……………………..
✍دکتر کرم علیرضایی
سرزمین دهلران و مناطق تابع چون موسیان، پهله و میمه، با وجود پیشینهای ده هزارساله، فرهنگی پویا و کهن و مردمی اصیل و خونگرم، در دهههای اخیر با چالشهای فراوانی روبهرو بوده که سیمای اجتماعی و زیستپذیری آن را تحت تأثیر قرار داده است. یکی از آشکارترین جلوههای این کاستیها، نبود پارکهای استاندارد، فضاهای سبز و تفریحگاههای عمومی و فرهنگی است؛ مسئلهای که نهتنها بر زیبایی بصری این شهرها به ویژه دهلران، اثر گذاشته، بلکه بر کیفیت زندگی شهروندان نیز سایه انداخته است. در شهری با اقلیم گرم و خشک، که گرمای تابستان آن طاقتفرساست، وجود فضاهای سبز و سایهبانهای طبیعی، ضرورتی اجتنابناپذیر است. با این حال، دهلران از نظر توسعهی شهری و طراحی فضاهای عمومی، همچنان در حاشیه مانده و از کمترین امکانات برای استراحت، تفریح و نشاط اجتماعی مردم برخوردار است.
بیتوجهی به توسعهی شهری، تنها بخشی از مسئله است. بیکاری گستردهی جوانان دهلرانی، بحران دیگری است که پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و حتی روانی متعددی به همراه داشته است. با وجود منابع طبیعی فراوان، زمینهای کشاورزی حاصلخیز، چشمههای آبگرم، ظرفیتهای گردشگری، ذخایر نفت و گاز فراوان و موقعیت مرزی مناسب برای تجارت، دهلران هنوز نتوانسته است در مسیر توسعهی پایدار قرار گیرد، بنابراین، جوانان مستعد و تحصیلکرده، به سوی مهاجرت و دوری از شهر و ولایت خویش سوق داده شدهاند؛ مهاجرتی که نه از سر میل، بلکه از سر ناچاری است.
این وضعیت نشان میدهد که دهلران بیش از هر چیز به برنامهریزی علمی، مدیریت آیندهنگر و سیاستگذاری فرهنگی و اقتصادی هدفمند نیاز دارد. ایجاد زیرساختهای شهری از جمله پارکها و فضاهای سبز، نه فقط برای زیبایی شهر بلکه برای ارتقای سلامت روانی و اجتماعی مردم ضروری است. در کنار آن، حمایت از کارآفرینان، احیای صنایع محلی، توسعهی گردشگری طبیعی و تاریخی، و سرمایهگذاری در بخش کشاورزی نوین و جذب جوانان این خطه در پالایشگاهها و کارخانهی سیمان و دیگر صنایع مادر، میتواند امید تازهای در دل جوانان این سرزمین زنده کند.
دهلران شایستهی آن است که از حصار بیتوجهی و محرومیت رها شود و به جایگاه واقعی خود در نقشهی توسعهی کشور بازگردد؛ شهری که روزی بتواند همزمان، نماد مقاومت، شهادت، ایثار، تاریخ، فرهنگ و پیشرفت باشد. به امید آن روز.