مصطفی علیجانزاده فعال رسانه نوشت: گزارشهای اخیر پیرامون آتشسوزی گسترده در تأسیسات نفتی بندر فجیره، فراتر از یک حادثه صنعتی، زنگ خطری جدی برای راهبرد کلان انرژی در خلیج فارس است. تصاویر ماهوارهای از این واقعه، بیش از آنکه دود و شعله را نشان دهند، آسیبپذیری زیرساختهایی را به تصویر میکشند که دهههاست برای دور زدن «تنگه هرمز» طراحی و اجرا شدهاند.
بندر فجیره برای امارات متحده عربی صرفاً یک پایانه نفتی معمولی نیست؛ این بندر شریان حیاتی و نقشه دوم این کشور برای دوران بحران است. ظرفیت انتقال روزانه ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه نفت خام از طریق این مسیر، دقیقاً با هدف بیاثر کردن هرگونه انسداد احتمالی در تنگه هرمز ایجاد شده بود. در واقع این پروژه تجسمِ عینیِ تلاشی استراتژیک برای استقلال از جغرافیای دریایی ایران و کاهش وابستگی امنیتی به این گذرگاه حیاتی میباشد. اکنون وقوع حادثهای با این ابعاد در چنین نقطه حساسی، ضربهای مهلک به این اعتمادبهنفسِ زیرساختی وارد کرده است.
وقتی این واقعه را در کنار آسیبهای قبلی به خط لوله شرقی-غربی عربستان (خط ینبع) قرار میدهیم، الگوی نگرانکنندهای برای بازارهای جهانی انرژی پدیدار میشود. اگر تنگه هرمز به عنوان بزرگترین گلوگاه انرژی جهان به حساب میآمد، مسیرهای جایگزین نیز حالا نشان دادهاند که در برابر تهدیدات نوین و جنگهای نامتقارن، نفوذناپذیر نیستند. این رویداد ثابت میکند که در دنیای متلاطم امروز، هیچ مسیر جایگزینی نمیتواند جایگزین امنیت پایدار منطقهای شود.
در لایهای دیگر، این حادثه به سرعت به سوخت جدیدی برای تنشهای دیپلماتیک بدل شد. در حالی که برخی طرفها با اشاره به تحرکات آمریکا و تنشهای منطقهای، انگشت اتهام را به سوی ایران نشانه رفتهاند، تهران هرگونه دخالت در این حادثه را قاطعانه رد کرده است. این سناریو بخشی از واقعیت جاری در منطقه است که در آن هر جرقهای – واقعی یا ساختگی – بلافاصله در کانونِ جنگِ روایتها قرار میگیرد.
پیام روشن این حادثه برای بازیگران منطقهای ساده، اما دردناک است: راهبرد «تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی» تا زمانی که امنیت در کلیت منطقه تعریف نشود، تنها یک مسکن موقت است. تلاش برای حذف بازیگران کلیدی از معادلات انرژی منطقه، نه تنها به امنیتِ بیشتر منجر نشده، بلکه سطح آسیبپذیری زیرساختهای گرانقیمتِ کشورهای حاشیه خلیج فارس را عیانتر کرده است.
بندر فجیره نمادی از ناتوانی تکنولوژی عبور از جغرافیا در برابر پیچیدگیهای سیاسی است. آتشسوزی در این تأسیسات، بیش از آنکه یک خسارت مالی باشد، هشداری ژئوپلیتیک است؛ هشداری که میگوید در منطقه غرب آسیا، امنیت انرژی نه در خطوط لوله، بلکه در دیپلماسی واقعبینانه و درکِ توازن قدرتِ منطقهای نهفته است.