مرگ اندیشی تجربه‌گرا و خردمندانه

-5794145387978361639_109

………………………..

✍محمدجعفر محمدزاده

در آموزه‌های دینی، خرد و عقل، اگرچه موهبتی الهی‌اند، باید در خدمت ایمان و اخلاق و رستگاری انسان قرار گیرند. جهان گذرگاه است نه قرارگاه؛ و مسیر بهشت و جهنم از همین دنیا آغاز می‌شود.

امیرالمؤمنین علی(ع) در خطبۀ ۱۷۳ نهج‌البلاغه می‌فرماید:

«بدانید این جهان که شما آرزوی آن را دارید و بدان روی می‌آرید و شما را به خشم می‌آرد و خشنود می‌دارد، نه خانۀ شماست و نه جایگاهی که برای آن آفریده شده‌اید و بدان فراخوانده شده‌اید.»

در همین معنا، فردوسی با بهره‌گیری از گفت‌وگوی زال با دانایان دربار منوچهر، حقیقت این جهان فانی را چنین می‌سراید:

 دگر شارستان بر سر کوهسار

سرای درنگ است و جای شمار

همین خارستان چون سرای سپنج

که هم ناز و گنج است و هم درد و رنج

همه رنج ما مانده با خارستان

*گذر کرد باید سوی شارستان

در خطبۀ ۴۲ نیز امام علی(ع) میان «روز کار» و «روز شمار» تمایز می‌نهد و می‌فرماید:

«همانا امروز، روزِ کار است و روزِ شمار نیست، و فردا روزِ شمار است و کسی را مجالِ کار نخواهد بود.»

این سخن همان حقیقتی است که فردوسی چنین بیانش می‌کند:

 نخستینت فکرت، پسینت شمار

تو مر خویشتن را به بازی مدار

در نگاه فردوسی، مرگ یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال روشنگرترین جلوه‌های هستی است. مرگ‌اندیشی او هم تجربه‌گراست و هم اندیشورانه؛ گویی خود ناظر مرگِ از نخستین انسان و شهریار تا زمانۀ خود بوده است و از فرجام کار آگاه. از این‌رو سخنش از مرگ، نه تنها شاعرانه، که حکیمانه و خداباور است:

چنین است رسمِ سرای سپنج

یکی روتن آسان و دیگر به رنج

بر این و بر آن روز هم بگذرد*چ

خردمند مردم چرا غم خورد؟

چه پرهیزی از تیزچنگ اژدها

که گر ز آهنی، زو نیابی رها

همه کارهای جهان را در است

مگر مرگ را کان دَرِ دیگر است

در خطبۀ ۱۹۰ نهج‌البلاغه آمده است: «شما در گروِ آنید که از پیش خریده‌اند و پاداش آن را خواهید گرفت.»

و فردوسی نیز می‌گوید:

چو در گور تنگ استوارت کنند

همه نیک و بد در کنارت کنند

سخنی از پیشوایان دین است که مردم خوابیدگانند و چون بمیرند از خواب برخیزند، الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا در همین معنی است که حکیم فردوسی می‌گوید:

و دیگر که گیتی فسانه‌ست و باد

چو خوابی که بیننده دارد به یاد

چو بیدار گردد ببیند به چشم

اگر نیکویی دید اگر درد و خشم

در نهایت، همان‌گونه که در آموزه‌های دین فروغ توحید، عدالت و عقلانیت است، شاهنامۀ فردوسی نیز آینۀ دادگری، خردورزی و ایمان به حقیقت است.

شاهنامه، کتابی برای شناخت خود، شناخت جهان، و شناخت راهی است که انسان را از خارستان رنج به شارستانِ آرامش می‌رساند.

چکیده و تأملی بر سی‌وچهارمین شب شاهنامه‌

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *