ماشاءالله به این نماینده!

IMG_20200102_184756_838

 

پایگاه خبری مهران‌نیوز-  دکتر حبیب‌الله بخشوده

یکی از امتیازات مهم شعر، قدرت و جاذبه‌ی انتقاد آن است، قدرتی که به اعجاز کلمات و جادوی سخن، می‌تواند از لون دیگر باشد و تا سال‌ها در اذهان مردم بماند.

چنانکه امروز از ذهن روشن و فکرت هر ادب آموخته‌ای ابیاتی از شاعر منتقد طنز پرداز در کنار پند و نصحیت سعدی و مولوی و… تراوش می‌کند و می‌تواند دقایقی نگاه‌ها را به گذشت زمان و سیر تاریخ برگرداند.

شعر طنز انتقاد آمیز معاصر سوژه‌ای ارجمند و قابل پژوهش است.طنزی که مثل قهوه‌ی تلخ، موجب کاهش وزن رجال قدرتمند سیاسی می شود و به آن‌ها تلنگری می زند که اگر هم این رجال، اهل تلنگر خوردن نباشند لااقل دل خلق هوشمند کمی خنک شود و می تواند لحظات فرح بخشی را برای مردم ماتم زده رقم بزند.

در دهه‌ی هفتاد که هفته نامه‌های استان تعدادشان خیلی کم بود.در هفته‌نامه‌ی صبح ایلام ستونی داشتم که عنوانش《خواجه خبر کن》بود. حتما اهالی فضل، معنی این عبارت را می دانند اما جهت توضیح برای عزیزان باید بگویم که 《خواجه خبر کن》همان 《کوبه 》است که در قدیم به جای زنگ خانه ی استفاده می شد.شعر کوبه ی کوبان روزگارست و خواب از سر خواجگان خوش خواب می پراند.

من در آن دهه با سرایش اقسام طنز گاهی خواجه های شهر راسلام می کردم. زنگ خانه هاشان می زدم و از خواب ظهر گاهی و احیانا شامگاهی بیدار شان می کردم.

این روزها فکر کردم که فضای مجازی نیاز به خواجه خبر کنی امروزین وتازه دارد.

سوژه‌ها مناسب، سوتی‌ها فراوان، لابی گری، پارتی بازی، مدیریت خان خانی، رشوه، فامیل بازی در استان‌مان نقل محافل است و متأسفانه کلید رجال فقط در پست‌های کلیدی می‌چرخد؛ در بقیه‌ی موارد چنان زنگ زده است که با نفت و سمباده و… صیقل نمی‌خورد و بیشتر برای موزه تاریخ مناسب است.

یکی از سوژه‌های تر و تازه، وکلای عزیزند. وکیلانی که گوی سبقت از بهار و مدرس و …ربوده‌اند و نطق خاموش‌شان در بهارستان، بلبلان مجلس را لال کرده است.

اینها همه دستمایه‌ی شعر طنزی شد که به سراغ این نمایندگان پر آوازه بروم و در آستانه انتخابات در بزرگواری‌شان داد سخن بدهم.

فعلا این مثنوی را که داغ داغ است و قابل جمال پر کمال حضرات را ندارد، تقدیم می‌کنم. تا بعد.

 

ماشا الله به این نماینده

این نماینده ی شتابنده

 

جبروت و جلالشان زیباست

قلبشان از امید آکنده

 

دستشان داده اند ماشینی

شیک و پیک و مدرن و بی دنده

 

مشکلات شما شود آسان

فکر شان آفتاب تابنده

 

ملت از کارو بارشان شادند

همه از شادیند شاینده

 

شاد مهرند و مهرورز همه

مهرشان در جنوب رخشنده

 

دوره ی باجناقها شده است

آفرین باجناق خوش خنده

 

پستهایی برایشان دارند

پست هایی ردیف و زیبنده

 

دور بعدی به نام نامی حق

تخمشان در زمین پراکنده

 

می شود باز و باز می آیند

با کتاب خدا پی بنده

 

تو رو جان خودت بیا حاجی

جمع کن خاندان بخشنده

 

که شما ذی نفوذتر هستی

تیغ ما با شماست برنده

 

برق ما با شماست نورافشان

رعد ما با شماست غرنده

 

یک سخنرانی پر از هیبت

بنما در محافل بنده

 

سخنان شما چنان باشد

مملو از مشت های کوبنده

 

که زند بر دهان آمریکا

بکند خرد سینه و دنده

 

ضمن اینکه میان صحبتتان

باز گویی فضایل بنده

 

همه نه یک دو تیکه ی کوچیک

مثلا مدرک نگارنده

 

گفتم آری برادر دکتر

ای انشتین ،ای پژوهنده

 

ای پر از ذره های نورانی

ای ابر مرد ای خرد گنده

 

من اطاعت کنم اوامرتان

سخنانی صحیح و سازنده

 

عرض خواهم نمود باقدرت

مثل سابق خطابه ای زنده

 

گفتم ای دوستان عالیقدر

ای عزیزان صاف و پرسنده

 

این برادر اگر رود مجلس

سعی او می شود فزاینده

 

قول داده به جمله مردم

به خریدار به فروشنده

 

هم فروشنده می شود راضی

هم خریدش کند،خریننده

 

قیمت شیر می شود ارزان

همچنین مرغ ، مرغ پرکنده

 

قند بوکان به نرخ قبل رسد

پول چایی دهد به چاینده

 

شود عالی دوباره مسکن مهر

چون نماینده ایست سازنده

 

سخنان حقیر پایان یافت

دیدم آخر یکی سراینده

 

گفت:من یک دو جمله می گویم

که شود جمله های پاینده

 

به خدا مردم همیشه فهیم

این برادر کنار این بنده

 

هست امروز مخلص همه تان

نیست مخلص دو ماه آینده

 

چونکه اخلاص مثل بنزینی است

که کند توی باک،راننده

 

مجلس ما سریع پایان یافت

مجلسی عالی و پرازخنده

مطالب مرتبط

1 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *