……………………..
زهرا قنبری، بازیکن تیم ملی فوتبال زنان:
ابتدا چند تا از بچهها در لابی نشسته بودیم که آمدند پیشنهاد دادند و ما قبول نکردیم. به خصوص من که همه چیز زندگیام مادرم است. روز بعد که برای صبحانه آمده بودیم، مجدد با ما صحبت کردند.
پیشنهادهای فوقالعاده و عالی دادند. همه چیز رایگان میدادند. تحصیل، شرایط درمانی، تیممان، خانهمان؛ حقوقمان خوب بود و همه جوره ما را حمایت میکردند. گفتند در عرض کمتر از یک هفته ویزای دائم به شما میدهیم.
ابتدا جواب منفی دادیم اما بعد دیدیم کشورشان (استرالیا) به لحاظ امکانات و فوتبال خوب است. وسوسه شدیم که بمانیم و هر کسی بود وسوسه میشد. من به خودم گفتم شاید دیگر این فرصت پیش نیاید.
ما قبول کردیم و ماندیم. همه چیزشان هم روی اصول و حساب و کتاب بود ولی بعد از چند روز دیدیم هیچ جا برای ما ایران نمیشود و دوری از خانواده سخت است.
صحبتهای مجری ناراحت کننده بود، متوجه شدیم جنگ شده و سر و صدای استادیوم هم در سرود ما تاثیر گذاشت. همه اینها دست به دست هم داد. مجری تلویزیون با ما خوب صحبت نکرد و همه ناراحت شدیم، چون بچهها در هر شرایطی سرود ملی را خواندند و احترام گذاشتند. /صداوسیما