…………………….
✍یدالله کریمیپور
تهدیدهای اخیر ترامپ و شبیهسازی مدل ونزوئلا برای ایران، بر خلاف برخی تفسیرها تطابق پذیر نیست. واقعیتهای ژئوپلتیک و ساختاری نشان میدهد که مدل «کاراکاس» در تهران بازتولیدناپذیر است. چرا؟
۱. ونزوئلا در حیاطخلوت آمریکا محصور است، ولی ایران قلب تپنده اوراسیا و چهارراه کریدورهای حیاتی جهان است؛
۲.برخلاف ونزوئلا، ایران مجهز به شبکه منطقهای و قدرت موشکی نامتقارن انکار ناپذیری است؛
۳. ونزوئلا بازیگری حاشیهای است؛ در حالی که ایران به هر رویو با وجود ضعیف شدنش، هنوز کنشگری تعیینکننده در موازنه قدرت خاورمیانه می باشد؛
۴. جامعه ایران برخلاف ساختار شهری و وابسته به دولتِ ونزوئلا، دارای شبکههای اجتماعی پیچیده و اقتصاد غیررسمی منعطفی است که تاب آوری آن را افزایش می دهد؛
۵. ونزوئلا با فشار خارجی بیگانه یاکمتجربه بود، ولی رژیم اسلامی دهههاست که با حافظه تاریخی جنگ و تحریم، سازگار شده است؛
۶. برخلاف فروپاشی کامل ساختار نفتی ونزوئلا، اقتصاد ایران به رغم فشارها، نوعی سازگاری اجباری و مقاومت ساختاری، البته نافرخنده پیدا کرده است؛
۷. بحران ونزوئلا بیشتر معیشتی است، ولی چالشهای ایران ریشه در هویت، تاریخ و تقابلهای تمدنی دارد که چشمانداز متفاوتی ایجاد میکند.
کوتاه انکه: الگوی ونزوئلا قابل تعمیم مکانیکی به ایران نیست. تهدید ترامپ با واقعیت قدرت سخت و نرم ایران فاصله دارد و سناریوی مداخله احتمالی، نمیتواند کپیبرداری از مدل کاراکاس باشد.به گمانم شکل ومقیاس تهدید ترامپ بسمتفاوت با گونه کاراکاسی است.