……………………
✍خداداد ابراهیمی
احدی از استانداران فرموده؛
«فرمانداران و معاونان استاندار؛ نمایندگان دولتاند، نباید تحت امر نمایندگان مجلس باشند»
باید گفت؛ ادعای این خسرو، شیرینی در کام ملت ندارد و با واقعیت سیاسی جامعه ما در تضاداست.لذا این موضوع از چند زاویه، قابل واکاویست:
۱) قدرتنمایی نمایندگان مجلس در عزل و نصب مدیران و نقض اصل تفکیک وظایف قوا، همواره یک چالش مسبوق به سابقه بر سَر استقلال و یکپارچگی مدیریتی در استانها بوده و تردیدی درآن نیست.
۲) شواهد و درگیریهای سیاسی بر سر انتصابات حاکی از آن است که کمتر استانداری بدون مزاحمت نمایندگان و ستادهای انتخاباتی، گزینههای واقعی خود را به مرکز معرفی کرده چرا که استانداران بدون اجازه نمایندگان حتی آب هم نمیخورند. با یک راستی آزمایی و نظر سنجی از آحاد مردم معلوم خواهد شد که نه همه، اما اغلبِ فرمانداران و معاونان استانداران، از منسوبان و منصوبان برخی نمایندگان هستند.
۳) برخی استانداران ناتوان، دست نشاندهی معدودی از نمایندگان رانتباز هستند که به راحتی به پل ارتباطی مطامع سیاسی نمایندگان تبدیل میشوند.چرا که استاندار مستقل ومقتدر در مدیریت، هرگز زیر بلیط نمایندگان نخواهد رفت و تسلیم انتصابات پیشنهادی آنان نمیشود و تنها به فکر توسعه استان است نه اجرای فرامین نمایندگان!
۴) این قضایا خیلی هم پیچیدگی و سیاست بافی نمیخواهد، مردم از حیث آگاهی سیاسی، چند قدم از استانداران و به اصطلاح سیاسیون، جلوتر هستند و از همه پشت پردهها باخبرند. پیامدهای آسیبزای این مداخلهی مدیریتی در جامعه به صورت واقعیتی تلخ و عریان، فراچشم همگان است. از استخدام نورچشمیها و رانتهای پیدا و پنهان گرفته تا انتصاب مدیران ناتوان و فشل!
۵) قانون میگوید؛ استانداران نمایندگان دولت هستند و نباید تحت امر نمایندگان مجلس باشند اما تحت امر هستند، خوب هم هستند.تجربه گذشته و علت العلل «استیضاح» وزیران در سالهای قبل، این مهم را تایید میکند.