دکترین «هرمز متوازن»؛ بازتعریف حاکمیت ملی در تقابل با تروریسم اقتصادی

IMG_20260416_140226_797

………………………..

حمید ابوطالبی نوشت:
دهه‌هاست که ایران، بی‌آنکه سهمی متناسب از منافع ساختار تجارت جهانی ببرد، بار اصلی تأمین امنیت حیاتی‌ترین شریان اقتصاد و انرژی جهان را بر دوش کشیده است.

پارادوکس کنونی جهان در اینجاست:
ایران امنیت هرمز را تضمین می‌کند؛ در حالی که ذینفعان این امنیت، گلوی اقتصاد ایران را می‌فشارند.

ابطال مشروعیت بین‌المللی دسترسی رایگان
یکی از بزرگ‌ترین امتیازات ایران، طی نکردن روند تصویب داخلی و عدم تصویب کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها و در نتیجه عضو نبودن در آن است؛ ولو آنکه آن را امضا کرده باشد. دلایل اصلی عدم تصویب و نپیوستن ایران، تنگه هرمز و موضوع عبور بی‌ضرر بوده است.

هرمز؛ از «معبر جغرافیایی» به «دارایی فعال ملی»
بر این مبنا، تنگه هرمز دیگر یک مسیر عبور منفعل نیست، بلکه یک «دارایی استراتژیک» برای تنظیم رفتار بازیگران بین‌المللی است

اخذ حق خدمات استراتژیک:
تأمین امنیت، هدایت ناوبری و حفاظت زیست‌محیطی، اموری هزینه‌بر هستند. ایران حق خود می‌داند که برای تضمین ثبات بلندمدت این آبراه، از شناورهای عبوری «حق ترانزیت و امنیت» دریافت کند.

نظارت حاکمیتی:
هیچ قدرتی حق ندارد بدون تمکین به پروتکل‌های شناسایی و بازرسی ایران، از این دروازه عبور کند. پایان استفاده رایگان از امنیت ایران، نخستین گام در برقراری عدالت ژئوپلیتیک است.

بازدارندگی هوشمند: استراتژی اضمحلال در برابر تحریم
اصل جدید راهبردی کاملاً روشن است: امنیت هرمز، تابعی از امنیت اقتصاد و معیشت ایرانی است

تناظر استراتژیک:
ایران با تکیه بر مفهوم «مصالحه مسلح»، این پارادایم را تثبیت می‌کند که اگر قرار باشد اقتصاد ایران و صادرات انرژی و کالای آن با هر روشی چون تحریم‌ها و… فلج شود، دلیلی برای ثبات در صادرات انرژی و کالای دیگران وجود ندارد.

پاسخ متناسب:
در صورت تشدید فشار اقتصادی، ایران از ابزار «مدیریت هوشمند جریان عبور» استفاده خواهد کرد. این به معنای انسداد کور نیست، بلکه به معنای تحمیل هزینه مستقیم به کشورهایی است که با «تحریم ایران» در «اتاق جنگ اقتصادی» علیه ایران حضور دارند.

هرمز؛ معیار عدالت در نظم نوین جهانی
ایران نه به‌دنبال انسداد است و نه انفعال؛ بلکه به‌دنبال «موازنه قوا» است.

تنگه هرمز امروز به شاخصی برای سنجش عیار اخلاقی نظام بین‌الملل تبدیل شده و بر سه محور مبنایی استوار است:

امنیت متقابل:
امنیت هرمز پایدار خواهد ماند، اما تنها برای کشورهایی که امنیت، ثبات اقتصادی و حق تجارت ایران را به رسمیت بشناسند.

ضمانت دائمی:
این راهبرد، «هزینه تحریم» را برای طرف مقابل به سطحی غیرقابل تحمل افزایش داده و هرمز را به ضمانتی پایدار برای رفع و عدم تکرار هرگونه تحریم و فشار نیز تبدیل می‌کند.

مسئولیت تمدنی:
ایران، امنیت را نه ابزار سلطه، بلکه تجلی مسئولیت تمدنی در قبال نظم جهانی و امنیت خود می‌داند.
در عین حال، این دکترین مسیر روشنی نیز پیش‌روی جامعه جهانی قرار می‌دهد: در صورت بازگشت به تعامل عادلانه و پرهیز از سیاست‌های فشار یک‌جانبه، ایران آماده است تنگه هرمز را به امن‌ترین، باثبات‌ترین و قابل‌اعتمادترین مسیر انتقال انرژی و کالا در جهان تثبیت کند.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *