………………..
✍ کرم علیرضایی
این زبان، میراث دوران دیوانسالاری قاجار و بوروکراسی پهلوی است که در دورهی جمهوری اسلامی نیز بدون اصلاح، تداوم یافته است که در شیوهی نگارش آن، کاربرد افراطی واژهها و ترکیبهایی چون: اینجانبه، مرقومه، محترمه، عطف به نامهی شماره، ایفاد میگردد، بدینوسیله به استحضار میرساند، حسب الامر، معروض می دارد، احتراما، مبذول میدارد و نظایر آن، نشان از ذهنیتی دارد که زبان را نه برای انتقال معنا، بلکه برای نمایش قدرت، چیرگی بر واژگان، رسمیت و فاصلهی اجتماعی بهکار میگیرد. در چنین زبانی، سادگی و صراحت که از اصول ارتباط مؤثر است، جای خود را به پیچیدگی، تعقید، تکلف و واژگان مرده داده است. کارمند اداری بهجای آنکه بنویسد: «لطفاً پاسخ دهید»، مینویسد: «خواهشمند است در اسرع وقت نسبت به ارسال پاسخ، اقدام مقتضی معمول فرمایید!»
زبان اداری باید از نو بازتعریف شود؛ زبانی که با مردم سخن بگوید، نه علیه آنان. شفافیت زبانی، نخستین گام در شفافیت اداری است، و تا زمانی که زبان رسمی کشور بیمار است و بسیاری از مدیران و سردمداران امر، هیچگونه آشنایی با شیوهی نگارش زبان فارسی ندارند، میتوان اذعان نمود که با این آش شله قلمکاری که تهیه شده، هیچ اصلاح ساختاری و ژرفی در نظام آن به نتیجه نخواهد رسید.چون زبان اداری در ایران، طی دهههای اخیر از رسالت اصلی خود، یعنی انتقال روشن، دقیق و مؤدبانهی پیام میان مردم و نهادها فاصله گرفته است. انباشت واژههای بیمعنا، ساختارهای کهنه و غیرمنطقی، تقلیدهای نادرست از زبان حقوقی و سوءبرداشت از زبان رسمی، موجب شده که مکاتبات اداری به زبانی پیچیده، گنگ و بیروح تبدیل شود. این فاجعه و تراژدی، نهتنها مانع ارتباط کارآمد میان مردم و دولت شده، بلکه خود به نشانهای از ضعف فرهنگی و بیتوجهی به شأن زبان فارسی در نظام دیوانی بدل گشته و به فاجعه و تراژیکی همگانی و مخرب تبدیل گشته است. البته آرای دادگاهها و نوشتار درون سازمانی ادارات بر در و دیوار و تابلوهای سطح شهرها، خود حدیثی سوگوارانه و ناپیداکران است که به کتابی گسترده و موشکافانه نیاز دارد.
پس، راه برونرفت از این تراژیک اداری، زبانی و ادبی چیست؟! :
۱٫ بازنگری در دستورالعملهای نگارش اداری و تدوین شیوهنامهای نوین و ساده.
۲٫ آموزش کاربردی زبان فارسی اداری در دانشگاهها، آموزش و پرورش و سازمانهای اداری و غیر اداری و صدا و سیما.
۳٫ جایگزینی شفافیت به جای تشریفات: جملهی ساده، کوتاه، دقیق و صادقانه.
۴٫ ایجاد فرهنگ زبانی نو در نظام دیوانی: که در آن زبان به مردم خدمت کند نه بر آنان، قدرتنمایی نماید.
فرجام سخن اینکه: فاجعه و تراژدی زبان اداری در ایران، بیتوجهی به زبان فارسی است که این زبان سترگ و کهن، بهمثابهی شیرازه و حافظ فرهنگ ملی ماست، اگر اصلاحی بنیادین در آن صورت نگیرد، زبان فارسی رسمی، بیش از پیش به زبانی مرده و کلیشهای بدل میشود؛ زبانی که دیگر نه ابزار ارتباط، بلکه دیواری میان دولت و ملت خواهد بود و بیم فرو ریختگی آن احساس میشود.(برای آگاهی افزونتر، به کتاب آیین نگارش، از نگارنده، انتشارات حروفیه تهران، چاپ اول، ۱۳۸۳ مراجعه فرمایید.)
نمونهای فشرده از همان زبان اداری متورم و متوهم که در بسیاری از ادارات ایران رواج دارد، در زیر آورده میشود:
شماره: ۴۱۲/۹۸
تاریخ: ۱۴۰۳/۱۰/۲۲
موضوع: در خصوص اجرای مفاد مصوبهی اخیر.
مدیریت محترم امور اداری
با سلام و تحیات وافره
احتراماً، عطف به مرقومهی شمارهی ۲۳۵/۸ مورخ ۱۴۰۳/۱۰/۱۵، به استحضار میرساند، با عنایت به مقتضیات موجود و حسب الامر مشهود در راستای صیانت از مصالح و ممکنات سازمان، شایسته است دستور فرمایید نسبت به تسریع در اجرای مفاد مصوبهی مرقوم، اقدام لازم معمول و نتیجه جهت مزید استحضار این ادارهکل ایفاد گردد.
قبلاً از بذل عنایت، معاضدت و همکاری جنابعالی کمال امتنان بهعمل میآید.
با تجدید احترام فایقه-
رئیس ادارهی کل امور پشتیبانی
(امضاء)
مهر