……………………….
✍ دکتر کرم علیرضایی
شب یلدا یا «چله»، یکی از کهنترین جشنهای خورشیدی ایرانی است که ریشه در سنتهای پیشازرتشتی و باورهای اسطورهای مرتبط با زایش خورشید دارد. یافتهها نشان میدهد که یلدا، افزون بر کارکرد آیینی، نقشی مهم در تقویت همبستگی خانوادگی، انتقال حافظهٔ فرهنگی و بازتولید هویت ایرانی داشته است.این شب، یکی از مهمترین آیینهای فصلی ایران باستان است که در بلندترین شب سال(شب اول دی ماه)، برگزار میشود. این آیین در متون تاریخی و ادبی ایرانی همواره بهعنوان جشنِ «پایان تاریکی» و «آغاز فزونیِ نور» شناخته شده است و در شعر شاعران پارسیگوی به فراوانی آمده است. اهمیت این شب در پیوند آن با تقویم خورشیدی، باورهای اسطورهای و نظام نمادین فرهنگ ایرانی نهفته است. یلدا، ریشه در آیینهای خورشیدپرستی و باور به زایش «مهر» (میترا) دارد. برخی پژوهشگران، پیدایش این جشن را مرتبط با سنتهای مهرپرستی در ایران و آسیای غربی دانستهاند. بر اساس منابع اوستایی و متون پهلوی، ایرانیانِ کهن، شب انقلاب زمستانی را، زمان نبرد نور و تاریکی میدانستند که پس از آن، نیروهای روشنایی بر اهریمن تاریکی چیره میشوند. واژهٔ «یلدا»، غیر ایرانی و از ریشهٔ سریانی yalda، بهمعنای «میلاد مسیح= زایش» وارد فارسی شده است که با « نویل- noel »، بیست و پنجم دسامبر اروپایی، برابر است و در متون دورهٔ اسلامی، بهویژه نزد شاعران و تقویمنگاران، رواج یافته است(زبان سریانی، یکی از گویشهای زبان آرامی است که از قرن هفتم میلادی در میان جوامع مسیحی بینالنهرین رواج داشته و با یورش تیمور لنگ مغول در قرن سیزدهم میلادی به افول رفته است).ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه، از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن، «میلاد خورشید/ زایش نور و روشنایی» دانسته است. با اینحال، اصل جشن، بسیار کهنتر از واژهٔ ایرانیِ «یلدا» است.
سرخی انار، هندوانه و آجیل یلدا، نماد گرمابخشی خورشید و باززایی طبیعت است. این رنگ در جشنهای مهرپرستان نیز نشانهٔ مهر و نور بوده است. افروختن چراغ یا آتش در یلدا، یادگار سنتهای زرتشتی در پاسداشت فروغ است؛ فروغی که نماد راستی، آگاهی و زندگی شمرده میشود. فال حافظ و شاهنامهخوانی در یلدا، نمود پیوند آیینهای باستانی با ادبیات ملی ایرانی است. در شاهنامه نیز بارها به تقابل نور و تاریکی اشاره شده و این مفهوم، بستر فرهنگی شب یلدا را تقویت کرده است. یلدا، شب گردهمایی نسلهای گوناگون است؛ نوعی «یادبود گروهی» که حافظهٔ خانوادگی و قومی را زنده نگه میدارد. پایداری آیین یلدا طی هزاران سال، با وجود دگرگونیهای سیاسی و دینی، نشان از نقش هویتی و دیرپای آن دارد. یلدا، بخشی از «هویت تاریخی – فرهنگی ایرانی» است که جامعه را در برابر فراموشی تاریخی محافظت میکند. یلدا، تنها یک جشن فصلی نیست؛ بلکه پدیدهای فرهنگی با لایههای اسطورهای، اجتماعی و نمادشناختی است. استمرار این آیین در حافظهٔ جمعی ایرانیان نشان میدهد که یلدا، نقشی محوری در بازتولید هویت ملی، پیوندهای خانوادگی و حفظ میراث فرهنگی ایرانی دارد(منابع: فرهنگ سخن، انوری،۱۳۸۱: ۸۵۷۷ – فرهنگ اساطیر، یاحقی،۱۳۸۶: ۹۱۳ – فرهنگنامهی ایران باستان، غیاث آبادی، ۱۳۹۱: ۵۲۲ – راهنمای جشنهای ملی ایران باستان، غیاث آبادی،۱۳۸۷: ۴۷ – روزنامهی فرهیختگان،ش۴۴۹: ۸ – نامهی ایران، یزدان پرست، جلد سوم،۱۳۸۵: ۸۷).
برخی «یلدا» را مرکب از دو جزء «یل» به معنای بزرگ و تنومند و «دا» به معنای مادر دانستهاند؛ اما این برداشت و تفسیر معنایی در هیچیک از منابع و مآخذ معتبر ثبت نشده است. افزون بر این، در زبانهای ایرانی باستان و نیز در زبان سانسکریت، «دا» به معنای «شیردادن» یا «شیر مکیدن» بهکار رفته و از نظر ریشهشناختی به معنای «مادر» نیست و همان معنی«زایش و زادروز خورشید و مهر و روشنایی» از آن، برداشت میشود. برای آگاهی و بررسی بیشتر میتوان به منابع زیر مراجعه کرد: ریشهشناسی واژههایی از گویش بختیاری، طاهری، ۱۳۹۱: ۱۱۶؛ و واژگان گویشها در حماسههای ملی ایرانی، کرم علیرضایی، زاگرو، ۱۴۰۲، صص ۱۵۰–۱۵۲.