یادداشتی بر کتاب «هەگ شاعرم ئەنارم»)

-5942807215548861423_121

………………..

مهدی آرمانی

مجموعه شعر ” هەگ شاعرم ئەنارم” حاصل طبع آزمایی، موسی امایی، شاعر جوان ایلامی است. مجموعه ای از چهل و چهار غزل، در صد صفحه، که ناشر آن، انتشارات زاناست.

امایی، از شاعران برآمده از انجمن های ادبی ” هانا” و بعد ها ” بیان” است که عمر شعری و شاعرانگی اش، کمتر از یک دهه است

و در این بازده زمانی، مسیر شعری خود را یافته و در قالب غزل، و از دریچه ی تغزل، به شعر می نگرد. فضای شعرهای او، ساده و صمیمانه است و عاطفه، عنصری است که در غزل های او پایدار است.

درون مایه غزل های امایی، عاشقانه است؛

و این سیر عاشقانه در امتداد شعرایش جاری است.

نگاه امایی در پرداختن به معشوقه ای که از آن می گوید بیش از آنکه توصیف گونه و بیرونی باشد درونی است. در پرداخت مضامین عاشقانه، زبان او ساده و صمبمی و روان است و معانی شعری او سهل الوصول،

و نشانی از تصاویر دیریاب و پیچیدگی های زبانی نیست.

استفاده امایی، از آرایه های ادبی، معتدل است و تصویرهای شعری اش ملایم است و عاطفه ای سیال در شعرهایش امتداد دارد.

خاستگاه عاشقانه هایش وقوعی است؛ و ساده و بی تکلف و صمیمانه، از معشوقه ای می گوید که در میدان ذهنی او می خرامد؛

گاه باب گلایه باز می کند، گاه اشاره های رندانه به او دارد و در لحظه های خود او را به تصویر می کشد.

نگاه او در این مجموعه تازه است؛ و فراتر از حصار کهنه ی وصف گرایی های کلیشه ای است و بیش از آنکه معشوقه ای را به نمایش بگذارد، خود را به تصویر می کشد.

نیەزانم ڕا تو خوەم چۊنم ک ڕێ کەی دە ڕەنگ و خۊنم

دە جامەک هەم هە خوەت دۊنم گرم خوەم ئێشتبا وەردت

چرا که عشق، در درون اتفاق می افتد و عشق حاصل جمع همین اضداد درونی است؛

اضدادی که در شکل هنری آن، در قالب کلمه ها

به شکل شعر در می آیند و سندرم وار تعمیم می یابند.

بێ ت وە هەر کۊچە چم داخ تو تازەو دووێ

هەێمە گرم عاشقەێل ڕا چە چنە شار ِتر

معشوقه ای که امایی از آن می گوید حضوری اثیری دارد و بیش از آنکه در دنیای عینی او باشد در لایه های پنهانی ذهنی اوست؛

خوو هایە سەر زندگییت ئەوقە ک نەیتەم

خوو هایە سەرم ئەوقە ک نەۊمەس وە سەر ِخوەم

جایی که دور از دسترس است؛ ناخودٱگاهی، که جایگاه جنون های شاعرانه است.

مجموعه ” هەگ شاعرم ئەنارم” داستانی  است از اتفاق ذهن و زبان و تصویر و عاطفه،

که راوی اش، شاعری است که این داستان را مونولگ وار پیش می برد.

در مدار شعری امایی، عشق در چرخش است؛

و رنگ و لعاب شعری اش، عاطفه ای است که از این مخزن گدازان-عشق- جوشیده است

نامم کەفێگە دەر خوو، دڵتەنگتم ئەنارم

دەم ئەوڕەسینە مەردم ئەر نامتیشە نارم

پیکره کلی و گشتالتی مجموعه شعر ” هەگ شاعرم ئەنارم ” عشق است؛ عشقی که در حال شدن است و جای خالی معشوقه ای که آفریدگار و آفرودیت شعرهاست.

هە دە جاێ م ڕۊ دە ئەۊ خەی هە دە لاێ م نەقڵ ئەۊ کەی

دی نەکوت چەقوو دە قەڵبم ک نەماگە جاێ یەکێ تر …

-5942807215548861423_121

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *