرد و سخت کرونا نیز سپری میشود و بهارِ سبزِ تندرستی از راه میرسد.
جنگ کرونا جنگی است نابرابر بین مرگ و زندگی، اما قطعا پیروزی با زندگی است و مطمئن باشید «خزانِ ما بهار میشود.»
طبیعیترین و بهترین کار این است که قرنطینهی خانگی اجباری را رعایت کنیم. به دید و بازدید نرویم تا بهار امسال، به یک فاجعهی انسانی تبدیل نشود. میدانیم که در دنیای کنونی راههای ارتباطی بسیار زیاد است؛ میتوانیم با تلفن، اینترنت و شبکههای اجتماعی عید را به همدیگر فرخباد بگوییم.
بدانید که عید ما زمانی است که ریشهی این بیماری فراگیر و خطرناک، کنده شود. میدانیم که نوروز تنها جشن همگانی و غیرحکومتی ایرانیان است. همهساله این آیین کهن و باستانی را در سختترین شرایط، زیر گلولههای توپ و تانک دشمن، زیر سم اسبان چپاولگران و متجاوزان جشن گرفتهایم. مغولها و تازیان نتوانستند این جشن مردمی را از ما بگیرند اما این دشمن، دشمنی متفاوت و «از گونهای دیگر» است، با هیچکس شوخی ندارد پس بهترین عید ما «عید ندیدنی» است. زندهباشید و سبز و بهارتان خرم باد!
زندهیاد فریدون مشیری چه زیبا میگوید:
«…تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این هم دلتنگ شدی؛
باز کن پنجرهها را…
و بهاران را باور کن!»