………………………
✍دکتر کرم علیرضایی
در عصر ارتباطات بیحد و مرز، زبانِ انسانی، گرفتار نوعی آشفتگی و فروپاشی در معنا شده است؛ پدیدهای که میتوان به زعم نگارنده، آن را بهصورت نمادین «زبان یأجوج و ماجوج» نامید. در این گفتار کوتاه، نشان داده میشود که چگونه گفتار در فضای مجازی، از سطح معنا و اخلاق فاصله گرفته و به شکلی از هیاهوی جمعی بدل شده است که یادآور قوم اسطورهای یأجوج و مأجوج است.
در قرآن کریم(سورههای کهف و انبیا)، یأجوج و ماجوج، اقوامیاند پرشمار، پرتحرک و ویرانگر که سدّ ذوالقرنین، آنان را از جهان متمدن جدا کرد. آنان، نماد بینظمی، سیلوارگی، و بیفرهنگیِ جمعیاند.
در تفسیر نمادشناسانه، یأجوج و مأجوج نه صرفاً قوم تاریخی، بلکه نمودِ شوریدگی و بیمهاری در رفتار جمعی بشرند؛ زمانی است که غریزه بر عقل و هیجان بر خرد غلبه میکند.
شوربختانه، در شبکههای اجتماعی امروز، میلیونها انسان، همزمان سخن میگویند، اما کمتر کسی گوش میسپارد. گفتار، فراوان است، اما معنا کمرنگ. در این فضای پرصدا و بی در و پیکر، زبان از کارکرد ارتباطی خود تهی میشود و به ابزاری برای تخلیهی هیجانات، نفرتپراکنی، تهمت، اخبار دروغ، یا تظاهر بدل میگردد.این، همان وضعیتی است که میتوان آن را «یأجوجیشدن زبان» نامید: زبانی بدون اندیشه، شتابزده، بیریشه، و پرهیاهو.
کاربران در چنین فضایی، اغلب از واژهها چون سلاح استفاده میکنند؛ سلاحی برای تحقیر، تبلیغ، نفی، یا حذف دیگری. واژه، که در فرهنگ ایرانی، همواره حامل حقیقت و ادب بوده است، در اینجا به گلولهی مجازی و غیر حقیقی و نادرست تبدیل میشود و وجود غلطهای نگارشی و املایی فراوان در این فضای غیر واقعی، روح زبان و اندک سواد برخی کاربران را چون خوره از درون میخورد و ساختار آن را ویران میسازد.
زبانِ یأجوجی و مأجوجی، زبانِ بیمعناست. در آن، نشانهها از مرجع خود جدا میشوند و کلمات همچون صداهایی بیجان در هوا میچرخند. در چنین فضایی، هرکسی سخن میگوید، اما کمتر کسی، حقیقت را جستوجو میکند.این بحران، تنها اخلاقی نیست، بلکه فرهنگی و معرفتی است. جامعهای که زبانش آشفته شود، اندیشهاش نیز فرو میپاشد؛ چرا که تفکر بدون زبان، ممکن نیست.
راه رهایی از این وضعیت نا به سامان و کشنده، بازگشت به زبان اصیل، یعنی احیای روح گفتوگو و حرمت واژه؛ همانکه ایرانیان کهن آن را «گفتار نیک» مینامیدند.
بنابراین، زبان یأجوج و مأجوج در شبکههای اجتماعی، نشانهی بحران بزرگِ عصر ماست: بحران معنا، اخلاق و تفکر. آنچه در برابر آن میتواند ایستادگی کند، نه سانسور و سکوت، بلکه احیای آگاهی زبانی و بازگشت به خویشتن زبان پارسی است.
وقتی زبان دوباره حرمت یابد، گفتوگو معنا میگیرد، و انسان از سیلاب هیاهوی پوچ و غلط اندر غلط، رهایی مییابد. فهرستی از پنجاه واژهی عجیب، ساختگی با فارسینمای رایج در شبکههای اجتماعی را در دو بخش جدا آوردهام:
واژههای فارسینما (برگرفته از انگلیسی):
۱. لایکیدن ۲. فالوکردن ۳. آنفالو ۴. منشنکردن ۵. تگیدن ۶. ریپورتکردن ۷. بلاکیدن ۸.دیسلایکیدن ۹. ریتوییتیدن ۱۰. دایرکتدادن ۱۱. کپشننوشتن ۱۲. استوریگذاشتن
۱۳. پستگذاشتن ۱۴. ترندشدن ۱۵. وایرالشدن ۱۶. فالووربازی ۱۷. سینکردن۱۸. دیاکتیوکردن
۱۹. اکتیو بودن۲۰. فیکبودن۲۱. کرینجبودن۲۲. کراشداشتن۲۳. هیتدادن۲۴. ریاکتکردن
۲۵. تریلردیدن
واژههای ساختگی و خلاقانهی فارسی:
۲۶. دلانگیزانه۲۷. حالخرابانه
۲۸. حوصلهپریش۲۹. خوابدوست
۳۰. غمدوست۳۱. دلگیج۳۲. خوشفکرانه
۳۳. دلبرانه۳۴. لبخندورز۳۵. رویازی
۳۶. تنهاییپسند۳۷. اندوهورز۳۸. خشمانگیزانه
۳۹. خوابناکانه۴۰. دلتنگانه۴۱. لبخندناک
۴۲. خستگیطلب۴۳. مهرناک۴۴. شادیورز
۴۵. دلتنگپسند۴۶. حسناک۴۷. دلناچسب ۴۸. شابلون ۴۹. میقوری ۵۰. لبخندانه.
امروزه به سبب شبکههای اجتماعی گسترده و ناپیداکران، ارتباط میان گویشوران از طریق نوشتن، بیشتر شده است و اگر اصول و معیارهای نوشتار و دستور زبان فارسی از سوی کاربران رعایت نشود، زبان فارسی به عنوان یکی از ارکان هویت ایرانی آسیب میبیند.
در این راستا، دکتر میرجلالالدین کزازی گفته است: «روزگار ما، روزگار پریشانی و نابسامانی در قلمروهای فرهنگی است؛ زیرا فرهنگ به پدیدهای روزانه دگرگون شده است که میتواند دستخوش هرگونه فزون و کاست و دگرگونی بشود. بسیاری از این دگرگونیها نارواست، زیانبار است. هم به زبان آسیب میرساند، هم به فرهنگ. در گذشته مرزهایی در کار بود، کتاب میبایست نوشته میشد، به چاپ میرسید. چندین تن در این روند نوشتن و چاپ کتاب، همراز بودند؛ اما در این روزگار، دکمهای را میفشارند و هیچ راه و چارهای نیست که بتوان آن را سامان داد یا از میان برداشت؛ نه تنها در فرهنگ، در زمینههای دیگر نیز داستان همین است.
تنها راه برونرفت از این پریشانیها، این است که باید کسی که به کار فرهنگ میپردازد، خود هنجار و بایسته را در کاری که انجام میدهد در پیش چشم داشته باشد و هیچ چاره و راه دیگری من برای آن نمیشناسم.»
حکیم ناصرخسرو قبادیانی، در راستای والایی زبان فارسی، چه خوش، سروده است:
من آنم که در پای خوکان نریزم
مـر ایـن قیمتی دُرّ لفـظ دَری را
واژگان زبان پارسی را در شبکههای اجتماعی، درست به کار ببریم-