آموزه‌های نوبلیست‌های ۲۰۲۵ برای ایران؛

رشد از درون انسان‌ها آغاز می‌شود

-6032620285992831828_121

…………………

✍️علی حیات‌نیا

برندگان جایزه نوبل اقتصاد امسال یعنی جوئل موکیر، فیلیپ آژیون و پیتر هاویت، هر سه از منظری متفاوت، اما در مسیری مشترک حرکت کرده‌اند و آن این‌که اقتصاد تنها حساب و کتاب سرمایه نیست بلکه روایت انسان است.

رشد واقعی نه از دل پول و سیاست‌های مالی، بلکه از دل کنجکاوی، یادگیری و جسارت نوآوری زاده می‌شود.

کمیته نوبل در معرفی جوئل موکیر نوشته است که او نشان داده است که پیشرفت فناورانه پایدار تنها در جوامعی ممکن است که به دانش و گفت‌وگو اعتماد دارند.

موکیر با بررسی انقلاب صنعتی اروپا می‌گوید این تحول نه با سرمایه‌گذاری‌های کلان، بلکه با شکل‌گیری فرهنگ رشد آغاز شد، فرهنگی که در آن، دانشمندان و صنعتگران یاد گرفتند به‌جای ترس از ایده‌های تازه، آن‌ها را بیازمایند، او بارها تأکید کرده است که توسعه‌ی پایدار تنها وقتی رخ می‌دهد که مردم بتوانند توضیح دهند چرا فناوری کار می‌کند.

در جامعه‌ای که پرسش ممنوع است، پیشرفت هم ممنوع می‌شود. برای ایران امروز، این حرف معنای روشنی دارد، چرا که تا زمانی که آزاداندیشی، گفت‌وگو و اعتماد به دانش در دانشگاه‌ها، نهادها و رسانه‌ها به یک ارزش بدل نشود، هیچ سیاست اقتصادی با میلیاردها تومان بودجه پایدار نخواهد بود.

آژیون و هاویت هم با نظریه‌ی “تخریب خلاق” خود، چهره‌ی رشد اقتصادی را از نو تعریف کردند. آن‌ها نشان دادند که رشد، زمانی اتفاق می‌افتد که اقتصاد اجازه دهد فناوری‌های تازه، شرکت‌های ناکارآمد را کنار بزنند. در دنیای آن‌ها، هر پیشرفت تازه ناگزیر بخشی از گذشته را نابود می‌کند و این طبیعی‌ترین راه بلوغ اقتصادی است.

اما در بسیاری از اقتصادها، از جمله کشور خودمان، ما از همین نقطه می‌ترسیم. می‌خواهیم رشد کنیم، اما نمی‌خواهیم چیزی تغییر کند. می‌خواهیم نوآوری کنیم، اما نمی‌خواهیم نظم موجود به‌هم بخورد.

در حالی که به‌قول آژیون در اقتصادهای چون ایران، انحصار، رانت و حمایت‌های بی‌هدف از صنایع سنتی سال‌هاست فرصت رقابت را از نوآوران جوان گرفته است.

به نظر می‌رسد اگر بخواهیم از رکود خارج شویم، باید جرأت بازکردن فضا برای رقابت سالم را داشته باشیم، حتی اگر این رقابت در کوتاه‌مدت به‌هم‌ریختگی بیاورد.

پیتر هاویت، در امتداد همین مسیر، بر نقش پژوهش و آموزش به‌عنوان موتور بلندمدت رشد تأکید دارد.

به باور او، بهره‌وری زمانی افزایش می‌یابد که میان دانشگاه، صنعت و دولت پیوندی زنده و دوطرفه برقرار باشد.

در کشورمان اما پژوهش اغلب به پروژه‌هایی کم‌اثر و بی‌ارتباط با نیاز واقعی صنعت تبدیل شده است.

اگر نگرش ما به تحقیق به‌عنوان سرمایه‌گذاری برای آینده تغییر کند، حتی منابع محدود هم می‌توانند نتایج بزرگ بیافرینند.

سه نوبلیست امسال، هر کدام از زاویه‌ای به یک موضوع واحد و مشترک اشاره دارند که رشد اقتصادی از درون انسان‌ها آغاز می‌شود نه از بیرون آن‌ها و این رشد از ذهنی که می‌پرسد، از فرهنگی که نقد را تاب می‌آورد، از نظامی که رقابت را تشویق می‌کند و از سیاست‌گذاری‌‌هایی که به دانش اعتماد دارند حاصل می‌شود.

اگر در ایران بتوانیم ترس را با کنجکاوی، انحصار را با رقابت و بی‌اعتمادی را با یادگیری جایگزین کنیم، مسیر توسعه حتی در شرایط سخت باز خواهد شد، در غیر این‌صورت، هر بودجه‌ای، هر برنامه‌ای و هر شعار توسعه‌ای، تنها بازتولید گذشته خواهد بود.

شاید پیام اصلی نوبل اقتصاد امسال این است که تا زمانی که ما به‌عنوان جامعه به آینده‌ ایده‌آلی و جذابی که هنوز ساخته نشده ایمان نیاوریم، هیچ رشد پایداری ممکن نخواهد بود، اما اگر این ایمان را بیاموزیم،می‌توانیم اقتصادی بسازیم که به جای این‌که گذشته را تکرار کند، آینده را خلق کند، چرا که برای اینکه رشد و پیشرفت واقعی اتفاق بیفتد، باید پیش از دیدن نتیجه، به امکان آن ایمان بیاوریم. یعنی جامعه، سیاست‌گذار، کارآفرین، پژوهشگر یا هر فرد باید باور کند که آینده‌ی بهتر ممکن است، حتی اگر هنوز نشانه‌هایش در اطرافمان نیست.یعنی “امید” را به‌عنوان یک عمل عقلانی بپذیریم، امید به این‌که اگر یاد بگیریم، گفت‌وگو کنیم و نترسیم، می‌توانیم آینده‌ای متفاوت بسازیم. برای ساخت آینده، اول باید باور کنیم که ساختنی است.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *