تهدید «عصر حجر» یا پاره‌کردن اصول حقوق بین‌الملل

IMG_۲۰۲۶۰۴۰۳_۲۰۵۸۵۵

………………………………..

✍️ جلال اسکندری – کارشناس روابط بین‌الملل

اظهارات ترامپ درباره «بازگرداندن ایران به عصر حجر» از دیدگاه حقوق بین‌الملل عمومی و حقوق بین‌الملل بشردوستانه نشانه‌ای نگران‌ کننده از زیرپا گذاشتن خطوط قرمز حقوقی و اخلاقی در مناسبات بین‌المللی تلقی می‌شود.
در جهان امروز ادبیات سیاست خارجی حتی در تندترین شکل‌های خود، ناگزیر از تمکین به هنجارهایی است که طی دهه‌ها و بر بستر رنج‌های انسانی شکل گرفته‌اند.
با این حال، تهدید به «نابودی گسترده» و هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی ایران از جمله پل‌ها، نیروگاه‌های برق و حتی پالایشگاه‌ها فراتر از لفاظی و موضع‌گیری سیاسی است و در قلمرو مسئولیت‌های حقوقی دولت‌ها قرار می‌گیرد.
بر اساس بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد، نه تنها توسل به زور بلکه تهدید به آن نیز چنانچه ناقض اصول بنیادین نظم بین‌المللی باشد ممنوع است و تهدید دونالد ترامپ که دلالت بر ویرانی فراگیر و بی‌ضابطه دارد به روشنی در تعارض با این اصل مسلم قرار می‌گیرد.
در واقع‌ چنین گزاره‌هایی اگرچه در قالب «بازدارندگی» یا «تسلیم» طرف مقابل بیان می‌شوند، اما می‌توانند از منظر حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد، مصداق تهدید غیرقانونی به استفاده از زور تلقی شوند.
در سطحی دقیق‌تر، قواعد کنوانسیون‌های ژنو به‌ عنوان ستون فقرات حقوق بین‌الملل بشردوستانه دو اصل بنیادین «تفکیک» و «تناسب» را پیش روی دولت‌ها قرار می‌دهند.
اصل تفکیک هرگونه حمله به اهداف غیرنظامی را ممنوع می‌سازد و اصل تناسب محدودیتی دوچندان بر دامنه عملیات نظامی تحمیل می‌کند.
بر این اساس، زیرساخت‌های حیاتی نظیر شبکه برق، آب و راه حتی در صورت برخورداری از کارکرد دوگانه نمی‌توانند هدف حمله‌هایی قرار گیرند که پیامد آن رنج و درد گسترده غیرنظامیان باشد.
همچنین اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی، حمله‌های عامدانه علیه هدف‌های غیرنظامی یا اقدام‌های غیرمتناسب را در زمره «جنایت جنگی» قرار می‌دهد و اگر چنین سیاستی در قالب رویکردی گسترده یا نظام‌مند علیه مردم غیرنظامی دنبال شود، امکان انطباق آن با عنوان «جنایت علیه بشریت» نیز وجود دارد که این بیانگر بالاترین سطح نقض هنجارهای بنیادین انسانی است.
واکنش نهادهای حقوقی و مدنی به این‌ گونه اظهارات از جمله هشدار درباره «غیر انسانی» بودن چنین لفاظی‌هایی باید در پرتو شکل‌گیری وجدان جمعی جامعه بین‌المللی تحلیل شود.
این حساسیت ریشه در این واقعیت دارد که عادی‌سازی زبان خشونت، همانند آنچه ترامپ بارها علیه ایران به زبان رانده، می‌تواند به‌ تدریج مرزهای ممنوعه را کمرنگ کرده و زمینه‌ساز اقدام‌های پر هزینه مغایر با اصول انسان‌دوستی و مبانی حقوق بین‌الملل در میدان عمل شود.
نامه سرگشاده بیش از ۱۰۰ کارشناس حقوق بین‌الملل در ایالات متحده به ترامپ و هشدار آنان مبنی بر این که هدف گرفتن زیرساخت‌های ایران مصداق «جنایت جنگی» است، می‌تواند دال بر این واقعیت باشد که رویکرد ترامپ مغایر با اصول پذیرفته‌ شده حقوق بشردوستانه است.

این نامه پس از آن تهیه و امضا شد که رئیس‌جمهور آمریکا تهدیدهای خود مبنی بر حمله به پل‌ها، نیروگاه‌ها و شبکه آب ایران را برای چندمین بار تکرار کرد.
ویرانی عمدی زیرساخت‌های غیرنظامی بر اساس کنوانسیون‌های ژنو می‌تواند جنایت جنگی محسوب و موجب مسئولیت بین‌المللی دولت متخاصم شود‌ و در صورت پافشاری طرف مقابل ایران می‌تواند با ابزار طرح دعوا در دیوان بین‌المللی دادگستری، دولت آمریکا را تحت پیگرد قرار دهد.
راهبرد مکمل دیگر برای ایران، تمرکز بر مستندسازی حقوقی، طرح دعوا و استفاده همزمان از ظرفیت‌های سیاسی و حقوق بین‌الملل برای افزایش فشار بر دولت آمریکا در کنار پیگیرد مسئولیت افرادی مانند ترامپ است.
آنچه در این میان بیش از همه اهمیت دارد، صیانت از میراث حقوقی و اخلاقی جامعه جهانی است که در پی فجایع قرن بیستم از جمله جنگ‌های اول و دوم جهانی شکل گرفت تا حتی در سخت‌ترین شرایط کرامت انسانی قربانی لفاظی‌ها و محاسبه‌های سیاسی غلط نشود.
تهدید به بازگرداندن ملت ایران به «عصر حجر» نه‌ تنها ناسازگار با روح نظام حقوقی بین‌الملل بلکه زنگ خطری برای آینده نظمی است که بر پایه محدودسازی و محکوم کردن خشونت بنا شده است.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *