…………………………..
✍️ دکترحبیب بخشوده
برای اکثر شاعران و شعر دوستان دکتر بهروز یاسمی نامی آشنا و شناخته شده است او توانسته است،غزل های ساده،روان و صمیمی خود را ازطریق کتابهای” همان گناه همیشه ،”عاشقی جرم قشنگی ست”
و” تقویم گناهان تازه” به شعر معاصر عرضه کند.
غزل مهم ترین قالب مورد علاقه ی دکتر یاسمی است ،او اگر چه گاه در قوالبی مانند مثنوی طبع آزمایی کرده اما شمار این آثار در میان انبوه غزلهایش قابل اعتنا نیست.
خوشبختانه بهروز یاسمی در چند سال اخیر به زبان مادری شعر می گوید و با سرایش شعر کردی،در بین مخاطبان شعر امروز جایگاهی مطمئن به دست آورده،با این همه تاکنون کتابی به زبان کردی از استاد یاسمی منتشر نشده و او بیشتر سروده هایش را به مدد فضای مجازی به جامعه ی ادبی ارائە می دهد.
شعر کردی یاسمی با شعر فارسی او دو وجه مشترک دارد.نخست آن که ساده و صمیمی است و دوم عنصر غالب سروده های او در فوران و غلیان احساسات است و شاید به واسطه ی همین ویژگی های شاعرانه باشد که شعر یاسمی توانسته است در بین عامه ی مردم مخاطبانی را جذب کند و آن ها را به سوی خود بکشاند.
و اما بهروز شعر فارسی در سالهای پیشین دو تفاوت عمده با بهروز شعر کردی دارد.او پیشتر در شعر فارسی به عنوان یک شاعر عاطفی پر از هیجانات عاشقانه مطرح بودو همین ویژگی سبب می شد آنچه در کارنامه شعر خودداشت غالبا او را به شاعرشعرهای عاشقانه مبدل کند. اگر چه او گاه گداری در سالهای اخیربه سرایش،غزل های اجتماعی روی آورده است.
بهروز شعر فارسی،بمب غزل عاطفی است،نمونه توسعه یافته شعرنادرپور و مشیری و توللی
بیت هایی از غزلهای پیشین او:
غزلی تازه نوشتم غزلی تازه برات
تا بخوانی و بگویی: به فدای غزلات
غزلی مثل تو شیرین غزلی مثل تو شاد
مثل چشمای قشنگت تو شب رقص نگات
تو ای چشمها محو زیباییت
بهارست و فصل شکوفاییت
ناخوش شده ام درد تو افتاده به جانم
باید چه بگویم به پرستار جوانم؟
بهروز شعر کردی اما بنا به ضرورت شاعری اجتماعی، معترض و گلایه مند از اوضاع زندگی است چیزی که فقدان آن در کارنامه شعر فارسی اش کاملا مشهود است.بهروز کردی سرا در شعر کردی دیگر در ورطه ی احساسات عاشقانه نیست و به عشق وقعی نمیگذارد.او ترجیح می دهد راوی رنج های مردمش باشد و آینه ی اشعارش بیشتر جنبه ی اندیشه ورزانه او را منعکس کنند تا آنات زودگذر عشق و احساس.
شاید اگر یاسمی پا به عرصه ی شعر کردی نمیگذاشت در لابه لای برف شادی احساس شعرش دفن می شد و رفته رفته بهمن زمستانی عطوفت،درکوهستان سفید احساسات رقیق مدفنی برای عاطفه ی رقیقش می شد.ولی خوشبختانه درسالهای اخیرآفتاب گرم خردورزی
بر کوهسار احساساتش تابید و آبشار اندیشه از دامان اشعارش سرازیر شد.
بهروز یاسمی،اغلب اشعار کردی خود را در قالب مثنوي می سراید وآنچه از آثار منتشر شده ی او تا این لحظه قابل رویت است،این مدعا را ثابت می کند.مثنوی های او که بیشتر هجایی هستند،رویه ای توصيف گرانه دارند شکلی از روایت های ساده که با مخاطبان عام می توانند برای مدت های مدید ارتباط برقرار کنند.
این البته برخلاف روند شعر امروز استان های ایلام و کرمانشاه است که قالبهایی مثل غزل،دوبیتی ،رباعی،شعر سپید و آزاد در بین شاعران توانای پیشکسوت و جوانان مستعد،به وفور دیده می شود و مثنوی هجایی تقریبا سرایی از گردونه ی سرایش خارج شده است.
اما در شعر یاسمی مثنوی رنگ دیگری دارد گاه مکالمات زیبای او با طبیعت و تکیه بر معهودات نشانه دار،نوعی پیوند دیرینه را در شعر امروز با شعر گذشتگان برقرار می کند.
سهرده واس بانکووڵ سهرده واس بانکووڵ
ئەێ وجاخ کوورئەێ میلکان چوەڵ
خان مەسۊر هاکوو ئێ کەڵە بۊنێ
“شاکه کل بکهێ له شوون نۊنێ”
سخمەێ سکە دووز سەوز سوورانی
کونەێ کەڵ پووس گەوراێ گوورانی
و گاهی روای اندوه های قدیمی و ماندنی آرزوی روزهایی زیبا به شعر او رونقی تازه بخشیده است.
سەرم سەنگینە،دڵم دە سەنگە
دە ژێرەو نوڕم وەێ ئە ور تەنگە
ئێ ئەور کوانەێ یە ێ نم نەوارە
ئێ جلە کوانەێ هه چۊدەوارە
ئێ کەڕەمیە ئێ تەپ تووزە
ئێ چارەی چەفتە،ئێ هاڵ ڕووزە
ئێ چەوچەودەیەو تەم تەمە لۊلە
ئێ بن سیەێ گوڵەم قۊلە
ئێ شەۆ پەژارەێ شەوار شیمە
ئێ فچ فاچە ئێ وڕویمە
ئەێ ئەور سیە ێ چل ساڵە ڕەێوا
لە رۊ میلکان ئێ ماڵە ڕەێوا
وڵاوە بۊدەچۊ لاف کوانە
لە بان تەخت ئێ ئاسمانە
ساخسیتەسە بان ئێ زۊە
واگوزاردە ئێ خوداێ قۊە
در شعر یاسمی انبوهی از واژگان اصیل کردی درکنار هم نشسته اند.واژگانی که علاوه بر حس عمیق آرکائیک زبانی در هم نشینی با کلمات امروزی تر قابل فهم تر شده اند و اصالتشان مانند الماسی در دل معادن ارزشمند درخشان است.
“لیسک،هڕبیو،چەرداخ،ئاخڵە،تەم تەمەڵۊل”
شعر یاسمی به لحاظ تصاویر شاعرانه،متوازن است،او نه به تمامی در خدمت تخیل صرف است و نه به شعر زبان به تنهایی می اندیشد.
تشبیهاتش ریشه در اندوخته های ذهنی اش در شعر فارسی و کردی دارد
م کوردم خەم برارزامە،م تاوان فرەێ دامە
هەگلیامە،هەئەڵسامە،هە ئەڵسامە،هەگلیامە
خەم مەڕ کورمێ،خەم مەڕ برامێ
وەهەر کوو مەچم،ڕەفیق ڕامێ
( بیت مشهور کردی)
او در اینجا وجه شبهی تازه برای شعر خود می یابد.
“افتادن و برخاستن و برخاستن و افتادن”
اتفاقات تاریخی،شکست و پیروزی های مکرر
چیزی که تشبیه او را زنده تر و نمایان تر از شعر فولکلور پیشین می گرداند.
شعر یاسمی سرشتی کنایه وار دارد.کنایه هایی که در کلام هر کرد زبانی ساری و جاری است و آیرونی زیبایی از تضاد و طنز حیات بشری را نمایان می سازد.
شعر کردی بهروز یاسمی می تواند در آینده ای
نزدیک و با تجربه فضاهای جدید و قوالب نو،اقالیم زیبایی از دنیای ترانه و تغزل به مخاطبان امروز تقدیم کند.برای او آرزوی بهترین ها دارم.