یادداشتی به بهانه انتخاب کتاب سال ایلام

ادبیات عشیره‌ای

IMG_20191218_223111_517

 

 پایگاه خبری مهران‌نیوز- رضا روشنی

اگر چه خال مه‌رویان سیاه و دانه فلفل سیاه بوده و هر دو جانسوز و خانمان برانداز اما کیست که نداند، فرق حلوا شکری عقاب و کفش‌های میرزا نوروز چیست. آنچه که ادبیات گفته می شود، مبتنی بر حقیقتی است که از ارسطو و پل ریکور و جرجانی و شمس القیس گرفته تا نیمای نام آور؛ توانسته مرزهای قومی و عشیره ای را درنوردیده و از سد زمان و مکان گذشته است. اینکه ادبیات ایران کجاست و ادبیات ایلام کجا و از ادبیات ایلام ادبیات شهر ایلام به طور خاص کجا، این را عاقلان همه دانند، و خود آفتاب است هرچند که دلیل تاریکی. بحث بر سر جایزه و کهتر و مهتر و القاب و عناوین کذایی هم نیست؛ چرا که به قول فردوسی این سخن گفتن است اما از نوع نابکار. با این وجود، اهمیت موضوع آن قدر هست که از آن سخن گفت. چرا که ما اصحاب فرهنگ اغلب با چشم فروبستن به روی حقیقت و سکوت خویش در این بازی های ناشیانه و از دوسر باخت شراکت داشته و همین آب حقیقت را گل آلودتر از آنچه هست، می کند. سکوتی که به قول سعدی جان، طیره عقل است. اما قصه چیست؟ و حکایت کدام؟ و غرص و مرض از این نوشته چه می باشد؟

غرض شعر و ادبیات است.غرض ادبیات در ظاهر استانی و در باطن خانگی و ملوک الطوایفی و عشیره‌ای است، کسانی که به گواه تاریخ شعر و هنر جشنواره ای با nبیتی سرایی و قافیه اندازی و شیوع ادبیات عامه پسند و تهی مایه و بیشتر به مدد روابط غیرادبی که به دور از ساحت هنر بوده، نه تنها چهره واقعی هنر استان را مخدوش نموده؛ بلکه سالیانی دراز با جعل حقیقت خود را وارثان هنر و شعر استان قلمداد کرده اند؟؟؟ این چگونه است که به اسم انتخاب کتاب سال ایلام، فراخوان می دهند و درپایان ۵ نفر از شهر ایلام انتخاب می شوند؟ آیا این دهن کجی آشکار به اصحاب راستین فرهنگ استان، کسانی که سال ها بی مزد و منظور و منت در این عرصه قلم زده اند، نبوده و نیست؟ چرا ما از اول اسم کتاب سال را، کتاب سال شهر ایلام آن هم نه تمام شهر که نکند لقمه ای گلوگیر شده، بلکه نقطه مشخصی از شهر را که همیشه و از قرار معلوم تا روز رستخیز، محل تجمع علوم عقلی و نقلی بوده، نگذاریم؟

در ایلام سنگ بزرگ برداشتن همیشه به معنای زدن است، اما زدن به چه کسی؟ معلوم است به چه کسی، کی و کجا، ما در طی این سال ها به کرات شاهد چنین رفتاری بوده ایم!

جشنواره ایلام، مرا یاد داستانی می اندازد که ذکر آن شاید چندان خالی از لطف نباشد. سال ها پیش در فلان شهر دکتری بود به اسم فلان. ایشان شب توی خانه نسخه هایش را می نوشت و صبح هر بیماری که از راه می رسید؛ نسخه ای آماده دستش می داد و می گفت برو به سلامت. حکایت کتاب سال و جشنواره های ایلام بی شباهت به حکایت آن دکتر مرحوم مغفور نیست‌. از قبل افراد برگزیده مشخص می شوند، آن وقت می آیند فراخوان می دهند؟؟؟ آیا توهینی بدتر از این به اصحاب فرهنگ و شعور مخاطبان می توان رواداشت؟حرف متوجه جایزه بگیران و جایزه واجویان و جایزه واستانان نیست که آن هم آنچنان آش دهن سوزی نیست، حرف اصلی بنده متوجه برگزارکنندگان و داوران ناآگاه به علم و ادبیات است. روی سخن من به این دوستان است یا چنین جشنواره هایی را برگزار نکنند یا حداقل های استاندادهای یک جشنواره را رعایت نمایند. اگر می دانند و می توانند چنین کنند که دانسته و ندانسته آنان را رسالتی است.

پایدار فرهنگ ایران زمین.

 

 

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *