ظاهر سارایی/ شاعر و پژوهشگر
همه میدانيم كه امروز، كل جهان، و از جمله سرزمين ما، البته در مقياسی بزرگتر، درگير انتشار ويروس ناشناخته و مرگآور و دهشتآفرين كروناست. بلایی است كه نازل شده و فعلاً كاری به چند و چون و چرايی علل و سطح انتشار آن نداريم. پزشكان و پرستاران و عوامل بهداشتی و مسئولان و دستاندركاران، شبانهروز میكوشند تا از مبتلايان مراقبت كنند و از حجم آسيب و رنج گرفتاران بكاهند. آنان، به نيكويي و زيبايي وظيفهشان را انجام ميدهند و ديگر مجموعههاي مرتبط نيز هرچه از دستشان برميآيد انجام ميدهند.
مسئولان و كارشناسان مرتب تذكر ميدهند كه مردم در صورت امكان در خانهها بمانند و اجتماع نكنند و از دستكش و در صورت امكان از ماسك استفاده كنند و حتماً دستشان را مرتب به شكلي كه سفارش شده، بشويند. اينها كارهايي است كه عقلاً و اخلاقاً موظف و مكلف به انجام آنها هستيم و هرگونه تخطي و تخلف از آن، دست گشودن به كشتار خود و خانواده و ديگران است. اما متاسفانه عدهاي اين سفارشهاي بهداشتي را سهلانگارانه پشت گوش مياندازند و خيال ميكنند ويروس كرونا كاري به آنها ندارد.
امروز صبح رفته بودم بنزين بزنم؛ رانندهي ماشين عمومي زردرنگي كه كارش جابجايي مسافر است، بدون هيچ حفاظ و دستكشي بنزين زد و بعد هم با يكي ديگر از همكارانش دست داد و بعد هم سوار ماشين شد و رفت. اين راننده، مرد جوان سيچهل سالهي خوش هيكل و رشيدي بود و حيفم آمد كه چرا بايد اين رانندهي محترم كه سرپرست و نانآور و چشم اميد خانوادهاي است اينچنين، بديهيات بهداشتي را ناديده انگارد، شايد خيال كرده ويروس كرونا در مقابل اندام ورزيدهي او نميتواند كاري كند يا شايد پنداشته اين ويروس با اقشار زحمتكش كاري ندارد، متاسفانه نمونههاي بيمبالاتيهايي چنين بسيارند و من به ذكر اين نمونه اكتفا كردم.
اين ويروس، يكسان ميكشد و بيمار ميكند و اصلاً در قيد آن نيست كه طعمهاش فقير است يا غني، چپ است يا راست، شيخ است يا شاه، ترك است يا كُرد، فارس است يا بلوچ ؛ خداي ناكرده اگر گسترهي انتشار اين ويروس از كنترل خارج شود ديگر كاري از دست كادر درماني و نيروهاي پشتيبان ساخته نيست و آن وقت است كه مصداق اين شعر كمالالدين اسماعيل خواهيم بود كه در سوگ كشتگان شمشير مغول گفت:
دي بر سر هر مرده دو صد ميگرييد
وامروز يكي نيست كه بر صد گريد
در اين شرايط است كه عيار مرد و نامرد مشخص ميشود و همگان در بوتهي آزمايش درميآيند. كسي كه كالاهاي بهداشتي را احتكار ميكند تا منفعتي افزونتر به جيب بزند شرافت انسانياش را ميفروشد و كسي كه در اين وانفسا نميكوشد باري از دوش ديگران و جامعه بردارد و خود باري است بر دوش ديگران، خجلتي است بزرگ. اما خوشبختانه، اخبار خوب و نشانههاي نيكو هم بسيار ديده ميشود، كه در رسانههاي اجتماعي ميخوانيم و ميبينيم. باري، غرض از اين نوشتار نهيبي است به همه و مخصوصاً همشهريان و هماستانيهاي عزيزم كه ميبينم متاسفانه گاه اين بلاي بزرگ را به سخره ميگيرند و نهيبياست خاصهتر به جوانان كه به جسارت و جواني خود غرهاند و غافلند كه به قول ضربالمثل كُردي خودمان: بهن ده باريكي بڕێگ و مهرد ده كوڵفتي.
باري، اين شرايط دشوار و ابرهاي اندوه خواهد گذشت و روزهاي آفتابي زيادي خواهيم داشت كه ايام خانهنشيني و احتياط و مراقبت را در جمع احباب و دامن طبيعت، به شادماني قضا كنيم. اين نوشتار را با آروزي گذار آسان از اين شرايط دشوار و البته تقديم دوبيتياي كه پيشتر گفتهام، به پايان ميرسانم:
دۊهكه زاناێ وتهم: نازار تاتگ!
خهم ناتگ مهنه ئهو بان هاتگ
فره ئاوا بۊه خوهر دهێ وڵاتهو
فرهي ماگه خوهرهيل ِ نائڵاتگ
ـــــــــــــــــــ
ديروز فرزانهاي به من گفت: دلبند عمو! غم نيامده را بر غم ِ آمده ميفزا. در اين سرزمين، آفتابهاي فراواني غروب كرده، و خواهند آمد آفتابهاي بسياري كه هنوز طلوع نكردهاند.